اصفهان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی català
اصفهان
اصفهان
Esfahan Logo.jpg
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان اصفهان
شهرستان اصفهان
بخش مرکزی
نام(های) دیگر نصف جهان
نام(های) قدیمی سپاهان، اسپهان،
اسپادانا، جی، گی، گابیان
سال شهرشدن ۱۲۸۶[۱]
مردم
جمعیت ۱٬۹۰۸٬۹۶۸ نفر سال ۱۳۹۰[۲][۳][۴]
رشد جمعیت ۱٫۰ درصد
تراکم جمعیت ۵٬۲۴۰[۵] نفر بر کیلومتر مربع
جغرافیای طبیعی
مساحت 280 کیلومتر مربع[۶]
ارتفاع از سطح دریا ۱۵۷۰[۷]
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۶
میانگین بارش سالانه 123mm
روزهای یخبندان سالانه ۷۰
اطلاعات شهری
شهردار مرتضی سقاییان‌نژاد
ره‌آورد گز، صنایع دستی،
پولکی و نبات
پیش‌شماره تلفنی ۰۳۱
وبگاه esfahan.ir
شناسه ملی خودرو ایران ۱۳، ۵۳
تابلوی خوش‌آمد به شهر
به دیار نصف جهان و شهر گنبدهای فیروزه‌ای خوش آمدید.

اِصفَهان یا اِسپَهان دربارهٔ این پرونده تلفظ شهری باستانی-گردشگری در مرکز ایران است. این شهر مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است. اصفهان سومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران و [[مشهد] است.[۸][۹]این شهر در میان سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۷۲۲ میلادی به ویژه در قرن شانزدهم میلادی در میان حکومت صفویان هنگامی که برای دومین بار (پس از دوران سلجوقیان) پایتخت ایران شد، رونق فراوانی گرفت. حتی امروزه نیز شهر مقدار زیادی از شکوه گذشته خود را حفظ کرده‌است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آن‌ها به عنوان میراث تاریخی در یونسکو به ثبت رسیده‌اند.[۱۰] اصفهان در سال ۲۰۰۶ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام[۷] و در سال ۱۳۸۸ به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی انتخاب شد. این شهر به داشتن معماری زیبای اسلامی و بسیاری از بلوارهای زیبا، پل‌های سرپوشیده، کاخ‌ها، مسجدها و مناره‌های منحصربفرد معروف است. این امر باعث شده‌است که در فرهنگ ایرانی اصفهان، نصف جهان لقب بگیرد.[۱۱] میدان نقش جهان یکی از بزرگترین میدان‌های دنیاست و نمونه برجسته‌ای از معماری اسلامی است که توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی ثبت شده‌است.

محتویات

نام‌های پیشین[ویرایش]

نوشتار اصلی: پیشینهٔ نام اصفهان

از روزگاران کهن تا کنون به نام‌های: الیهودیه (که وجه تسمیه الیهودیه آن بود که در زمان بخت نصر، یهودیان را از بابل کوچ داده و در این مکان ساکن کرده بودند)،[۱۲] صفاهان، صفویان، جی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی و نصف جهان سرشناس بوده‌است.[۱۳]پس از فتح توسط اعراب مسلمان و چون در عربی حرف «پ» وجود نداشته بمرور زمان با لهجه و حرف «ص» بصورت «اصفهان» تلفظ گردید.

بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام، به ویژه در دوران ساسانیان، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران، مانند بختیاری، فارس، خوزستان، سیستان و... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربی شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است.[۱۴]

این شهرنام‌های کهن‌تری هم دارد که با نام کنونی آن، هیچ‌گونه پیوندی ندارد، مانند: گابیان، گابیه، جی، گبی، گی، گابا.[۱۴]

برخی اصفهان را معرب (عربی شده) اسپهان یا سپاهان می‌نامند به معنی جایگاه سپاه. شاید در ایران باستان این شهر محل تجمع سپاه بوده گه این چنین نامیده شده‌است.[۱۵] زمانی که کورش بزرگ بابل را گرفت و یهودیان رااز اسارت نبوکدنصر شاه بابل، نجات داد شماری از آن‌ها به ایران آمدند و در این منطقه که به دارالیهودیه نامگذاری شد اسکان یافتند.

تاریخچه[ویرایش]

در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را به طور پیوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران قرار داشت. به علت آن که در دوران پیش از اسلام گرانیگاه شاهنشاهی‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی این شاهنشاهی‌ها و به ویژه میان‌رودان بود، این شهر در کانون توجه این دودمان‌ها قرار نداشت. در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نام‌های مختلف، محل‌های مختلف و حتی مردمان متفاوتی را پی‌گیری نمود.[۱۶] در دوران ساسانیان به دستور یزدگرد اول یک پادگان نظامی احتیاطی برای آموزش و اعزام نیروی کمکی احداث گردید - بغیر از این پادگان نیز سه مرکز نظامی در (مرو) و (گرگان) و (تیسفون) نیز بوجود آمده بود. این مراکز دارای نیروی ثابت بوده و فقط «سپاهان» برای تعلیم و اعزام نیروی کمکی پیش بینی شده بود.

اصفهان کنونی در قدیم گابای (جی) نام داشت و در آغاز مرکز قبیله پَرِتاکِن[۱۷] (که نام فریدن از آن به‌جا مانده) بوده‌است.[۱۸]

چهارباغ عباسی

پارتاکن یکی از قبایل بختیاری باستان بوده و در فریدن کنونی که در حال حاضر بخشی از آن بختیاری نشین است سکونت داشته‌اند و فریدن در زمان رضاشاه از استان بختیاری جداشد و ضمیمه اصفهان گردید. بنابراین نباید نام پارتیکن را جزو پیشینه اصفهان ذکرنمود. به نظر می‌آید نام اسپهان (به معنی جایگاه ارتش) از روزگار ساسانیان به بعد جایگزین نام گی شده‌باشد. آن‌گونه که در سرگذشت‌نامه‌ها آمده، سواره‌نظام ساسانی به هنگام صلح در سبزه‌زارهای پیرامون اسپهان به‌ویژه در بخش غربی این شهر تا دامنه‌های کوه‌ها و سرچشمهٔ زاینده‌رود استقرار می‌یافت.[۱۹] اسپهان از آن‌جا که ولیعهدنشین ساسانیان بود امتیازی نسبت به شهرهای ایران آن زمان به‌دست‌آورد.[۱۹] در زمان ساسانیان گاه اسپهان و گاه ارمنستان ولیعهدنشین شاهنشاهی ایران بود ولی اسپهان این امتیاز دیگر را نیز داشت که نشیمن‌گاه و قلمرو نفوذ واسپوهران یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی صاحب نفوذ در پادشاهی نیز بود.[۲۰]

