امیرعباس هویدا
هویدا تغییر مسیری به این صفحه است. برای برادر امیرعباس هویدا، فریدون هویدا را ببینید.
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | امیر عباس هویدا |
| زادروز | ۲۸ بهمن ۱۲۹۷ خورشیدی |
| زادگاه | |
| تاریخ مرگ | ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ خورشیدی |
| جایگاه مرگ | تهران، ایران |
| همسر | لیلا نظامالدین امامی |
| دانشآموخته | دانشگاه لیبرال بروکسل علوم سیاسی |
| اطلاعات سیاسی | |
| سمت | نخست وزیر ایران |
| پستهای پیشین | وزارت دارایی وزیر دربار |
| پادشاه | محمدرضا شاه پهلوی |
| پس از | حسنعلی منصور |
| پیش از | جمشید آموزگار |
امیر عباس هویدا (۲۸ بهمن ۱۲۹۷ - ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ در تهران) یکی از نخستوزیران ایران در زمان حکومت محمد رضا پهلوی بود. وی ۱۳ سال نخست وزیر بود و ریاست دولت در ایران را بر عهده داشت که این طولانی ترین ریاست بر دولت در طول تاریخ ایران بودهاست.[۱]
محتویات |
[ویرایش] زندگینامه
وی در سال ۱۲۹۸ ه.ش متولد شد. پدرش حبیب الله عین الملک سالها سفیر ایران در لبنان و عربستان و دیگر کشورهای عربی بود که در حجاز و لبنان و اردن میزیست.[۲] مادرش بانو سرداری دختر ادیب السلطنه و نتیجه عزت الدوله (خواهر ناصرالدین شاه) از صلب یحیی خان مشیرالدوله بود.
بنا بر ادعای موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران او از اعضای لژهای فراماسونری بود.[۳] امیر عباس و برادر کوچکترش فریدون به اقتضای شغل پدر در لبنان رشد و نمو یافتند و در مدرسه لائیک فرانسوی بیروت تحصیل کردند و امیرعباس در اواخر تحصیل در دوره دبیرستان به اروپا رفت و سالها در انگلستان و بلژیک و فرانسه زندگی و تحصیل کرد. او پس از اتمام تحصیلات خود در رشته علوم سیاسی از دانشگاه آزاد بروکسل به ایران بازگشت و با توجه به سوابق پدرش عینالملک هویدا، رشته تحصیلی و تسلط او به زبانهای عربی، فرانسه، انگلیسی و آلمانی و آشنایی با یک دو زبان اروپایی دیگر، در وزارت امور خارجه ایران مشغول به کار شد.
هویدا از طریق آشنایی با عبدالله انتظام و دوستی با حسنعلی منصور پلههای ترقی را به سرعت طی کرد و در دولت منصور به وزارت دارایی منصوب شد. پس از ترور منصور توسط گروه فداییان اسلام، وی توسط محمدرضا پهلوی به عنوان نخست وزیر ایران منصوب شد و ۱۳ سال در این پست ماند. وی ابتدا با خواهر منصور ازدواج کرد اما پس از مدتی کوتاهی او را طلاق داد که خواهر منصور بلافاصله پس از طلاق به عقد منوچهر تیمورتاش در آمد.
امیرعباس هویدا چندی پس از مرگ منصور با خواهرزن او لیلا نظامالدین امامی که نوه دختری حسن وثوق (وثوق الدوله) بود، ازدواج کرد ولی این ازدواج در اوج اقتدار وی به طلاق انجامید. ولی دوستی او و همسرش تا پایان عمر هویدا پابرجا بود.
در سال ۱۳۴۴ امیرعباس هویدا که در آن زمان رئیس دولت بود، استعفای خود را به محمدرضا پهلوی ابلاغ کرد و بار دیگر مأمور تشکیل دولت شد.[۴]
هویدا پس از ۱۳ سال تصدی پست نخست وزیری، از کار کناره گرفت و جمشید آموزگار به نخست وزیری منصوب شد و هویدا به عنوان وزیر دربار شاهنشاهی مشغول به کار شد.
