بازی مهره شیشه‌ای

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

بازی مهره شیشه‌ای کتابی است از هرمان هسه. نوشتن این کتاب در ۲۹ آوریل ۱۹۴۲ میلادی به پایان رسید و نخسین بار در سویس انتشار یافت.[۱]

محتوای کتاب[ویرایش]

هسه در نامه‌ای که در ۱۹۵۵ به دوستی به نام رودلف پان ویتس» نوشته‌است خاطراتی را از زمان رستن و جان گرفتن این حکایت باز می‌گوید: «آن اندیشه که در اصل مرا برافروخت تصور تناسخ بود به صورت محملی که از طریق آن ثبات در تبدیل، دوام در سنت و زندگی روح به طورکلی بیان شود. آنگاه روزی، چند سال پیش از آنکه عملاً به نوشتن حکایت بپردازم، داستان زندگی خاص اما ابر زمانه را رؤیت کردم. انسانی را تصور کردم که طی چند حلول دوران‌های عظیم تاریخ بشری را می‌آزماید».

«برای ساختن آن زمان که بتوانم در آن پناه، نیرو و دلداری بیابم همین بسنده بود که هر زمان فرضی را در گذشته برانگیزم و عاشقانه تصویر کنم... دیدم که با رد زمان خیره سر باید اثبات می‌کردم که سلطان جان و روان وجود دارد و شکست ناپذیر است. با درک این نکته نقشه من به سوی تجلی ناکجاآباد، به تخیلی که در آینده افکنده شده باشد، تغییر جهت داد. چه سراسیمه شدم وقتی که ایالت کاستالیا سر بر آورد. نیازی نبود که در اندیشه جان بگیرد یا ساخته شود. بی آنکه خود بدانم از مدتی پیش درون من شکل گرفته بود. پس آن بست را که دنبالش می‌گشتم یافته بودم. کاستالیا را باید مفهومی بری از زمان درک کرد که واقعیت درونی خود را واجد است و هدف آن نشان دادن امکان زندگی روان است».

«بازی مهره شیشه‌ای» شیوه‌ای است از بازی کردن با مجموع محتویات فرهنگ ما. بدانگونه با آنها بازی می‌کند که گفتی در عصر شگرف هنرها، نگارگری با رنگ‌های روی شستی خود، با درون بینی‌ها، اندیشه‌های والا، آثار هنری که بشر در دروان‌های آفرینندگی خود پدید آورده‌است، همه آنچه مطالعات دانشمندانه به مفاهیم بدل کرده و به صورت ملک فکری درآورده‌است، با تمام این مجموعه عظیم ارزش‌های فکری، بازیکن بازی مهره شیشه‌ای به گونه ارگ نوازی که ارگ بنوازد، بازی می‌کند....».

سال‌ها تمرین باید تاکسی بازی را به شایستگی ببازد، تنها چند تنی این هنر را به غایت می‌رسانند و فقط یک تن می‌تواند «استاد بازی» شود و این مقامی است که بدو توان می‌بخشد تا بازی‌های بزرگ عمومی را طرح و هدایت کند.

اما بالاترین حالتی که از بازی کردن بازی مهره شیشه‌ای باید حاصل شود سلامت نفس است و این چیزی است که هسه در همه آثار خود، از رمان و شعر و مقاله و نقد به دنبال آن بوده‌است. «سلیم» و «سلامت نفس» در نامه‌ها و گفتگوهای آخر عمر هسه فراوان به کار گرفته شده‌اند.

منابع[ویرایش]

  1. ویکی‌پدیای انگلیسی