هر چند در دوران اسلامی منطقه جغرافیایی اطراف شهر نام اَسپاهان که نام تقسیم بندی حکومتی زمان ساسانیان بوده‌است را حفظ کرده‌است. در هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران، این شهر مرکز گابیوها[۲۱] بوده‌است و از آن تحت عنوان گابای یا تابای[۲۲] نام برده شده‌است.[۱۶]

سده‌های نخست اسلامی[ویرایش]

در سده‌های آغازین اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود.[۱۶] نام جی بعدها به شهرستان و تغییر پیدا کرد و از یهودیه با عنوان جهودستان نیز یاد شده‌است.[۲۳] عرب‌ها اسپهان را در سال ۲۳ هجری تصرف کردند و این شهر نیز مانند دیگر شهرهای ایران تا آغاز سدهٔ چهارم هجری زیر سلطهٔ اعراب قرار داشت. در زمان خلیفه منصور عباسی در دهکدهٔ خشینان (احمدآباد امروزی) کاخی بزرگ بنا شد و بارویی به گرد شهر اصفهان کشیده‌شد و خشینان به جویباره (یهودیه) پیوسته‌شد.[۲۴]

دیلمیان[ویرایش]

در سال ۳۱۹ ه. ق. مردآویج زیاری با سپاهش از گیلان، اصفهان را آزاد کرد و این شهر را به پایتختی برگزید و جشن سده را با شکوه بسیار در این شهر برپا کرد.[۲۵] در سال ۳۲۷ قمری این شهر به دست رکن‌الدوله دیلمی افتاد که وی نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد. پس از آن شهر اصفهان پیشرفت پیشین خود را بازیافت و کانون گرد هم آمدن دانشوران و سرایندگان شد.[۲۴]

دوره سلجوقی[ویرایش]

نمای درونی آرامگاه خواجه نظام‌الملک، اصفهان

در بهار ۴۴۲ هجری قمری طغرل سلجوقی اصفهان را پس از یک محاصره طولانی و ویرانگر گشود. البته شهر به زودی به تدبیر ابولفتح مظفر نیشابوری که از طرف طغرل به حکومت اصفهان منسوب شده بود، بازسازی شد، ۵۰۰،۰۰۰ دینار خرج ساخت بناها شد و سه سال از مردم هیچ مالیاتی گرفته نشد. توسعهٔ سریع شهری، مردمی که در جریان درگیری‌ها گریخته بودند را دوباره به شهر کشاند، همچنین طغرل پایتخت حکومتش را از ری به اصفهان منتقل کرد. گسترش شهر در زمان آلب ارسلان نیز ادامه یافت، اما در دوران ملکشاه و وزیر باتدبیرش خواجه نظام الملک طوسی بود که شهر به اوج شکوهش رسید به طوری که جمعیت شهر دو برابر شد و بناهای بسیاری در آن ساخته شد.[۲۶]

دوره صفوی[ویرایش]

در سال ۱۰۰۶ هجری قمری شاه عباس صفوی پایتخت صفویه را از قزوین به اصفهان منتقل کرد، مولف عالم آرای عباسی سبب این انتقال را علاقه شاه عباس به طبیعت اصفهان می‌داند. دوری از مرزها، کاهش دادن قدرت قزلباشان، بهبود تجارت و ترس شاه عباس از پیشگویی منجمانی که ماندنش را در قزوین برای جانش خطرناک دانسته بودند از دیگر دلایل ذکر شده برای این انتقال است. گزیدن اصفهان به عنوان پایخت توسط شاه عباس، نتایج مثبتی برای این شهر به بار آورد، مسجدها، آب انبارها و کاروانسراهای بسیاری در شهر ساخته شد، به ابتکار شیخ بهایی شبکه‌های کامل ارتباطی و آبیاری پدید آمد و با بنیان نهادن شهر بازرگانی نجف آباد در چند کیلومتری غرب اصفهان برای تهیه آذوقه شهر، زیربنای زراعی استواری برای پایتخت جدید پدید آمد.[۲۷]

«اصفهان در روزگار شاه عباس اول تا مرگ شاه عباس دوم برتر از همهٔ شهرهای خاورزمین بوده است. در این روزگار، با افزوده شدن کوی‌های (:محلات) چهارگانهٔ (عباس‌آباد، جلفا، گبرآباد و اسپهان) نمای پایتخت صفوی از قسطنطنیه هم بزرگ‌تر و زیباتر بود.»[۲۸][۲۹]


دوره انقلاب اسلامی و پس از آن[ویرایش]

در ۱۴ مرداد ۱۳۵۷ تظاهرکنندگان اصفهانی که برای هفتم کشته شدگان حادثه مشهد به خیابان‌ها آمده بودند و البته برخی شان نیز مسلح بودند بیشتر قسمت‌های شهر را به تصرف درآورند و آیت الله خادمی را که چندی پیش از آن بازداشت شده بود آزاد کردند، ناآرامی‌های دو روزه اصفهان با اعلام حکومت نظامی توسط دولت و با هجوم نیروهای ارتش، پایان یافت. این نخستین بار از سال ۱۳۳۲ بود که در مرکز یک استان حکومت نظامی اعلام می‌شد.[۳۰]

معماری[ویرایش]

پیش از اسلام[ویرایش]

از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکده‌ای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده‌است که از میان آن سه، تنها بنای برپا و برجا پل شهرستان است.

بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است.

سلجوقیان[ویرایش]

معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگی‌های دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه‌گری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تأثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می‌کند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه‌های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگی‌های آن است. آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان می‌باشد. یکی از قدیمی ترین شهرهای اصفهان شهر گز در ۱۰ کیلومتری اصفهان است یکی از آثار مهم باقی‌مانده در این شهر مسجد جامع شر مربوط به دوره سلجوقیان است.

صفویان[ویرایش]

میدان نقش جهان که معماری دوران صفویان در آن کاملاً نمایان است.

در سال ۱۰۰۰ هجری قمری بدستور شاه عباس اول پایتخت صفویان به اصفهان انتقال یافت دراین زمان جمعیت اصفهان به یک میلیون نفر رسید وبه شدت از نظر مراکز تجاری وفرهنگی ترقی نمود.[۳۱]عصر صفوی، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. هنرمندان شهر جلفای آذربایجان اوج شکوه معماری ایران را در اصفهان به نمایش گذاشتند. زیباترین و با شکوه‌ترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. در زمان شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود. موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس‌العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود. شاه عباس بدون ایجاد تفییرات عمده در بخش قدیمی شهر، بخش‌های جدیدی را به آن افزود. میدان نقش جهان، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش‌های قدیمی شهر ساخته شدند.

از ویژگیهای مهم در شیوهٔ معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کننده‌ای در بیننده ایجاد می‌کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره‌ای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل می‌شود.

معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوه‌ترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگ‌ترین بازارها، مدرسه‌ها، و کاروانسراها در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمی‌توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد.