این روزها همزمان بود با آغاز حرکات انقلاب و کوشش محمدرضا پهلوی برای آرام کردن مردم، هویدا و چند تن دیگر از رجال سرشناس سیاسی دوران زمامداری خود را بازداشت کرد. البته خود او میدانست که این بازداشت برای آرام کردن مردم است و با بازداشتهای سیاسی و معمول فرق دارد.اما نمیدانست که بازداشتش تا روز پیروزی انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ادامه خواهد داشت. وی تنها مقام بلند پایه رژیم محمد رضا پهلوی بود که علیرغم داشتن امکان فرار، از ایران نگریخت و از طریق داریوش فروهر تسلیم دولت موقت مهندس مهدی بازرگان شد. به گفته مسعود بهنود در کتاب «۲۷۵ روز بازرگان» (صفحه ۲۶۷)او در ۲۲ بهمن ۵۷ پس از فرار نگهبانها از پادگان جمشیدآباد از زندان بیرون آمد و به منزل آقای طالقانی تلفن زد و از آن طریق خود را تسلیم کرد. سپس به دادگاه انقلاب تحویل داده شد و با حکم صادق خلخالی قاضی دادگاه اعدام شد. او قبل از اتمام دادگاه در وقت تنفس به قتل رسید.[۵] عباس میلانی به داستان تخیلی که خلخالی دراین مورد گفته است اشاره می کند خلخالی می گوید که جسد کمتر از سه ماه در سردخانه ماند وسپس ابراهیم یزدی به دستور مهدی بازرگان از یک سو و یهودیان، بهائیان، فراماسونرها، اسرائیلیها، فرانسویها و دیگران از سوی دیگر، جسد را در تابوت قرار داد وبا پرواز ایر فرانس به فرانسه فرستاده شد.[۶] برادر او فریدون هویدا و بسیاری از سیاستمداران برجسته جهان تلاش بسیاری برای فرار، آزادی و یا حداقل محاکمه آرامتر او در یک دادگاه دیگر نمودند، ولی هیچ نتیجهای نداشت.
[ویرایش] پستها
- کارمند دولت
- کارمند وزارت خارجه
- کاردار کنسولگری ایران در فرانسه - آلمان - هلند - بلژیک
- منشی دولت
- نخست وزیر
- وزیر دربار
[ویرایش] دیدگاههای دینی
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
هویدا بارها اتهام بهایی بودن را که از سوی مخالفان مذهبی حکومت و در زمان اوج گیری انقلاب ۱۳۵۷ ایران مطرح شده بود را رد کرد و به مسلمان بودن خود اشاره کرد.[۷]
امروزه کسانی که مدعی هستند هویدا همچون پدرش حبیب الله عین الملک پیرو دین بهائی بوده به اسنادی از ساواک استناد میکنند که بهائیان تمامی آن اسناد را جعلی و ساختگی میدانند.[۸] دلایل هر دو گروه در ذیل آمدهاست.
[ویرایش] سند نخست
این سند، ظاهراً نامهای از یکی از سران جامعه بهائی بنام قاسم افشاری به مناسبت تصادف هویدا در جاده شمال و شکستگی پای او، برای فرهنگ مهر است که در آن تاسف خود را ابراز داشتهاست:
- «جناب آقای دکتر فرهنگ مهر معاون محترم وزارت دارائی:
- بمناسبت پیشامدی که برای جناب آقای هویدا وزیر محترم دارائی رخ داده خواهشمند است مراتب تاثر و تاسف اینجانب وبرادرانم را به عموم هم مسلکان و بخصوص جناب آقای ثابت پاسال مدیر محترم تلویزیون ایران که بزرگترین خدمتگزار فرقه ما هستند ابلاغ فرمائید.
- احترامات فائقه را تقدیم میدارد
- قاسم افشاری»[۹]
نکتهٔ اولی که به نظر میرسد این است که این مدرک، بهائی بودن هویدا را ثابت نمیکند کمترین ارتباطی به باورها و گرایشهای دینی هویدا ندارد. سند بالا در صورت اصلی بودن بیان میدارد که یک نفر زیر دست بهائی تاثر خود را از تصادف هویدا به رئیسش ابلاغ کردهاست. نکتهٔ دیگری که برای جعلی بودن سند میتواند مدرکی باشد این است که ممکن نیست که یکی از سران جامعهٔ بهائی دین خود را «فرقه» و یا «مسلک» بخواند ولی این واژهها غالبا در میان مخالفان دین بهائی و یا به قول بهائیان، بهائیستیزان رواج دارد.[۱۰]
[ویرایش] سند دوم
این سند، گزارش ساواک از جلسه بهائیان ناحیه ۲ شیراز میباشد:
- «جلسهای با شرکت ۱۲ نفر از بهائیان ناحیه ۲ شیراز در منزل آقای هوشمند و زیر نظر آقای فرهنگی تشکیل گردید. پس از قرائت مناجات شروع و خاتمه و قرائت صفحاتی از کتاب لوح احمد و ایقان آقایان فرهنگی و محمدعلی هوشمند پیرامون وضعیت اقتصادی بهائیان در ایران صحبت کردند. فرهنگی اظهار داشت: بهائیان در کشورهای اسلامی پیروز هستند و میتوانند امتیاز هر چیزی را که میخواهند بگیرند. تمام سرمایههای بانکی و ادارات و رواج پول در اجتماع ایران مربوط به بهائیان و کلیمیان میباشند... شخص هویدا بهائیزاده است. عدهای از مامورین مخفی ایران که در دربار شاهنشاهی میباشند میخواهند هویدا را محکوم کنند، ولی او یکی از بهترین خادمین امرالله است و امسال مبلغ ۱۵ هزار تومان به محفل ما کمک نموده است. آقایان نگذارید کمر مسلمانان راست شود...»[۱۱]
دلایلی که برای جعلی بودن این سند به نظر میرسد میشود از آنها نام برد این گونه است:
- پس از خواندن مناجات خاتمه این صحبتها رد و بدل میشود. گویا سازنده این سند بر این باور است که خاتمه نام مناجاتی است که در دین بهائی وجود دارد. بهائیان به مناجاتی، «مناجات خاتمه» میگویند که پس از ختم جلسه و برای خاتمه آن خوانده میشود.
