بالو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان آذربایجان غربی
شهرستان ارومیه
بخش بخش مرکزی شهرستان ارومیه
دهستان روضه چای
نام محلی بالو
نام‌های قدیمی بالاو
مردم
جمعیت 11000 نفر (سرشماری سال 1385 )
اطلاعات روستایی
پیش‌شمارهٔ تلفن 353

بالو روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران. به لحاظ وسعت و جمعیت به جرأت می توان گفت یکی از بزرگترین روستاهای استان است. اهالی این روستا ترک‌های آذربایجانی سنی‌مذهب تشکیل می‌دهند.[۱]

آب و خاک[ویرایش]

طبیعتاً انسان بدون وجود آب قادر به ادامه زندگی نیست و نبود آن باعث بخطر افتادن زندگی میشوداز جمله نگرانی های عمده کشاورزان بالو کم آبی و قطع آن در فصل تابستان است. مردم این مشکل را " قعس رو" مینامند مردم در این موقع از سال دل نگران و افسرده می شدند و بشتر بحث ها در خانه ها و قهوه خانه ها در مورد این مشکل بود و چه نفرین ها یی علیه عاملان این قطعی نثار میکردند .امروزه بدنبال وارد شدن امکانات حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق مردم تقریباً توانستند مشکل خود را تا حدودی حل کنند . در شمال روستا در باغچه قهوه چی ها در طرف حاجی آباد یک حلقه چاه عمیق و در باغچه برادران مولودی یک حلقه چاه عمیق ودر باغچه جهانگیر مسکینی در غرب روستا در نزدیکی تپه باستانی یک حلقه چاه عمیق و در باغ آقای کوچک صوفی یک حلقه چاه عمیق ودر شرق روستا به شراکت چند نفر یک حلقه چاه عمیق در جنب باغ غیرتمند حفر شده است و در جنوب روستا در باغ برادران کریمی و باغ خالد حیدری هر کدام یک حلقه چاه عمیق حفر کرده و مورد بهره برداری قرار گرفته است. کاریز یا قنات در روستای بالو وجود ندارد.بر اساس نظر دانشمندان زمین شناسی نواحی اطراف دریاچه ارومیه زمانی زیر آب دریای تتیس بوده و حتی در اوایل دوران چهارم وسعت دریاچه دو برابر مساحت فعلی و سطح آب تا حدود 30 متر بیشتر از ارتفاع فعلی آن بوده است، میتوان گفت که جلگه ارومیه بیشترش در زیر آب بوده و نقاطی که تحت تاثیر آب دریاچه واقع نشده اند و سطح آب زیرین انها در عمق مناسبی قرار دارد از بهترین خاکهای این ناحیه به شمار می رود. روستای بالو دارای خاک فوق العاده مناسب و خوب بوده و دارای استعداد تولید محصولات مختلف بخصوص باغی با عملکرد رضایت بخش میباشد . زمین ها مسطح و شیب آنها ملایم که عملیات کشاورزی به سهولت انجام می گیرد وخطر فرسایش زیادی نداشته و عمق خاک زیاد و دارای املاح زیان آور نمی‌باشد . البته قبلاً مردم از خاک تپه باستانی برای غنی سازی زمین های کشاورزی استفاده وبه تولید و کیفیت بخشی محصولات بخصوص بوستان های خربزه و هندوانه کمک قابل توجهی می کرد ولی امروزه خاک برداری بهر شکل توسط دولت از زمان قبل انقلاب ممنو ع شده است.

نگاهی گذرا به تاریخ تپه باستانی بالو[ویرایش]