مسجد امام واقع در میدان نقش جهان از زوایه‌ای دیگر

جغرافیا[ویرایش]

موقعیت جغرافیایی[ویرایش]

اصفهان در ۴۳۵ کیلومتری تهران و در جنوب این شهر قرار دارد. شهر اصفهان دارای طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۳۹دقیقه و ۴۰ ثانیه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۲ درجه و ۳۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه شمالی می‌باشد. محدوده شهری آن به چهارده منطقه شهری تقسیم می‌شود و در خارج از محدوده شهری نیز از غرب به سمت خمینی شهر و نجف آباد، از جنوب کوه صفه و سپاهان شهر، از سمت شمال به شاهین شهر و از شرق نیز به د شت سگزی منتهی می‌شود.[۳۲]

سطح شهر از سطح عمومی دریاها حدود ۱۵۷۰ متر ارتفاع دارد و در قسمت شمالی و شرقی به کویر محدود می‌گردد و در قسمت غربی و جنوبی نیز به سلسله کوه‌های زاگرس منتهی می‌شود. کوهستان کرکس در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان و زردکوه بختیاری در جنوب غربی آن قرار دارد. وجود آبهایی همانند زاینده رود که از زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته دلیل پیدایش این شهر می‌باشد. شهر اصفهان بر روی دشتی به نسبت هموار با شیبی در حدود ۲ درصد و به طرف شمال شرقی بنا گردیده‌است.[۳۳] در طی سده‌های گذشته نیز به سبب وجود آب فراوانتر و آلودگی کمتر در سمت جنوب غربی توسعه بیشتری یافته‌است.

تقسیمات کشوری[ویرایش]

آب و هوا[ویرایش]

اصفهان
نمودار آب و هوا (راهنما)
ژ ف م آ م ژ ژ آ س اُ ن د
 
 
۲۰
 
۱۰
۳−
 
 
۱۰
 
۱۶
۰
 
 
۴
 
۲۴
۷
 
 
۰
 
۳۱
۱۲
 
 
۰
 
۳۵
۱۷
 
 
۱
 
۳۶
۱۸
 
 
۱
 
۳۳
۱۶
 
 
۹
 
۲۸
۱۱
 
 
۱۹
 
۲۲
۷
 
 
۱۸
 
۱۷
۱
 
 
۱۴
 
۱۲
۳−
 
 
۱۷
 
۸
۵−
میانگین بالاترین و پایین ترین دما به مقیاس سانتیگراد
بارندگی به مقیاس میلی‌متر

این شهر در منطقه‌ای نیمه کویری در مرکز ایران و در کنار زاینده‌رود قرار گرفته که از کوههای مرکزی ایران سرچشمه می‌گیردو به باتلاق گاوخونی می‌ریزد و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می‌شود. زاینده‌رود بزرگترین رود فلات مرکزی ایران از کوه‌های مرکزی ایران سرچشمه گرفته و از میان اصفهان می‌گذرد. همچنین جنگل ناژوان از مناطق خوش آب و هوای حاشیه زاینده‌رود می‌باشد، از دیگرمناطق طبیعی قابل گشت و گذار اصفهان می‌توان به کوه کلاه قاضی و کوه صفه اشاره نمود. منطقه کلاه قاضی یک پارک ملی است با نام پارک ملی کلاه قاضی که محل زیست جانوران زیادی مانند کل، پازن، بز، آهو، و عقاب است.

اقلیم شهر اصفهان در شمال و شرق از منطقه کویری تاثیر گرفته و در جنوب به جهت وجود کوه صفه از هوای خنک تری بهره‌مند است. آب و هوای اصفهان به طور کلی معتدل و خشک است و مقدار بارش باران و برف به نسبت کمی دارد. حداکثر درجه حرارت در تابستان ۴۰ درجه سانتی‌گراد است که تابستانهایی گرم و خشک را می‌سازد.

مردم‌شناسی و فرهنگ[ویرایش]

جمعیت[ویرایش]

جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵ بالغ بر ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ تن برآورد شده‌است. در سال ۱۳۹۰ طبق آمار رسمی کشور، جمعیت این شهر ۱،۷۵۶،۱۲۶ برآورد شده است. اصفهان از دیرباز از مهمترین مراکز شهرنشینی در فلات ایران به شمار می‌رفته‌است. در ۵ دی ۱۳۱۹ در زمان رضاشاه برای اولین بار در ایران به سبک اروپای در اصفهان از مردم سرشماری بعمل آمد و ۲۰۴ هزار و ۶۰۰ تن را ساکن شهر اصفهان گزارش کردند.

زبان[ویرایش]

نوشتار اصلی: لهجه اصفهانی

مردم اصفهان به زبان پارسی و لهجه اصفهانی صحبت می‌کنند. از ویژگی‌های لهجه اصفهانی اضافه کردن حرف «س» به آخر واژگان می‌باشد، که به جای واژه «است» استفاده می‌شود. همچنین ارامنه اصفهان نیز به زبان ارمنی سخن می‌گویند.

دین و مذهب[ویرایش]

کلیسای وانک

دین اسلام و مذهب تشیع دین و مذهب رسمی اصفهان است ولی از سده‌های پیش ارامنه، یهودیان و سایر اقلیتهای مذهبی نیز در شهر زندگی می‌کرده‌اند. جلفا که در جنوب اصفهان قرار گرفته منطقه‌ای است که بیشتر ارمنی نشین می‌باشد و از منطقه‌های خوب شهر نیز قلمداد می‌شود. اصفهان شهری است که اسلام به صورت تدریجی و آرام آرام به رضا و رغبت از سوی مردم اصفهان پذیرفته شد. یکی از صحابه رسول خدا و از شیعیان امام علی (ع) به نام «عبدالله بن بریر خزاعی» اسلام و را به اصفهان آورد.[۳۴] ورود مذهب تشیع به این شهر در طی چندین دوره زمانی صورت گرفته که مهمترین آن عبارتنداز: هجرت ابن هلال ثقفی از کوفه به این شهر، اقامت و تبلیغ صاحب بن عباد وزیر آل بویه در این شهر، هجرت تبلیغی علامه حلی و شاگردانش به همراهی و حمایت الجایتو (شاه خدا بتده) پادشاه شیعه مغول، و در آخرین دوره در دوره صفویه و هجرت علمای جبل عامل به این شهر، بافت شیعی این شهر به نقطه تکامل رسید.

یهودیان اصفهان از قدیمی ترین اهالی این شهر می‌باشند که در گذشته در محله جویباره (اصفهان) ساکن بوده‌اند ولی اکنون بیشترشان به خارج کشور مهاجرت کرده‌اند، معدود یهودی‌های باقی‌مانده هم بیشتر در خیابان فردوسی ساکن هستند.