- تعداد افراد محفل بهائی ۹ نفر است و نه ۱۲ نفر.
- لوح احمد، یکی از الواح نوشتهشده توسط بهاءالله، شارع دین بهائی، لوحی است که نهایتا در بهترین حالت و بزرگترین فونت ۲ یا ۳ صفحه است، بنابراین احتمالا این جمله صحیح نمیباشد: «صفحاتی از کتاب لوح احمد».
- در رابطه با ایقان یکی از آثار بهاءالله، گویا نویسنده اطلاع از محتویات ایقان نداشته و صرفاً آن را به عنوان یک کتاب مذهبی میشناسد. به نظر بهائیان تا به حال دیده نشدهاست که برای شروع یک جمع بهائی قسمتهائی از ایقان خوانده شود، زیرا محتویات ایقان ارتباطی با شروع و خاتمه یک جمع ندارد.[۱۰]
[ویرایش] سندهایی که مسلمان بودن هویدا را نشان میدهد
با این همه به نظر میرسد محیط خانوادگی کودکی هویدا فاقد اشارهای به دین بهائی بوده به طوریکه برادر امیر عباس یعنی فریدون هویدا میگوید من برای بار اول در ۱۴ سالگی (پس از مرگ پدر و آنهم از یک دوست) کلمه بهائی بگوشم خورد.[۱۲]
خود او پیش از نخستوزیری و در دوران نخستوزیری و پس از آن در هنگام زندان و محاکمه و حتی تا پای اعدام صریحا خود را فردی مسلمان و مسلمانزاده میدانسته و هرگز ادعای بهائی بودن نکردهبود. کیفر خواست رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران و دادگاه انقلاب نیز صحبتی از بهائی بودن او نمیکند. دادگاه انقلاب در ارائه متن محاکمه و مجازات اعدام هم ایشان را فردی مسلمان معرفی کرده بود و این سند در جرائد روز ایران منتشر گشته و در دسترس همگان است.[نیازمند منبع]
همچنین تاریخدان معاصر دکتر عباس میلانی در کتاب خود در بیوگرافی و زندگینامه وی «معمای هویدا (The Persian Sphinx)» هم پس از مطالعه اسناد و شواهد تاریخی و مصاحبههای وی، ادعای هویدا و دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی را تایید کرده بر مسلمان بودن (ویا بهائی نبودن) ایشان صحه میگذارند.[نیازمند منبع]
نامهای سیاسی و اعتراض آمیز هم از خمینی به هویدا در دست است که در دههٔ ۱۹۶۰ نوشته شده و او هم هویدا را بهائی نمیخواند.[۱۳]
دراسناد رسمی ساواک جزو مشخصات هویدا تحت مذهب درج شده «اسلام».[۱۴]
در مورد بهائی نبودن هویدا در یکی از گزارشهای ساواک به سال ۱۳۵۷ میتوان مورد دقیقتری یافت. این سند، بررسی نهایی و کامل ساواک در این مورد است و با در نظر گرفتن تمام شواهد موجود نوشته شدهاست. این سند در بولتن ویژهٔ به شماره ۶۶۵۸/۳۱۲ موجود است.