کاوشها و بررسی تکه های سفالی ثابت میکند که این ناحیه که از هزاره پنجم قبل از میلاد تا هزاره اول قبل از میلاد بسیار آباد بوده و مدارک بسیاری بصورت سفال در انواع مختلف پراکنده است .بهر حال نتیجه این بررسی ها آگاهی به وجود فرهنگی عظیم از هزاره پنجم تا هزاره اول میباشد و در اواخر هزاره اول قبل از میلاد هیج آثاری وجود ندارد و این به معنای آن است که محل با قطع فرهنگی مواجه شده است . حتی ضمن خاکبرداری یکی از اهالی سکه ای پیدا کرده بود که مربوط به مهرداد ششم پادشاه اشکانی میباشد. مشاهده دیوار عمودی تپه میتوان فهمید که در طبقات مختلف چندین بار آتش سوزی روی داده و مجدداً ساخته شده است یا دیواره ها در بعضی جاها بشدت پخته و خاکستر های سیاهی بصورت رگه های عظیمی دیده میشود و وجود کوزه های سفالی و دیواره های سنگی پی مانند وجود حیات در این منطقه را تائید میکند با توجه به تشکیل سلسله های بزرگ درقبل از میلاد و نزاع دائمی آنها میتوان گفت این تپه های خاکستری نتیجه ی جنگ هایی است که بر سرتصرف قلمرو یکدیگر به وجود آمده اند. بدین شکل که وقتی دولتی با دولت دیگر یامردم قلعه ای با قلعه ای دیگر درگیر جنگ میشدند ، تمام روستاها وقلعه های طرفین بخصوص طرف مغلوب خراب وبه آتش کشیده میشد وبعدازپایان جنگ وایجادآرامش نسبی مردم این قلعه ها باز گشته و به علت موقعیت بهتر آن نقطه روی همان قلعه سوخته خود اقدام به ایجاد سر پناه میکردند . عده ی دیگر معتقدند چون زرتشتی های اجساد مردگان خود را می سوزاندنداین تپه ها باقی‌مانده بدن های سوخته زرتشتی ها هستند. ولی با توجه به کتاب مقدس زرتشتیان آنها نه تنها مردگان خود را نمی سوزانند بلکه این عمل سخت مورد نکوهش قرار می دادند.و عده ی دیگر از باستان شناسان نظر داده اند که چون مادها اجساد مردگان خود را می سوزاندند بدین شکل آنها مردگان خود را یکجا جمع کرده و آطراف وروی آنها را با هیزم می پوشاندندو بعد آنها را آتش می زدندند ولی این نظریه هم با توجه به اینکه در حفاریها و خاکبرداری های اهالی و پیدا شدن کوزه های سفالی که در درون آنها استخوان و بعضی مواد مورد نیاز انسان وجود دارد این نظر را رد میکند . " کول"در زبان ترکی به معنای خاکستر و کول تپه یعنی تپه خاکستری و در زبان کردی کول به معنای آتش و یا شعله آتش است.بعضی ها به اشتباه حدس می زند این تپه و تپه های دیگر از بقایای آثار بجا مانده زرتشتی ها هستند و آتشکده می باشند ولی با وجود اینکه تخت سلیمان مرکز زرتشتیان میباشد ولی در آنجا هیچ آثاری از کول تپه ها وجود ندارد.

اهمیت جویها برای روستای بالو[ویرایش]

جوی های که در گذشته در روستای بالو قرار داشت رنگ و جلوه خاصی به روستا داده بود این جوی ها که یکی هونه بود از وسط روستا میگذشت و دو تای دیگر که از خان ارخی انشعاب پیدا میکنندبعد از عبور از کنار جاده فرعی بالو به گجین وارد روستا شده و از جلو خانه خان "خان داملاری" ( منزل مسکونی نیت بارانی) گذشته ودرقسمت های مرکزی روستا مورد استفاده مردم قرار می گرفت و بعدی از کنار مدرسه راهنمایی گذشته و قسمت های جنوب و جنوب شرق روستا از آن بهره می گیرند و دیگری جوی "سقو سرووی" که از کنار درمانگاه بالو می گذشت که قبل از انقلاب قسمت احمد آباد از بهره مند بودند.امروزه هونه معروف به "چای باشی" توسط اهالی پر و تبدیل به راه ماشین رو شده است و دیگر جوی ها بدلیل عدم احساس مئسولیت مردم و ورود آبهای الوده منازل اهالی که در مسیر واقع شده اند باعث ایجاد تعفن در مسیر خود شده و عامل ایجاد انواع بیماری های پوستی شده است .این جوی ها در گذشته طروات و شادابی خاصی به روستا داده بود آن زمان که روستا آب لوله کشی نداشت مردم آب شرب مصرفی خود را با کوزه های گلی که تولید خود روستا بودند پر می کردند و در جاهایی که خورشید نمی گرفت " گوزی(guzey)" قرار می دادند و یا در سماورهای ذغالی می ریختند.کنار این جوی ها محل آشنایی ها برای تشکیل زندگی مشترک و محل اطلاع از وضع همدیگر و محل بیان خبر های دست اول و محل خریدهای زنان از فروشندگان دوره گرد و محلی برای بازی بچه ها بود.

منابع[ویرایش]