«در اصفهان، ارامنه و دیگر شاخه‌های مسیحی، زرتشتیان، بانیان-هندوهای تاجرپیشه- و یهودیان زندگی می‌کردند. اصفهان در جایگاه یک پایتخت و با شکوفایی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که در روند تاریخی خود داشت، همواره کانون نگرش اقلیت‌ها بود.»[۳۵][۳۶]

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در اصفهان به قرار زیر بود:[۳۷]

اقوام کلانشهر اصفهان
قومیت درصد
فارس
  
۸۷٫۳٪
ترک
  
۶٫۲٪
لر
  
۳٫۰٪
سایر
  
۲٫۷٪
کرد
  
۰٫۸٪


آداب و رسوم[ویرایش]

روز و نماد اصفهان[ویرایش]

نگاره تاریخی منقوش بر کاشی کاری‌های سردر قیصریه که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذر) طراحی شده‌است، به عنوان نماد اصفهان شناخته شده‌است.

در بهمن‌ماه سال ۱۳۸۳ پس از پیشنهاد گزینش روز اصفهان از سوی دکتر شاهین سپنتا و استقبال برخی از سازمان‌های غیردولتی اصفهان از این پیشنهاد، تلاشی برای گزینش روز اصفهان آغاز شد. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۴ پس از فراخوان «هم‌اندیشی برای نام گذاری روز نکوداشت اصفهان» روز «یکم آذرماه» هر سال از سوی بیش از ۳۰ نفر از اصفهان شناسان به عنوان «روز نکوداشت اصفهان» گزینش و تصویب شد و بر اساس پیشنهاد دکتر لطف‌الله هنرفر نگاره تاریخی منقوش بر کاشی کاری‌های سردر قیصریه اصفهان را که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذر ماه) طراحی شده‌است، به عنوان نماد اصفهان برگزیدند. دلیل انتخاب آنها این بود که بر اساس مستندات تاریخی زایچه شهر اصفهان در ماه آذر (قوس) است.[۳۸][۳۹]

در متن بیان نامه مصوب اصفهان شناسان آمده‌است:

«... از آنجا که احداث باروی حفاظتی یا حصار بزرگ اصفهان به منظور تضمین امنیت شهر تاریخی اصفهان در دوران دیلمیان و در زمان رکن‌الدوله دیلمی (۲۹۲ - ۳۶۶ هجری قمری) صورت گرفت و برپایی این باروی امنیتی به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اصفهان شناخته می‌شود، یاد روز آن رویداد تاریخی از این روی شایسته تر از دیگر پیشنهادها است. همچنین چون در آن زمان برپایی باروی بزرگ اصفهان بر بنیان زایچه این شهر در آذر ماه (برج قوس) صورت گرفت، لذا روز یکم آذرماه هر سال (مطابق با ۲۲ نوامبر) به عنوان روز نکوداشت اصفهان برگزیده می‌شود. همچنین نگاره تاریخی منقوش بر کاشی‌کاری‌های سردر بازار قیصریه اصفهان که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذر ماه) و با محتوایی متعالی طراحی شده‌است، به عنوان نماد این روز گزیده شد.» از آن سال تاکنون، هرساله سازمان‌های مردم نهاد اصفهان و سازمان‌های دانشجویی دانشگاه‌های اصفهان یکم آذرماه را به عنوان روز اصفهان و هفته اصفهان را از یکم تا هفتم آذرماه گرامی می‌دارند. انجمن دوستداران اصفهان نیز شعار «اصفهان برای همیشه، برای همه» را به عنوان آرمان مشترک همه دوستداران اصفهان برگزیده‌است که بر پوسترهای روز اصفهان به چشم می‌خورد.

برخی نیز سوم اردیبهشت را به عنوان زادروز شیخ بهایی، روز اصفهان می‌دانند در حالی که او در روز ۲۶ ذیحجه سال ۹۵۳هجری قمری برابر با ۸ اسفندماه سال ۹۲۵هجری شمسی متولد شده‌است ولی در تقویم رسمی کشور سوم اردیبهشت، روز شیخ بهایی نام گرفته و اخیراً نیز این روز، روز ملی کارآفرینی نامیده شده‌است.[۴۰]

نماد جانوری اصفهان[ویرایش]

در سال ۱۳۹۳ قوچ و میش اصفهان با نام علمی Ovis orientalis isphahanica از سوی فعالان زیست محیطی این شهر به عنوان نماد جانوری اصفهان پیشنهاد شد. قوچ و میش اصفهانی که در همه مجامع علمی جهان به نام شهر تاریخی اصفهان شناخته می شود طبق اعلام اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست (IUCN) در فهرست گونه های آسیب پذیر (VU: Vulnerable) قرار دارد.زیستگاه این زیرگونه خاص در فلات مرکزی ایران در مناطق تپه ماهوری و کوهپایه های استان اصفهان به ویژه پارک ملی و پناهگاه حیات وحش قمشلو، پارک ملی و پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی و پناهگاه حیات وحش موته در شمال استان اصفهان است. تاخت و تاز شکارچی ها و شکار بامجوز و بدون مجوز یکی از مهم ترین عواملی است که قوچ و میش اصفهانی را به عنوان یک زیر گونه آسیب پذیر در لیست قرمز معرفی کرده است و طبق مطالعات انجام شده، چرای بیش از حد دام، تصرف و تغییر کاربری اراضی، فعالیت نیروهای نظامی در داخل منطقه و عبور کنار گذر غربی اصفهان و شهرک های صنعتی واقع در شمال و شرق پناهگاه حیات وحش قمشلو از مهمترین عوامل تهدید زیستگاهی برای این گونه منحصر به فرد به شمار می آید .

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=110991&Serv=2&SGr=25

مشاهیر[ویرایش]

ساختار شهری[ویرایش]

شهرداری[ویرایش]

نظم و امنیت[ویرایش]

نوشتار اصلی: امنیت در اصفهان

شهر اصفهان به لحاظ حفظ بافت جمعیتی سنتی خود در اغلب نقاط شهر و نیز همکاری مداوم مردم با نهادهای انتظامی و امنیتی، در مقایسه با سایر کلان شهرهای ایران از ضریب امنیت نسبتاً بالایی برخودار است همچنین می‌توان گفت یکی از امن ترین شهرهای ایران است و وجود بیش از ۲۰ کلانتری انتظامی و ۳ ناحیه مقاومت متعلق به سپاه پاسداران و نیز مرکزیت اداره اطلاعات و سایر نهادهای امنیتی، بر روند حفظ و صیانت از شهر تاثیرگذار بوده‌است.[۴۱]

سلامت و بهداشت[ویرایش]

اصفهان یکی از مرکزهای اصلی و تاثیرگذار برای درمان بیماران در ایران محسوب می‌شود. حدود سی بیمارستان، بیست درمانگاه، دههاانجمن و نهاد پزشکی و بهداشتی در این شهر فعالیت دارند. همچنین شهرستان اصفهان دارای ۱۴۷ آزمایشگاه، ۲۵۴ داروخانه، ۸۷ مرکز پرتونگاری و ۲۰۸ مرکز توانبخشی است.[۴۲]

زیرساخت‌های اولیه[ویرایش]

مراکز تفریحی[ویرایش]