«در بارهٔ انتساب وزیر دربار شاهنشاهی به فرقهٔ بهائی به استحضار میرساند: تا زمان انتصاب امیر عباس هویدا به مقام نخستوزیری، در هیچ یک از سازمانهایی که وی خدمت مینموده به هیچوجه حتی کوچکترین بحث و شایعهای مبنی بر انتساب وی به این فرقه وجود نداشته و در بین دوستان و نزدیکان وی نیز چنین بحث و گفتگویی نبودهاست. پس از انتصاب وی به این سمت، مخالفین او شایع نمودند که پدرش وابسته به این فرقه بودهاست.برابر تحقیقاتی که بعمل آمده، پدر هویدا هنگامی که وی و برادرش در سنین طفولیت بودهاند، فوت شدهاست. مادر هویدا و افراد فامیل وی مسلمان بوده و میباشند، مادر هویدا که به مکه نیز مشرف شده مسلمانی متدین و با تقوی است و فرزندان خود را نیز با تقوی و فضیلت تربیت نموده و دارای خصائل نیکوی انسانی میباشند.امیر عباس هویدا هیچگاه منتسب به فرقهٔ بهائی نبوده و به علاوه طبق تعالیم عالیهٔ اسلامی وی را بر یک سنت که از زمان حضرت رسول اکرم (ص) جاری بوده، هر فردی که خود را مسلمان معرفی کند و جملات شهادت... را ادا نماید مسلمان شناخته میشود و امیر عباس هویدا طی ۱۵ سال گذشته به مناسبتهای مختلف پیوسته اعتقاد خود را به دین مبین اسلام صریحا و علنا بیان داشتهاست.»[۱۵]
[ویرایش] کابینه
[ویرایش] کتابها
امیر عباس هویدا چندین کتاب به زبانهای فرانسوی و انگلیسی نوشت که بیشتر آنها به فارسی برگردان شدهاند. این برگردانها عبارتند از[۱۶]:
- تاریخ داستانهای پلیسی
- چهل و یکمین
- در سرزمین غریبه
- برف در صحرای سینا
- سقوط شاه
- شبهای فئودال
- سیفالاسلام
- اعراب چه میخواهند
- اسلام درجازده
[ویرایش] چگونگی مرگ
امیرعباس هویدا در راهرو دادگاه با شلیک گلوله آخوند هادی غفاری از پشت سر به ناحیه گردن جان باخت و بعد به حکم صادق خلخالی به اعدام محکوم شد و پیکر بیجانش مدتی بعد با هویتی غیر واقعی در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
[ویرایش] پیوند به بیرون
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ امیرعباس هویدا موجود است. |
[ویرایش] منبعها
- زندگی و زمانه هویدا
- معمای هویدا، نوشته دکتر عباس میلانی.
- ↑ مسعود بهنود. «ششم بهمن و ۲۲ بهمن» (فارسی). وبگاه روزآنلاین.
- ↑ (مسعود بهنود، کشته شدگان بر سر قدرت، ص۶۹۲ ISBN 964-405-055-X).
- ↑ IICHS موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
- ↑ بیرشک، احمد، کارنامهٔ بیست و هشت سال خدمت گروه فرهنگی هدف، از ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۵ (۲۵۰۷ تا ۲۵۳۵)، تهران: ۲۵۳۶، به یادگار آغاز نیمهٔ دوم قرن اول شاهنشاهی پهلوی، ص ۳۷-۱.
- ↑ خواندنی ها
- ↑ Abbas Milani. The Persian sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the riddle of the Iranian Revolution : a biography. I.B.Tauris، 2000. 344. شابک ۱۸۵۰۴۳۳۲۸۳.
- ↑ امیر عباس هویدا
- ↑ آیا هویدا بهائی بود؟
- ↑ نامه به تاریخ ۱۲/۶/۱۳۴۳ نقل از جستارهایی از تاریخ معاصر ایران. موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی جلد دوم پیوست ویراستار. اطلاعات. ۱۳۶۹ صفحات ۳۸۵ و ۳۸۴
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ وبسایت نگاه، آچار فرانسهٔ بهائی ستیزان: امیر عباس هویدا و اتهام بهائیگری، کاویان صادقزاده میلانی
- ↑ گزارش به ساواک ۱۹/۰۵/۱۳۵۰ نقل از جستارهایی از تاریخ معاصر ایران. موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی جلد دوم پیوست ویراستار. اطلاعات. ۱۳۶۹ صفحات ۳۸۵ و ۳۸۶
- ↑ The Persian Sphinx ص ۴۷
- ↑ The Persian Sphinx ص ۲۱۹
- ↑ رجال عصر پهلوی: امیر عباس هویدا به روایت اسناد ساواک ج۱ ص ۴۰۲
- ↑ رجال عصر پهلوی: امیر عباس هویدا به روایت اسناد ساواک ج۲ ص ۵۵۱-۵۲۵
- ↑ امینی، ناصر، روزها در پی سالها، خاطرات روزنامهنگاری که در رژیم گذشته دیپلمات بود، پاریس، ۱۳۷۷، ص۲۳۹
|
|||||||