بتی جین ایدی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بتی جی ایدی
نام اصلی بتی جین ایدی
زمینهٔ کاری نویسنده، سخنران
زادروز ۱۹۴۲
نبراسکا
ملیت آمریکایی
کتاب‌ها درآغوش نور (غرق در نور)
وب‌گاه رسمی http://www.embracedbythelight.com/

بتی جی ایدی(بتی جین ایدی)(به انگلیسی: Betty (Jean) Eadie؛ زادهٔ ۱۹۴۲)نویسنده آمریکایی کتابهای مربوط به تجربه‌های نزدیک به مرگ می‌باشد. مشهورترین کتاب این نویسنده، درآغوش نور (غرق درنور) می‌باشد. او دراین کتاب تجربه شخصی نزدیک به مرگ خود را توصیف کرده است. او همچنین کتابهای دیگری نیز در این زمینه دارد.

زندگی[ویرایش]

درسال ۱۹۴۲ از یک پدر دو رگه اسکاتلندی، ایرلندی و از یک مادر سرخپوست، درایالت نبراسکا واقع در داکوتای جنوبی به دنیا آمد. از بین ده بچه، او هفتمین فرزند خانواده بود. در سن ۴ سالگی پدر و مادرش از هم جداشدند و بتی همراه با شش نفر از برادر و خواهرهایش به مدرسهٔ شبانه روزی کاتولیکها فرستاده شد. در اولین زمستان مبتلا به سیاه سرفه و ذات الریه شدید شد. دکترها از او قطع امید کرده و انتظار نداشتند تا صبح زنده بماند. در همان لحظه او تجربه نزدیک به مرگ داشت. وطبق گفته خودش پیرمردی نورانی را می‌بیند که او را بغل کرده است. بعد از این جریان دوباره به زندگی باز می‌گردد.

مدرسه[ویرایش]

در آن مدرسه که راهبه‌ها آن را اداره می‌کردند با بتی برخورد سخت و خشنی داشتند. راهبه‌ها برای آنکه بچه‌ها را به دعا و آداب آنجا مجبور کنند، آنها را کتک می‌زدند و در اتاقهای کوچک محبوس می‌کردند. به گفته خودش آنجا دربارهٔ خدا به آنها درسهایی دادند که هیچ وقت فراموش نمی‌کند. آنها به او گفتند که سرخپوستها کافر و گناهکارندو او به این باور رسیده بود که راهبه‌ها در نظر خدا جایگاه خاصی دارند. به خاطر همین، ترس عجیبی از خدا در وجودش احساس می‌کرد و خدا را موجودی عصبانی و بسیار پرقدرت احساس می‌کرد که اگر خلاف میلش رفتار می‌کردند احتمالاً در روز قیامت یا حتی پیش از آن نابودش می‌کرد یا او را یکراست به جهنم می‌فرستاد.[۱] در هفت سالگی به مدرسه کارآموزی سرخپوستان برینارد فرستاده شد. درآنجا طبق گفتهٔ خودش از دیگر مدرسه بهتر بود و رفتار مسئولان با بچه‌ها شاد تر. به گفته بتی در آنجا صحبت از خدای شادتری می‌کردند که کمتر عصبانی می‌شد. او در کتاب غرق در نور می‌گوید:

جستجوی من به دنبال ماهیت حقیقی خدا ادامه داشت. و به کلیساهای مختلف می‌رفتم و آیات بسیاری از انجیل حفظ می‌کردم و اعتقاد پیدا کرده بودم که بعد از مرگ روح هرکسی کنار جسد، تا روز قیامت، در گور باقی می‌ماند تا مسیح بیاید و نیکوکاران برخیزند و با او باشند.[۲]

ازدواج اول[ویرایش]

در پانزده سالگی او را نزد مادرش فرستادند. او بخاطر فرار از زندگی سخت با مادرش، با پسر همسایه ازدواج کرد. که این زوج، بعد از شش سال، و داشتن ۳ فرزند از یکدیگر جدا شدند.

ازدواج دوم[ویرایش]

در اولین کریسمس بعد از طلاق با "جو" آشنا می شودو با او ازدواج می‌کند.. جو در یک پایگاه هوایی کار می‌کرد. او نیز مانند بتی از همسر خود جدا شده بود. در سال ۱۹۶۷ هفتمین بچه بدنیا آمد. اما طبق گفته پزشکان بایستی بچه را سقط می‌کردند چون احتمال می‌دادند که ناقص‌الخلقه بدنیا بیاید. اما بتی به این کار راضی نمی‌شود و بچه سالم به دنیا می‌آید. بتی و جو تصمیم می‌گیرند بعد از بچه آخر، برای جلوگیری از حاملگی، بتی عمل جراحی بستن لوله‌های رحم را انجام دهد.[۳]

مرگ[ویرایش]

در شب ۱۸ نوامبر ۱۹۷۳ برای عمل جراحی و بستن لوله‌های رحم در سن ۳۱ سالگی در بیمارستان بستری می‌شود. بعد از عمل جراحی همه چیز به خوبی پیش می‌رود ولی در همان شب اول بعد ازعمل جراحی ناگهان احساس عجیبی به او دست می‌دهد. و روح او از بدن جدا شده و به دنیای دیگری که در کتاب غرق در نور به آن پرداخته سفر می‌کند. و پس از مراحلی که در کتاب شرح می‌دهد به دنیا بر می‌گردد[۴]

پس از مرگ[ویرایش]

او در این سالها به نوشتن کتابهای متعدد پرداخته ا ست. سخنرانیهای متعددی انجام داده که همه آنها مربوط به تجربه نزدیک به مرگ او حکایت دارد.