پارک و فضای سبز[ویرایش]

اصفهان دارای سه هزار و هفتصد هکتار (۳۷ میلیون متر مربع) فضای سبز شهری است[۴۳] که با داشتن سرانه فضای سبز ۲۴ متر مربع بالاترین رتبه را در سطح کلان شهرهای ایران دارد. همچنین مقدار این سرانه تا سال ۱۳۹۵ به ۳۲ متر مربع خواهد رسید که با توجه به آلاینده‌های زیست محیطی اصفهان این سرانه باید به ۴۰ متر مربع افزایش پیدا کند. بوستانهای کنار و مشرف بر زاینده رود که به بوستانهای ساحلی نیز مشهور هستند از مهمترین فضاهای سبز اصفهان می‌باشند. زیباترین و منحصر بفردترین فضای سبز اصفهان بوستان جنگلی ناژوان است که در غرب اصفهان و در کنار زاینده رود قرار دارد. نام برخی از بوستانهای ساحلی و غیر ساحلی چنین است: بوستان‌های ساحلی: ناژوان، سعدی، زاینده رود، کودک، ملت، آیینه خانه، آبشار، مشتاق و باغ گلها. بوستانهای غیر ساحلی: قلمستان، نقش جهان، استقلال، باغ فدک و باغ غدیر و پارک امام رضا.

گردشگری[ویرایش]

جاذبه‌های تاریخی[ویرایش]

اصفهان سرشار از آثار هنری و تاریخی است که میدان نقش‌جهان، مسجد امام، سی و سه پل، پل خواجو، پل مارنان، مسجد جامع، مسجد سیّد، مسجد شیخ لطف‌الله، منار جنبان، برج کبوترخانه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه میدان، کاخ چهلستون، آتشگاه اصفهان، کاخ عالی‌قاپو، کاخ هشت بهشت، کلیسای وانک، حمام علیقلی آقا، مدرسه چهارباغ و هتل عباسی خانه خان (خوراسگان)، امام زاده ابو العباس (خوراسگان) از بارزترین آنها هستند.[۴۴][۴۵][۱۴][۴۶]

پل‌ها[ویرایش]

پل چوبی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو و پل زمان خان[۴۷]

بازارها[ویرایش]

بازار اصفهان، بازار قیصریه اصفهان یا بازار صفویه یا بازار سلطانی، بازار شاهی یا بازارچه بلند بازار دردشت، بازار بیدآباد، بازار ریسمان، بازار غاز، بازارهای معروفی اطراف میدان نقش‌جهان: بازار مسگرها، بازار هنر، بازار ترکش‌دوزها، بازار کلاهدوزها، بازار لواف‌ها و بازار آهنگرها[۴۸]

مسجدها[ویرایش]

مسجد امام-نقش جهان

محله‌ها[ویرایش]

چرخاب، خواجو، قلعه تبرک، شهشهان، دردشت، تیران، دستگرده (فروغی)، پاچنار (جامی)، بید آباد، شیْش، درب کوشک، محله نو، جوزدان، الیادران، چهارسوق شیرازی‌ها، لنبان، ناژوان، جاوان پایین، جاوان بالا، آفاران، برزان، ولدان، رهنان، خوراسگان، کوله پارچه، تخت فولاد، هزارجریب، دستگرد خیار، قائمیه، مارچین

خانه‌های قدیمی[ویرایش]

به علت وجود بافت قدیمی و معماری زیبای شهر اصفهان، خانه‌های قدیمی بسیاری در این شهر وجود دارد. برخی از این خانه‌ها امروزه توسط میراث فرهنگی بازسازی شده و بصورت موزه درآمده‌است. همچنین برخی از این سراهای قدیمی با تغییر کاربری در حال استفاده می‌باشد. تالار تیموری (موزه تاریخ ملی) به عنوان موزه تاریخ ملی، توحیدخانه به عنوان دانشکده معماری دانشگاه هنر اصفهان و عمارت رکیب خانه به عنوان موزه هنرهای معاصر اصفهان مورد استفاده و بهره‌برداری است. خانه‌های: حاج رسولی‌ها، شیخ الاسلام، خانه مشروطه، حاج مصورالملکی، یداللهی، عاصمی اصفهانی، قدسی، خانه نیلفروشان، مجتهدزاده، حقیقی، داوید (داود)، سوکیاس، مارتا پیترز، پطروس، سرتیپی، منعمیان، وثیق انصاری، بهشتیان، اعلم و قزوینی‌ها از خانه‌های قدیمی و دیدنی اصفهان می‌باشد.[۵۲] همچنین بتازگی بدست زوجی ایرانی و غیر اصفهانی خریداری و بازسازی شده که باعث حفظ و بقای آن گشته‌است. این خانه دارای سابقه‌ای پانصد ساله می‌باشد که ابتدا به عمه شاه عباس تعلق داشته‌است.[۵۳] موقعیت این اثر تاریخی در نزدیکی مسجد جامع اصفهان و حمام شیخ بهایی است که در مرکز بافت تاریخی شهر قرار گرفته‌است.[۵۴]

جاذبه‌های مذهبی[ویرایش]

خانقاه‌ها[ویرایش]

از دیرباز در شهر اصفهان تعدادی خانقاه منعلق به فرقه‌های مختلف درویشان وجود داشته‌است. بعضی از این خانقاه‌ها به واسطه فشار دستگاه‌های امنیتی تعطیل یا مستقیماً توسط خود حکومت تخریب گشته‌است که خانقاه درویشان گنابادی واقع در گورستان تخت فولاد از آن جمله‌است.[۵۵] البته هنوز هم بعضی از خانقاه‌ها فعال می‌باشند که خانقاه علی بن سهل واقع بر سر آرامگاه وی از آن جمله می‌باشد.

کلیساها[ویرایش]

در این شهر کلیساها و کنیسه‌های بسیاری وجود دارد که بخش عمده‌ای از کلیساها در منطقه جلفا می‌باشند. برخی از کلیساهای شهر از سده هفده میلادی بجای مانده‌اند که معروفترین و قدیمی ترین آنان کلیسای وانک، کلیسای مریم مقدس، کلیسای گئورگ، کلیسای حضرت لوقا، کلیسای هاکوپ، کلیسای نرسس و سرکیس. در این میان کلیسای هاکوپ مقدس قدیمی ترین کلیسای اصفهان می‌باشد.

