انوشیروان
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
خسرو انوشیروان یا خسرو یکم معروف به انوشیروان دادگر، شاهنشاه ساسانی بود. پادشاهی انوشیروان از سال 531 تا سال 579 میلادی ادامه داشت.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] ریشهشناسی لقب
صورت پهلوی واژهٔ انوشیروان انوشگروان است که از دو جزء انوشگ و روان تشکیل شدهاست. انوشگ (در فارسی کنونی انوشه) به معنی بیمرگ، باقی یا خوش و خرم[۱] است. معنی جزء دوم هم که مشخص است. پس انوشهروان را میتوان تحتاللفظی روان بیمرگ یا روان خوش و خرم ترجمه کرد. لیکن مورد استعمال این ترکیب در پهلوی شبیه آنِ مرحوم در فارسی کنونیاست. مثلاً در کتیبهٔ پهلوی یادبودی که در کازرون پیدا شدهاست در چند سطر اول چنین آمدهاست: «<۱> این آرامگاه <۲>[برای] انوشروان نیکزاد <۳> دخت مهرین شاد <۴> کرد (ساخته شد)...»[۲]
[ویرایش] پادشاهی
او پسر قباد پسر پیروز بود. مادر وی دختری دهقان بود. قباد در نیشاپور او را بزنی گرفت. پس از قباد بر سر پادشاهی با برادران خود کبوس و جام به ستیزه برخاست و بیاری مهبود وزیر بپادشاهی رسید. او در آغاز حکومت خود طرفداران آیین مزدک را قتلعام کرد.
انوشیروان عادت و آیین و شمایل نیکو داشت و عدل و داد نیکو نهاد. ترتیب خراج ملک و ضبط لشکر داد و دفتر عرض و عارض، او پیدا کرد. کتاب کلیله و دمنه در عهد او از هند به ایران آوردند.
ظهور خسرو اول مطلع درخشانترین دورهٔ عهد ساسانی است. فرقهٔ خطرناک مزدکی مغلوب و سرکوب شده بود در داخله صلح و سلم حکمفرما بود. در روایات شرقی خسرو اول نمونهٔ دادگستری و جوانمردی و رحمت است و مؤلفان عرب و ایرانی حکایات بسیار در وصف جد و جهد او برای حفظ عدالت نقل کردهاند.
مشهورترین بنایی که پادشاهان ساسانی ساختهاند قصری است که ایرانیان طاق کسری یا ایوان کسری مینامند و هنوز ویرانهٔ آن در محلهٔ اسپانبر موجب حیرت است. ساختمان این بنا را به خسرو اول انوشیروان نسبت دادهاند.
عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با سلطنت خسرو انوشیروان آغاز میشود. ایران در زمان انوشیروان چنان عظمتی یافت که حتی از عهد شاهپوران بزرگ نیز درگذشت و توسعهٔ ادبیات و تربیت معنوی این عهد را کیفیت مخصوص بخشید.
خسرو انوشیروان از دودمان ساسانیان و یکی از بزرگترین پادشاهان ایران بود که به دادگری پرآوازه شدهاست. او جنبش مزدکیان را سرکوب کرد، در برابر زیادهخواهیهای رومیها ایستاد، حبشیها را از یمن بیرون کرد، به یورشهای هفتالیان به خاک ایران پایان داد، دانشگاه گندیشاپور را به کوشش وزیر خردمندش، بزرگمهر، رونق داد و سازمان اداری، مالی و ارتش پارس را بهبود بخشید. در نزدیک ۵۰ سال فرمانروایی انوشیروان(۵۷۹-۵۳۱ میلادی)، سرزمین ایران از سند تا دریای سرخ گسترش یافت.
[ویرایش] سخن فردوسی
فردوسی بزرگ درباره به تخت نشستن او میفرماید:
چو کسری نشست از بر گاه نو.................همی خواندندی ورا شاه نو
بشاهی بر او خواندند آفرین.................بفرمان او شد زمان و زمین
جهان تازه شد از سر گاه اوی.................ابا گرگ و میش آب خوردی بجوی
بگفتند کان شاه جاوید باد....................فرش برتر از فر جمشید باد
ز بس خوبی و داد و آیین اوی...................وزان نامور دانش و دین اوی
ورا نام کردند نوشیروان.......................که مهرش جوان بود و دولت جوان[۱]
| پیشین: قباد یکم |
شاهنشاه ایران
579میلادی - 531میلادی |
بعدی: هرمز چهارم |
|
|||||
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
- اکبرزاده، داریوش. کتیبههای پهلوی. تهران: پازینه، ۱۳۸۵.
- لغتنامهٔ دهخدا، ← مزدک
- ایران در زمان ساسانیان
- مکنزی، دیوید نیل. فرهنگ کوچک زبان پهلوی. ترجمهٔ مهشید میرفخرایی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۹.
[ویرایش] پیوند به بیرون
[ویرایش] منابع
- ↑ شاهنامه فردوسی

