این هنگامه بیعیب
این هنگامهٔ بیعیب نام اثری علمی-تخیلی است از آیرا لوین نویسندهٔ برزیلی سبک پادآرمانشهری. براساس این داستان فیلمی هم ساخته شدهاست.
این کتاب در ایران با نام یونی کامپ ترجمه شده و در سال ۱۳۶۲ به چاپ رسیدهاست.
محتویات |
پسزمینه[ویرایش]
با «آرمانشهری» طرف هستیم که در آن با کمک همسانسازی و یاری داروهای آرامبخش جامعهای آرام و یکدست ساخته شدهاست. انسانها همه در آرامش و آسایش در کنار هم زندگی میکنند. از تفاوت تا جای ممکن دوری شدهاست. چشمها همه یک رنگند، برای هر جنس چهار نام بیشتر وجود ندارد.
دنیا را رایانهای به نام یونیکامپ اداره میکند و همهٔ انسانها با برنامهریزی این رایانه زندگی میکنند. همه دستبندی دارند که تنها یک بار در سال در روز همبستگی آن را باز میکنند.
همه جا اسکنرهایی وجود دارد که با استفاده از این دستبندها جابجایی و ورود و خروج انسانها را کنترل و ثبت میکنند. برای رفتن به هر جایی نیاز به اجازه گرفتن از پویشگر (اسکنر) هست. درها تنها با پویشگر باز میشوند.
از سوی دیگر ذهن انسانها با استفاده از فرایندی به نام «درمانکاری» آرام نگه داشته میشود. هر ماه، هر کس دارویی تزریقی دریافت میکند که ذهن و سوختوساز بدن را کنترل کرده و در حالت عادی نگاه میدارد.
عمر نهایی انسانها ۶۲ سال است.
چکیدهً داستان[ویرایش]
لی. آر. ام که پدربزرگش او را چیپ مینامد، پسری است اندکی غیرعادی. مهمترین جنبهٔ فیزیکی این غرابت چشمهای اوست که یکی قهوهای جهانی و دیگر سبز همرنگ چشمهای جد اوست که فضانورد بوده.
چیپ فردیت دارد که پدربزرگش هم آن را تقویت میکند. وقتی خانواده با هم به بازدید از یونیکامپ میروند، پدربزرگ راهی مخفی را به چیپ نشان میدهد که به قلب یونیکامپ واقعی میرود...
اقتباسها[ویرایش]
منابع[ویرایش]
- «مدخل این هنگامهٔ بیعیب». مشارکتکنندگانِ دانشنامهٔ هنر و ادبیات گمانهزن. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۱۲ دسامبر ۲۰۰۷.
- آکادمی فانتزی، تالارهای گفتگو؛ یونیکامپ، نقطهٔ آغاز اتوپیاهای جدید