کنیسه‌ها[ویرایش]

بیشتر کنیسه‌های اصفهان در محله جویباره که یهودی نشین بوده قرار گرفته‌اند. کنیسه عمو شعیا قدیمی‌ترین کنیسه اصفهان می‌باشد که در همین محل قرار گرفته‌است. در سال ۱۳۵۰ و بر اساس پژوهش‌های لطف‌الله هنرفر تعداد کنیسه‌های اصفهان بیست عدد ثبت شده ولی در حال حاضر تعدادی از آنها از بین رفته‌است.[۵۶]

گورستان‌ها[ویرایش]

باغ رضوان گورستان فعلی و فعال اصفهان و تخت فولاد گورستان قدیمی و تاریخی اصفهان است که به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین آرامگاه‌های ایران نیز شناخته می‌شود. این آرامگاه از تکیه‌های مختلفی تشکیل شده که چهارده تکیه همانند: تکیه سید العراقین، تکیه میر فندرسکی و تکیه آقا حسین خوانساری مربوط به دوره صفوی است. و نزدیک به سی تکیه و مسجد همانند: تکیه میر محمد صادقی که جزیی از تکیه سادات محسوب می‌شود تکیه شهشهانی، تکیه واله، مسجد رکن الملک، تکیه بختیاریها و تکیه کلباسی (ابوالمعالی) از دوره قاجار هستند. همچنین شش تکیه نیز همچون تکیه لسان الارض از تکیه‌های گلستان شهدای اصفهان محسوب می‌شوند.

موزه‌ها[ویرایش]

اصفهان به جهت داشتن موزه‌های مختلف و با ارزش مشهور است که از آن میان می‌توان به موزه‌های زیر اشاره نمود.[۵۷]

فروش و تولید صنایع دستی
فرش اصفهانی ساخته شده از پنبه ابریشم و فلز متعلق به سده هجدهم میلادی

صنایع دستی[ویرایش]

قلمزنی از صنایع دستی مهم اصفهان می‌باشد. قوری و سماور قلمزنی در میدان نقش جهان (امام خمینی) اصفهان

اقتصاد سنتی استان مبتنی بر صنایع دستی چون قالی بافی، ابریشم بافی، قلمزنی، منبت کاری، زری بافی، خاتم کاری، ملیله دوزی، مینیاتور، سفالگری، میناکاری، فلزکاری، فیروزه کوبی، نقره سازی، کاشی سازی، قلمکاری و پولک دوزی از صنایع زیبای اصفهان است که امروزه رونق خوبی نیز در بخش جهانگردی دارد. صنایع بزرگی چون ذوب آهن، مجتمع فولاد مبارکه، پالایشگاه، پلی اکریل و همچنین کارخانه جات متعدد سرامیک و کاشی سازی و معادن سنگ و سنگبری از علل صنعتی شدن و اقتصاد قوی استان محسوب می‌شود. از صنایع دیگر استان که می‌توان فهرست وار به برخی اشاره نمود: ظروف چینی، سرامیک، تولید لوازم خانگی، کارخانه تولید سیمان، ورق موجدار، صنایع خودروسازی، صنایع نظامی، صنایع هواپیماسازی، ساخت لوازم و تاسیسات گازی، صنایع مواد غذایی، فراورده‌های لبنی، ریسندگی، نساجی و …می‌باشند.

غذاهای سنتی[ویرایش]

در اصفهان غذاهای سنتی بسیاری مورد استفاده هستند که برخی از آنها مربوط به شهرهای دیگر اصفهان بوده‌اند و یا در شهرهای دیگر ایران نیز رواج داشته و دارند. در این میان کباب، بریان و خورش ماست معروف‌ترین غذای اصفهان می‌باشند. همچنین سایر غذاهای این شهر عبارتند از: باقالی ذرت (خوراسگان)، آش سماق، کله جوش که ازغذاهای ایلات اصفهان است، سرگنجشکی، کوکو قندی، قیمه ریزه، آش ماش و قمری، یخنه ترش، ماش و زردک، اوماج سرکه و چغندر، نخود و آب.[۵۸]

ره‌آورد[ویرایش]

معروفترین ره‌آورد اصفهان گز است. گز یک نوع شیرینی است که با گز انگبین یا ترنجبین شکر بادکا و مغز پسته، بادام، فندق یا گردو و سفیده تخم مرغ و گلاب ساخته می‌شود و در آن در از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی‌شود. از دیگر رها آوردهای اصفهان می‌توان به صنایع دستی به ویژه قابهای خاتم کاری و میناکاری، پارچه‌های قلمکاری شده و آثار مختلف قلمزنی اشاره نمود.[۵۹]

ترابری[ویرایش]

فرودگاه[ویرایش]

فرودگاه بین‌المللی اصفهان که "شهید بهشتی" نام دارد در شمال شرقی شهر و در ۱۸ کیلومتری شهر واقع شده‌است.
از این فرودگاه روزانه ۳۶ پرواز در مسیرهای ورودی و خروجی و ۲۵۰ پرواز هفتگی به ۲۱ مقصد در داخل و خارج از ایران صورت می‌گیرد که روزانه ۴۰ هزار مسافر از طریق این فرودگاه مسافرت می‌کنند.[۶۰]

قطار شهری[ویرایش]

قطار شهری به نام متروی اصفهان نیز معروف است. این شبکه به سبب گذر از منطقه‌های باستانی این شهر با مخالفان بسیاری همراه گشته و تاکنون به منطقه‌های باستانی همانند: خیابان چهار باغ و سی و سه پل آسیب رسانده‌است. شبکه درون شهری مترو دارای ۲ خط جداگانه می‌باشد. خط شماره یک شمالی - جنوبی و دارای بیست و یک ایستگاه است. این خط از شمال غربی آغاز شده و به کوه صفه در جنوب ختم می‌شود. خط شماره دو نیز محور شرقی - غربی دارد که بیست و یک ایستگاه را شامل می‌شود. این خط از شمال شرقی آغاز می‌شود و تا خمینی شهر ادامه می‌یابد.[۶۱]

اتوبوس شهری[ویرایش]

سازمان اتوبوسرانی اصفهان برای خدمات رسانی به مردم ۱٫۳۰۰ دستگاه اتوبوس در اختیار دارد که در تمام مسیرهای شهری تردد دارند.[۶۲] از شهریور ماه ۱۳۹۰، نخستین خط اتوبوس تندرو (BRT) اصفهان راه‌اندازی شد. این مسیر شرقی-غربی، از میدان آزادی تا خیابان شفق امتداد دارد.

تاکسی[ویرایش]

علاوه بر حضور تاکسی بی‌سیم هماهنگ با سامانه یکپارچه کشوری (۱۳۳)، نزدیک به ۳۰٫۰۰۰ تاکسی گردشی، خط ویژه (مانند تاکسی فرودگاه و تاکسی پایانه مسافربری)، تاکسی بانوان، دفتر تاکسی تلفنی و مسافربرهای شخصی در شهر فعالیت دارند که از آن میان ۹٫۵۰۰ تاکسی پلاک قرمز (رسمی) می‌باشند.[۶۳]

پایانه‌ها[ویرایش]

به جهت رفاه مسافران پایانه‌های مسافربری اصفهان در چهار جهت شهر قرار دارند که در این میان پایانه صفه و کاوه نقش اساسی‌تری در جابجایی مسافر دارا هستند.