برخی از سخنان بتی جین ایدی[ویرایش]

بدون عشق ، ما از هيچ ، نيز كمتر و ناچيزتريم ... ما روي زمين حضور داريم تا به يكديگر ياري رسانيم ، توجه و مهرباني ابراز داريم ، يكديگر را بفهميم و درك كنيم و سرانجام گذشت و اغماض داشته باشيم و ديگران را مورد بخشايش خويش قرار دهيم و به خدمت ديگران در آييم . ما به زمين آمده ايم تا براي هر موجودي كه در عالم فاني به دنيا آمده است ، احساس عشق و محبت داشته باشيم . ممكن است شكل و ظاهر دنيوي آنها به گونه اي باشد كه از پوستي سياه ، زرد يا گندمگون برخوردار باشند . ممكن است موجوداتي خوبرو ، زشت رو ، باريك اندام يا درشت هيكل و بالاخره فقير يا غني ، باهوش يا نابخرد باشند . اما مهمترين درس اين است كه آنان را صرفا از شكل ظاهري شان قضاوت نكنيم. بتی جین ایدی


تمام انسانهای روی زمین، دوست داشتنی نیستند. اما هنگامی که با شخصی رویا رو می شویم که به سختی می توانیم به او علاقمند شویم، اغلب به این دلیل است که چنین اشخاصی، ما را به یاد صفت مخصوص یا چیزی در وجودمان می اندازند که از حضور آن، به هیچ عنوان خرسند و راضی نمی باشیم. بتی جین ایدی


خلقت و آفرینش روحانی را می توان به یکی از تصویرهای عکاسی معمول در روی زمین مقایسه و تشبیه کرد. در واقع خلقت روحانی، مانند تصویر چاپ شده ای، براق و درخشان است، در حالی که کره زمین، نگاتیو تیره و دقیق همان تصویر اولیه و واحد می باشد. بتی جین ایدی


این خود ما هستیم که محیط اطرافمان را با افکاری که در ذهن داریم، می آفرینیم. بتی جین ایدی


چنانچه به راستی از قدرت ترسناک و عظیم واژه ها و گفته هایمان مطلع بودیم، یقینا ترجیح می دادیم به جای سخن گفتن و ایجاد هرگونه افکار منفی، سکوت اختیار کنیم! بتی جین ایدی


هنگامی که انسانی مبتلا به افسردگی حاد می شود، درست در برهه ای از زمان است که بیش از پیش به خود، و افکار و نیات باطنی خود می اندیشیده است و نوعی خودمحوری ایجاد کرده است. بتی جین ایدی


خدمت به دیگران، دارویی تسکین بخش و بسیار نافذ و مقتدر، برای شفای روح و کالبد جسمانی ما به شمار می رود. بتی جین ایدی


چنانچه یاد بگیریم از هر آن چه که در اختیار داریم، استفاده بهینه کنیم، باز هم بیش از پیش از خیر و برکات و شفای الهی دریافت خواهیم کرد. این قانونی انکارناپذیرست. اگر نیکی کنیم، بدانسان نیز نیکی دریافت خواهیم داشت، و اگر بدی کنیم، بدی از آن ما خواهد شد. این نیز یکی دیگر از قوانین اساسی روحانی است. بتی جین ایدی


هنگامی که بر زمین می خوریم، لازم است از جایمان برخیزیم، گرد و خاک لباسمان را بزداییم، و دیگر بار، به راهمان ادامه دهیم، چنانچه دوباره بر زمین افتادیم (حتی اگر میلیون ها بار بر زمین افتیم ...) هنوز نیاز داریم برخیزیم و به راهمان ادامه دهیم. بتی جین ای


ظاهرا هنگامی که ما از دنیا می رویم و می میریم، هیچ کاری، مگر انتقال از مکانی به مکان دیگر را تجربه نمی کنیم. مرگ، یعنی همانا رفتن از وضعیتی، به وضعیت دیگر. بتی جین ایدی

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • جین ایدی، بتی. غرق در نور. ترجمهٔ زهره زاهدی. انتشارات جیحون، ۱۳۸۲. شابک ‎۹۶۴-۶۵۳۴-۰۷-۴. 

پیوند به بیرون[ویرایش]