بازیلیدس
| قسمتی از مجموعه مقالههای دین گنوستیک |
| گنوستیک |
| تارخچهی آیین گنوسی |
| آیینهای گنوسی اولیه |
| آیین گنوسی در عصر جدید |
| آبای گنوسی |
| فیلون |
| شمعون مغ |
| مرقیون |
| والنتین |
| بازیلیدس |
| مقالات مرتبط |
| گنوستیک |
| مندایی |
| آیین مانوی |
بازیلیدس یا بازیلید، عارفِ سدهی دوم میلادی (۱۱۷-۱۶۱ م.) در اسکندریه میزیست. او از اسکندریه برخاست که ملتقای فرهنگیِ شرق و غرب بود.
محتویات |
[ویرایش] باورهای بازیلیدس
بازیلیدس نیز مانند مرقیون، به خدای ناشناخته اعتقاد داشت، اما او را خداونگاری شخصی میپنداشت. او تحت تاثیر انجیلِ جعلیِ یوحنا بود و میگفت که خدای ناشناخته نطفهی همگانی یا اشفتگیِ نخستین را از هیچ آفرید. عناصر آسمانی به بالا گریختند، اما تنها روحِ انسان بر جای ماند.
بازیلیدس معتقد بود که عیسی در هنگام تعمید در رود اردن به گنوس (=معرفت) دست یافت و نخستین نمونهی منوییِ گنوسیان (=عارفان) شد.انسانها به واسطهی او از گوهر درونیِ خود، روحِ دربند، آگاه میشوند و با کسب معرفت به بهشت رهسپار خواهند شد.
بازیلیدس به شاگردانِ خود میآموخت که باید خود را وقف دستیابی به معرفت کنند و آنان را به پنج سال سکوت وامیداشت و معتقد بود که از هر هزار نفر، فقط یک تن می تواند سفرِ عرفانی را تکمیل کند و به گنوس برسد.
به نظر بازیلیدس، «خدای جهانآفرین» از وجود «خدای ناشناخته» و از «قلمروی اَبَرکیهانی» ناآگاه است. این غفلت در وجودِ انسانها نیز هست. او معتقد بود که همه چیز از جهانِ پست به اقلیمِ اعلی میگراید، اما برای این گرایش و از میان بردنِ غفلتِ روحِ ادمیان، گنوس باید از آسمان نازل شود. این گنوس بنا به باورِ بازیلیدس، همان انجیل است.
عیسی تجسم زمینیِ اشراقِ عظیم است. این اشراق همان گنوس یا معرفت است که عیسی آن را برای آدمیان به ارمغان آورده است. بدنگونه، «شعلهی الهیِ» مکنون در وجود انسان زبانه خواهدکشید. هر که بدین مرتبه دست یابد، گنوستیک، عارف و شناسا خواهد شد.
رستگاری در نزد عارف همانا جداییِ روحِ نامیرا از روحِ میرا و از تنِ مادّی به واسطهی تطهیر است. هر که فراسویِ وجودِ خویش را دریابد، رستگار میشود؛ یعنی به خداوندِ ماورایِ وجود میرسد.
[ویرایش] شباهت با باورهای هندی
میانِ عقاید عرفانیِ بازیلیدس و عرفانِ بودایی-هندو اشتراکاتی یافتهاند؛ از جمله، روند تکوین جهان و آفریدهشدنِ جهان از هیچ در این آموزهها یکی است.
[ویرایش] کتابها
کارل گوستاو یونگ کتاب «هفتخطابه برای مردگان» را به بازیلیدس نسبت داده است. معروف است که بازیلیدس بیست و چهار کتاب در تفسیر انجیل نوشته است، و خود نیز انجیلی داشته که آن را «معرفتِ اموریِ فراجهانی» میخواند و بر پایهی تعالیم ماتیاس نگاشته شده بود.
[ویرایش] منابع
- اسماعیلپور، ابوالقاسم. اسطورهی آفرینش در آیین مانی. تهران: انتشارات کاروان ۱۳۸۵. ISBN 964-7033-32-X