  • پایانه مسافربری زاینده رود در غرب
  • پایانه مسافربری جی در شرق
  • پایانه مسافربری صفه در جنوب
  • پایانه مسافربری کاوه در شمال

آموزش[ویرایش]

آموزش و پرورش[ویرایش]

اصفهان دارای شش ناحیه آموزشی است که آموزش مدرسه‌های کودکستان، پیش‌دبستانی (آمادگی)، دبستان، راهنمایی، دبیرستان، هنرستان و پیش‌دانشگاهی را هدایت و نظارت می‌کنند. هنرستان هنرهای زیبا از مهمترین مرکزهای آموزش هنری ایران بوده که بیش از هفتاد سال پیشینه دارد.

آموزش عالی[ویرایش]

اصفهان به عنوان یکی از شهرهای علمی ایران نقش مهمی در تولید و آموزش علم در ایران دارد. دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه اصفهان، دانشگاه صنعتی اصفهان،دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دانشگاه غیر انتفاعی شهید اشرفی اصفهانی،دانشکده فنی شهید مهاجر،دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر مجلسی و دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان از دانشگاه‌های مهم اصفهان می‌باشند.

آموزش دینی[ویرایش]

در اصفهان از قدیم و از بدو ورود اسلام و تشیع، حوزه‌های علمیه شکل گرفت و در ادواز مختلف حکومتهای اسلامی، دچار فراز و فرودهایی بوده است اما مهمترین دوره و اوج آن مربوط به دوره صفویه بوده است که با هجرت دانشمندان شیعه از لبنان و دیگر مناطق، این شهر مرکزیت علمی در همه زمینه‌ها پیدا نموده و می‌توان این دوره را یکی از دوره‌های طلایی و تمدن پیشرفته شیعه تلقی نمود در این دوره محقق کرکی عاملی به عنوان بزرگ فقیه و دانشمند شیعه در دربار، به عنوان مشاور اعظم و پس از او شیخ بهایی و سپس علامه مجلسی نقش والایی را در شکل گیری این تمدن شیعی ایفا نمودند. در این دوره تمدن شیعه شیخ بهایی با برخورداری از تخصص در بیشتر علوم زمان خود و مهندسی فوق العاده، مدیریت علمی این تمدن با شکوه را بر عهده گرفته و اصفهان در زمینه کشاورزی و صنعت و معماری و هنر و مرکزیت پیدا کردن سرآمد شهرهای اسلامی شد. حوزهای علمیه در این شهر نقش والای خود را ایفا نمودند و مدرسه‌های بزرگی در این شهر با معماری زیبای اسلامی شکل گرفت مانند مدرسه چهار باغ، مدرسه صدر، مدرسه نیم آور، مدرسه صدر خواجو، مدرسه ملاعبد الله، مدرسه جده بزرگ و مدرسه جده کوچک و... در دوره صفویه در این شهر جریانهای علمی بزرگی در زمینه دانش فقه و حدیث و تفسیر و فلسفه در این شهر شکل گرفت که آثار و تالیفات این دوره مهمترین کتب علمی امروزه در حوزه‌های علمیه به حساب می‌آید. دائرةالمعارف بزرگ بحارالانوار مهمترین کتاب شیعه محصول این دوره و تالیف علامه مجلسی می‌باشد.

پس از انتقال مرکزیت علمی حوزهای دینی از این شهر به کربلا و نجف، حوزه‌های علمی این شهر پویایی خود را حفظ نموده و خاندانهای علمی بزرگی در این شهر شکل گرفت که این حیات علمی تا به امروز در اصفهان ادامه پیدا کرده و امروزه هم حوزه علمیه اصفهان پس از قم در کنار حوزه مشهد یکی از یزرگترین مراکز علمی جهان تشیع به حساب می‌آید.

رسانه‌ها[ویرایش]

صدا و سیما[ویرایش]

نشریه‌ها[ویرایش]

روزنامه‌های نسل فردا، اصفهان امروز، اصفهان زیبا و نصف جهان از روزنامه‌های محلی می‌باشند و همچنین نزدیک به یکصد هفته نامه، ماهنامه و فصلنامه در اصفهان به چاپ می‌رسد.[۶۴]

سینماها[ویرایش]

اصفهان دارای بیش از ۱۰ سالن سینما می‌باشد. مجموع ظرفیت این سینماها برابر با ۷۳۰۰ نفر می‌باشد. همچنین ده‌ها سالن نمایش و همایش نیز در اصفهان وجود دارند که برخی از آنها به صورت خصوصی اداره می‌شوند.
فهرست سینماهای اصفهان به شرح زیر می‌باشد:

  • سپاهان
  • خانواده (چهارباغ)
  • قدس
  • فلسطین
  • ایران
  • ساحل
  • فرشچیان
  • مهتاب
  • فرهنگیان
  • ملک شهر

نگارخانه‌ها[ویرایش]

برخی از نگارخانه‌های اصفهان را نیز می‌توان چنین نام برد: نگارخانه زاینده رود، نگارخانه بدرالسما، نگارخانه سایه، نگارخانه کوثر و نگارخانه کلاسیک.

کتابخانه‌ها[ویرایش]

در اصفهان بیشتر از بیست کتابخانه در کنار بیست فرهنگسرا فعالیت دارند. که معروف‌ترین آنها به این ترتیب است:

  • کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان
  • کتابخانه ابن بابویه
  • کتابخانه میرداماد
  • کتابخانه صائب اصفهانی
  • کتابخانه ولی‌عصر
  • کتابخانه توحید
  • کتابخانه عمومی میرداماد و تخصصی حقوق شهروند
  • کتابخانه عمومی فاطمه زهرا و کتابخانه گویا اختصاصی نابینایان

همچنین در حدود سی سالن مطالعه در شهر اصفهان وجود دارد. در بیشتر مناطق شهری و به کوشش شهرداری مناطق سالن‌های مطالعه جهت استفاده عمومی ساخته شده‌است که برخی از آنها به شرح ذیل می‌باشند از جمله سالن مطالعه کوی بهار، سالن مطالعه کوی امیریه و سالن مطالعه کوی کشاورزی.

ورزش[ویرایش]

امکانات ورزشی[ویرایش]

شهر اصفهان به عنوان یکی از قهرمان پرورترین شهرهای ایران به حساب می‌آید به طوریکه اکثر ورزشکاران یا تیم‌های ورزشی آن دارای ترازهای بالا در مسابقات کشوری و رقیب سرسخت ورزشکاران پایتخت می‌باشند. دو باشگاه بزرگ سپاهان و ذوب آهن در اکثر رشته‌های ورزشی در رده‌های اول کشور می‌باشند.

