الویر
| اطلاعات کلی | ||
|---|---|---|
| کشور | ||
| استان | مرکزی | |
| شهرستان | زرندیه | |
| بخش | خرقان | |
|
|
||
| مردم | ||
| جمعیت | ۱۵۲۲ نفر | |
| زبانهای گفتاری | الویری-ویدری (گویش الویری) فارسی، ترکی | |
| جغرافیای طبیعی | ||
| ارتفاع از سطح دریا | ۲۰۲۶ متر | |
اَلویر روستایی است در بخش خرقان شهرستان زرندیه که در سمت شمال غربی ساوه قرار گرفتهاست و حدود ۷۰ کیلومتر از ساوه و ۱۵۰ کیلومتراز تهران فاصله داشته و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۰۰ متر است، طول جغرافیایی آن ۴۹ درجه و ۵۹ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی آن ۳۵ درجه و ۲۳ دقیقه شمالی میباشد.
محتویات |
[ویرایش] معنای لغوی
الویر از نظر لغت از گروه کلمات البرز و الوند بوده که ال به معنای کوه و ویر به معنای یاد میباشد و روی هم رفته به معنای کوه یادگار است. هم چنان که البرز و الوند به ترتیب به معنای کوه بلند و کوه دامن گسترده میباشند. جنوب شرقی تا جنوب غربی این ده را دو کوه به نامهای دونزده پرون (Donzdahparoon) و ملا(Mella)احاطه نمودهاند وبین این دو کوه درهای به نام دره چورونگه (Dara choronaga) وجود دارد که در فصلهای بارندگی آب این دره از وسط ده میگذرد.
[ویرایش] تاریخچه
در فرهنگ لغات علی اکبر دهخدا این عبارت در برابر کلمهٔ الویر آمدهاست: الویر دهی است از بخش خرقان شهرستان ساوه در هفت هزار متری شمال خاوری خرقان. در کوهستان واقع و سردسیر است. سکنه آن ۱۵۲۲ تن شیعه هستند که به فارسی و لهجهٔ تاتی و ترکی سخن میگویند (این نکته در لغتنامه اشتباه ذکر شده است). البته در حقیقت زبان اصلی مردم آن زبان الویری-ویدری است که گویش یا زبان ویدری جزء زبانهای مرکز ایران، زیرشاخه تفرش است و تاتی نیست و نزدیکترین گویش به آن ویدری است که در روستای ویدر گویش میشود الویری-ویدری را یک زبان با کد (avd) به حساب میآورند. پس از ویدری، نزدیکترین زبانها و گویشها به آن آشتیانی، وفسی، گویش کلیمیان همدان، گویش کلیمیان بروجرد، گویش کلیمیان نهاوند، کاهکی است. مردم روستای ویدر ترکی و فارسی نیز بلد هستند و گاهی به آن زبانها نیز گویش میکنند به این علت که در بسیاری از روستاهای اطراف پارسی و زبانهای ترکی گویش میشود وامواژههای ترکی مانند قار (به معنی برف) در این گویش زیاد هستند.
آب آن از قنات و زهاب و رودخانه محلی و محصول آن غلات، سیب زمینی، بنشن و انگور و.... شغل مردم زراعت و گله داری و گلیم و جاجیم بافی است. اکثر مردان برای تامین معاش به تهران میروند. راه نیمه شوسه به زرند دارد که در مواقع غیر بارانی از آن ماشین میتوان برد.
از آثار قدیم آن دو قعله خرابه یکی در وسط آبادی و دیگری در اراضی مزرعه شور است که در نتیجه کاوش آثار قدیم دیده میشود. در این ده نه باب نجاری، چهارده باب آهنگری، هشت باب کفشدوزی، دو باب خیاطی و یک باب دبستان است. مزارع شور، دارخانی، نزدیک میان چشمه، باقربلاغی، چشمهٔ رمضان، کوپین زرنده، محمد صالح و اوزون باییر جزء این دهاست. از ایلهای شاهسون بغدادی و عرب کله کو در بهار به حدود این ده میآیند. زیارتگاهی دارد. از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱). و رجوع به نزهه(ت) القلوب چ لیدن ص ۷۳ شود. لازم به ذکر است که اعداد و ارقام ارائه شده در شرح بالا مربوط به زمان حال نمیباشد.
همانطوری که اشاره شد الویر از نظر لغت از گروه کلمات البرز والوند میباشد بنابراین به همان اندازه که البرز والوند در تاریخ ایران سابقه دارند الویر نیزدارای سابقه میباشد وبه یقین یکی از قدیمیترین روستاهای ایران است و با توجه به شواهد وقراین میتوان آن را دست کم باقیمانده دوره مادها و هخامنشیان دانست. حمدالله مستوفی در کتاب نزهت القلوب تالیف سال ۷۴۰ هجری قمری الویر را یکی از دهات بزرگ خرقان قلمداد کردهاست. عین عبارت ایشان چنین است: خرقانین : ولایتی است چهل پاره ده دارد واز اقلیم چهارم هوایش به سردی مایل است و آبش از چشمهها که از آن کوهها برمی خیزد و درو غله و میوه باشد و پنبه کمتر باشد. آبه، اروان، الیشار، کلنجین، طبشکری، الویر و سیف آباد از معظمات قرا آن است.
[ویرایش] محلهها
۱- جملوا (Jamalava): به معنای جمال آباد میباشد. این محله در جنوب غربی ده قرار گرفته و خود به تنهایی به دو محله تقسیم میشود: بالان محله (Balan mahalla) و جیرین محله (Jirin mahalla) که به معنی محلههای بالا وپایین میباشد و آب دره چورنگه از وسط این محله میگذرد
۲- منگان محله (Monegan mahalla): یعنی محله میانی یا محلهٔ وسط.
۳- جیرین ده (Jirin deh): یعنی پایین ده.
[ویرایش] منبع
http://www.fallingrain.com/world/IR/34/Alvir2.html
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||