بث‌شبع

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از بتسابه)
پرش به: ناوبری، جستجو
بث‌شبع

نقاشی داوود و بث‌شبع در هنگام استحمام بث‌شبع، اثر پائولو ورنه‌سه، 1575، موزه هنر لیون
همسر اوریای حتی، داوود [۱]
فرزندان سلیمان، شیمه‌ئا، شوباب و ناتان[۱]
والدین پدر:الیام

بَث‌ْشَبَع یا بت‌شبع(به انگلیسی: Bathsheba)،(به عبری: בת שבע‎) دختر اَلیعام یا الیائن یکی از صاحب منصبان عبرانی است، که در اصل همسر اوریای حتی، یکی از جنگجویان داوود در نبرد علیه امان است (سموئیل دوم، ۱۱). به گفته یهوشوا گرینتز، استاد مطالعات عهد عتیق در دانشگاه تل‌آویو، داوود بث‌شبع را دید و دستور داد که او را به قصرش ببرند. وقتی که داوود فهمید که بث‌شبع توسط داوود حامله شده، سعی کرد تا اوریا را به خانه‌اش برگرداند (سموئیل دوم، ۱۳-۱۱:۶). وقتی این کارش با شکست مواجه شد، به دنبال بهانه‌ای گشت و پیدا کرد تا اوریا را در نبرد بکشد، سپس با بث‌شبع ازدواج کرد (۱۲-۱۲:۱). ناتان پیامبر داوود را برای این عمل سرزنش کرد (۱۲-۱۲:۱)، اما سرانجام طرف بث شبع را گرفت و از بر تخت نشستن فرزندش سلیمان پشتیبانی نمود (پادشاهان اول، ۱:۸). بعداً بث شبع موافقت کرد تا درخواست آدونیا برای آبیشاگ، همسر صیغه‌ای داود را به عرض سلیمان برساند. بث‌شبع علاوه بر سلیمان، حداقل سه پسر دیگر برای داوود به دنیا آورد: شیمه‌ئا، شوباب و ناتان (تواریخ اول، ۳:۵). به نظر می‌رسد پسر اول خیلی زود بعد از به دنیا آمدش به خاطر گناهی که پدرش مرتکب شده بود، از دنیا رفت (سموئیل دوم، ۱۲:۱۳).[۱]

دیدگاه اسلام[ویرایش]

دیدگاه اهل سنت[ویرایش]

این حکایت در بسیاری از روایات اهل سنت نیز آمده است . البته در این روایات به هیچ رو صحبت از زنا نیست بلکه داود، با انگیزه ازدواج با بتشبع ، دستور داد همسرش را به جبهة جنگ بفرستند؛ و چون او کشته شد، با بتشبع ازدواج کرد. این روایت را به واسطة انس بن مالک (متوفی 93) به محمد نسبت داده اند و از ابن عباس (متوفی 68)، سدی (متوفی 127)، حسن بصری (متوفی 110)، وَهْب بن مُنَبَّه (متوفی 116) و دیگران نیز روایت کرده اند.[۲]

گروهی از مفسران اهل سنت ، آیات 21 تا 25 از سورة «ص » را ناظر به نکوهش داود به سبب این عمل دانسته اند. بنابر مضمون این آیات ، هنگامی که داود به نماز ایستاده بود، دو نفر از دیوار بالا رفتند و بر او در محراب وارد شدند و دربارة اختلافی که با یکدیگر داشتند، داوری عادلانه خواستند. یکی از آن دو گفت که ما دو برادریم و برادر من 99 میش دارد و من یک میش ، و از من می خواهد که آن را هم به او واگذارم . داود این خواستة برادر را ستم دانست و سپس دریافت که به آزمایش الهی مبتلا شده است . پس ، از پروردگارش آمرزش خواست ، خدا نیز خطای او را بخشید. به نظر این مفسران ، آن دو تن ، فرشتگانی بودند که دعوایی ساختگی مطرح کرده بودند تا داود را به خطایی که در حق اوریا کرده بود، و با داشتنِ همسران متعدد همسر دیگری گرفته بود، متوجه کنند.[۲]

