بخیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بخیه در پزشکی

محتویات

معانی [ویرایش]

۱- کوکی که روی پارچه با دست یا چرخ خیاطی بزنند. ۲ - دوختن بخشی از بدن که در اثر عمل جراحی شکافته شده باشد. اهل بخیه یعنی اهل فن، صاحب سررشته، وارد به کار. بخیه به آب دوغ زدن کنایه از: زحمت بیهوده کشیدن، کاری بی حاصل کردن بخیه بر روی کار افتادن ; کنایه از فاش گردیدن سر و آشکار شدن راز باشد. (برهان قاطع). کنایه از فاش شدن سر و آشکار گشتن است. رسوا شدن. سر نهانی آشکار گشتن

بخیه در پزشکی [ویرایش]

بخیه در پزشکی (suture) به معنی دوختن زخم یا جراحت با انواع مختلفی از نخ و سوزن است. انواع نخ بخیه مانند نخهای قابل جذب (کرومیک و ویکریل) یا غیرقابل جذب (نایلون و سیلک)، انواع سوزنها مانند کاتینگ ، ریورس کاتینگ و روند و انواع روشهای بخیه زدن مانند بخیه ساده ، بخیه پیوسته و بخیه دور و نزدیک وجود دارند.

تقسیم بندی نخ بخیه در پزشکی [ویرایش]

  1. قابل جذب : در این نوع اجزاء می توانند از هم متلاشی گردیده و در بین بافت ها جذب یا بدون آسیب تا مدتی باقی بمانند.
  2. غیر قابل جذب : در مقابل تخریب بیولوژیکی مقاومت نشان می دهد و در محل باقی می ماند تا روند بهبودی کامل شود برای همین به آن نخ دائمی نیز می گویند.
نخ بخیه کرمیک قابل جذب از روده حیوان

جنس نخ بخیه [ویرایش]

  • الیاف طبیعی ( مانند کتان، ابریشم و پنبه )
  • الیاف فلزی
  • روده حیوانات ( روده کوچک بره یا گاو)
  • الیاف مصنوعی ( مانند نایلون )

نخ بخیه ایده آل [ویرایش]

  • سرطان زا نباشد.
  • نفوذ ناپذیر باشد.
  • ایجاد حساسیت بافتی نکند.
  • گره های قابل اعتماد داشته باشد.
  • پس از دادن نتیجه مطلوب، جذب شود.
  • جهت رشد باکتری مناسب نباشد.
  • به راحتی قابل استریل کردن باشد.(با گاز اتیلن اکساید)

نگارخانه [ویرایش]

منابع [ویرایش]

  • فرهنگ معین
  • لغتنامه دهخدا
  • آشنایی با لوازم و تجهیزات اتاق عمل ( مترجم: فاطمه قارداشی)