اما بسیاری دیگر از مفسران و متکلمان اهل سنت ، این حکایت را دروغ و ساخته و پرداختة حَشویّه می دانند و آیات یادشده را به گونه ای دیگر تبیین می کنند. ابن حزم آن را ساخته یهود می داند و معتقد است که این آیات دربارة تنازع دو انسان (نه دوفرشته ) برسرگوسفندان است ، و استغفار حضرت داود علیه السّلام را در این آیه ، راجع به این موضوع نمی‌داند.[۲]

فخررازی بر این نظر بوده است که حتی حشویّه نیز، که هرگونه روایتی را می پذیرند، حاضر به قبول چنین نسبتی به خودشان نیستند. بنابراین ، چگونه ممکن است چنین نسبتی به داود پیامبر داده شده باشد، در حالی که خداوند او را در آیات قبل و بعد به بیست صفت پسندیده ستوده است . او در تفسیر این آیات می گوید گروهی که قصد کشتن داود را داشتند، برای رسوا نشدن خود این داستان را ساختند و داود خواست آنان را مجازات کند، اما منصرف شد و از این قصدش توبه کرد. عضدالدین ایجی و جرجانی نیز با او همعقیده اند و جرجانی اضافه می کند که شاید استغفار داود برای آمرزش گناه متعرضان بوده باشد.[۲]

البته آن گروه از علمای اهل سنت که این آیات را راجع به همان روایت داود و همسر اوریا می دانند، چون معتقدند که خطای داود از نوع گناه صغیره بوده است و در ارتکاب گناهان صغیره برای پیامبران اشکالی نیست ، آیات مذکور را به چندگونه تفسیرکرده اند که این اقوال در کتابها دسته بندی شده است.[۲]

دیدگاه شیعه[ویرایش]

در تفاسیر سنّی و شیعی ، از علی بن ابی طالب نقل شده است که هر کس این ماجرا را به گونه ای نقل کند که قصه پردازان می گویند، او را 160 ضربه تازیانه خواهد زد؛ هشتاد ضربه برای قَذْف و هشتاد ضربه برای اینکه این قذف در حق یکی از پیامبران صورت گرفته است. از جعفر صادق نیز علاوه براین مضمون ، روایات دیگری رسیده است. از جمله ، قمی روایتی از آن حضرت ، مطابق با روایات اهل سنت ، نقل می کند، لاکن علمای شیعه آن را بر تقیّه حمل کرده اند. علی بن موسی الرضا نیز این حکایت را تکذیب کرده و ماجرای ازدواج داود و بتشبع را به این صورت یاد کرده است که در آن روزگار مرسوم بود سربازانی که در جبهه جنگ کشته می شدند، همسرانشان حق ازدواج نداشتند، و چون خداوند ازدواج داود را با همسر اوریا پس از اتمام عدّه مباح کرد، این ازدواج بر مردم گران آمد.[۲]

به عقیده بسیاری از مفسران و متکلمان شیعه ، این حکایت با تفصیلی که نقل شده ، مخالف عصمت پیامبران است و مردود شمرده می شود. همچنین آنان معتقدند که آیات یادشده به این نکته اشاره دارد که داود عمل مستحبی را ترک کرده بوده است؛ زیرا از آداب قضاوت این است که قبل از دفاعِ طرف مقابل ، حکم نشود.[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ Grintz، BATH-SHEBA، 3:‎ 211-212.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ ترابی، اکبر. «بَتْشَبَع». دانشنامه جهان اسلام. بنیاد دائرةالمعارف اسلامی. بازبینی‌شده در 11/15/2013. 

منابع[ویرایش]

  • Grintz, Yehoshua M. “BATH-SHEBA”. In ENCYCLOPAEDIA JUDAICA. vol. 3. 2 ed. New York: Thomson Gale, 2007. 211-212. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]