در حدود ۵ استادیوم حرفه‌ای فوتبال در اصفهان وجود دارد که بدین شرح است:

  • استادیوم نقش جهان اصفهان واقع در بلوار بعثت (کمربندی شمال)
  • استادیوم فوتبال تختی اصفهان واقع در چهار راه تختی
  • استادیوم ۲۲ بهمن اصفهان که متعلق به ارتش است. واقع در نبش بلوار صفه و بلوار دانشگاه اصفهان
  • استادیوم پلی اکریل اصفهان که متعلق به شرکت پلی اکریل است. واقع در خیابان آتشگاه "مجموعه فرهنگی تفریحی بهشت زیبای اصفهان"
  • استادیوم انقلاب اصفهان واقع درمیدان آزادی

زمین چمن‌های اصفهان:

  • دانشگاه اصفهان: دانشگاه اصفهان، اواسط بلوار اصلی
  • باشگاه پاس اصفهان (نیروی انتظامی): بزرگراه اصفهان - شیراز، پل راه آهن. خیابان انتظام، جنب ستاد فرماندهی انتظامی استان اصفهان
  • باشگاه مقاومت اصفهان (سپاه پاسداران): بلوار صفه، جنب ستاد فرماندهی سپاه صاحب الزمان استان اصفهان، مجموعه ورزشی شهید آقابابایی
  • باشگاه آب منطقه‌ای: خیابان مشتاق سوم، بعد از پل شهرستان، مجموعه ورزشی سازمان آب منطقه‌ای اصفهان
  • باشگاه فولاد مبارکه سپاهان اصفهان: خیابان آتشگاه، جنب کوی آتشگاه مجموعه تفریحی ورزشی بهشت زیبای اصفهان (باغ فردوس)
  • باشگاه راه آهن اصفهان: بزرگراه اصفهان - شیراز، ایستگاه راه آهن اصفهان، ورودی بلوار اختصاصی
  • باشگاه پیام مخابرات اصفهان: خیابان امام خمینی، بعد از سه راه عاشق آباد

در اصفهان سالن‌های متعدد ورزشی اعم از دولتی یا بخش خصوصی فعال هستند. بعضی از این سالنها عبارتند از:

  • سالن ورزشی تختی اصفهان
  • سالن نقش جهان اصفهان
  • سالن پیروزی اصفهان
  • سالن مخابرات اصفهان
  • سالن باشگاه کارگران اصفهان
  • سالن و مجموعه ورزشی میثاق ولدان

همچنین شهرداری اصفهان اقدام به ساخت بعضی اماکن مخصوص به فعالیت‌های بانوان نموده‌است که در این بین باغ بانوان اصفهان در حاشیه بزرگراه شهید خرازی اهمیت ویژه‌ای دارد. سایر اماکن ورزشی معروف شهر از این قرار است:

  • پیست موتور سواری شمال اصفهان
  • پیست کارتینگ مجموعه ورزشی ۲۲ بهمن (ارتش)
  • سالن بولینگ صفه
  • چندین سالن بیلیارد
  • سالن بولینگ جی

شهرهای خواهرخوانده[ویرایش]

اصفهان به عنوان یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی مشرق زمین با شهرهای زیر دارای پیوند خواهرخواندگی است:[۶۵]

شهرهای خواهرخواندهٔ اصفهان

Flag of the People's Republic of China.svg شی‌آن، چین[۶۶] Flag of Malaysia.svg کوالالامپور، مالزی[۶۶] Flag of Germany.svg فرایبورگ، آلمان[۶۷] پرچم ایتالیا فلورانس، ایتالیا[۶۶]
پرچم رومانی یاش، رومانی[۶۶] پرچم اسپانیا بارسلون، اسپانیا[۶۶] پرچم ارمنستان ایروان، ارمنستان[۶۶] پرچم کویت کویت، کویت[۶۶]
پرچم کوبا هاوانا، کوبا[۶۶] پرچم پاکستان لاهور، پاکستان[۶۶] پرچم روسیه سنت پیترزبورگ، روسیه[۶۶] پرچم سنگال داکار، سنگال[۶۸]
پرچم لبنان بعلبک، لبنان[۶۸]


استانداری سنت پیترزبورگ، دومین شهر مهم روسیه در تفاهم‌نامه انجام شده با استانداری اصفهان، ۳۱ اردیبهشت تا ۲ خرداد را روزهای فرهنگی اصفهان در سنت پیترزبورگ نامید.[۶۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «اصفهان از ۱۰۶ سال گذشته بلدیه و انجمن شهر داشته است». ایمنا، ۱۴ تیر ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۴ تیر ۱۳۹۲. 
  2. «نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه ریزی استانداری خراسان جنوبی (به نقل از مرکز آمار ایران)، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. 
  3. «دیوان عدالت اداری حکم منتفی شدن الحاق خوراسگان به اصفهان را لغو کرد». ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران)، ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۳ آذر ۱۳۹۲. 
  4. شهرداری اصفهان. «آمارنامه اصفهان ۱۳۹۱، فصل دوم: جمعیت». شهرداری اصفهان، آبان ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۳ آذر ۱۳۹۲. 
  5. «تراکم در شهرها». شورای عالی شهرسازی و معماری ایران. بازبینی‌شده در ۲۹ اوت ۲۰۰۹. 
  6. «آمار نامه سرشماری کشور 1390». 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ اصفهان، پایتخت فرهنگی جهان اسلام، شنبه ۷ دی ۱۳۸۷ پرتال نور.
    • EIr. «Esfahan». در Encyclopedia Iranica. ویرایش 1st Edition. ۲۰۰۷. 
  8. ورلد گزتر
  9. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام EIr وارد نشده‌است.
  10. "Esfahan Is Half The World", Saudi Aramco World, Volume 13, Nr. 1, January ۱۹۶۲
  11. «شهر اصفهان». شبکه ملی رشد مدارس. بازبینی‌شده در 30 تیر1392. 
  12. «معرفی استان اصفهان». سازمان تبلیغات اسلامی استان اصفهان. بازبینی‌شده در ۵ دی ۱۳۹۱. 
  13. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ «سابقه تاریخی وآثار باستانی اصفهان»(فارسی)‎. پرتال استان اصفهان. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸. 
  14. مجله رشد راهنمایی تحصیلی سال ۹۰-۹۱، جلد ۴، صفحه ۲۹
  15. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲
    • EIr. «Esfahan: ii. HISTORICAL GEOGRAPHY:

    AN OVERVIEW SINCE ANCIENT TIMES». در Encyclopædia Iranica. ویرایش 1st Edition. ۲۰۰۷. 

  16. Paretaceni
  17. هنرفر، لطف‌الله، تصویری از اصفهان پیش از اسلام، اصفهان: ضمیمهٔ نشریه گسترش، بهار ۷۳، ص۱۰.
  18. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ هنرفر، لطف‌الله، تصویری از اصفهان پیش از اسلام، اصفهان: ضمیمهٔ نشریه گسترش، بهار ۷۳، ص۱۹.
  19. همان.
  20. Gabioi
  21. Gabai or Tabai
  22. اصفهان در قرون نخستین هجری قمری
  23. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ زنده‌دل، حسن و دستیاران، استان اصفهان، مجموعهٔ راهنمای جامع ایرانگردی، تهران: نشر ایرانگردان، شابک:. ۹۷۸۹۶۴۶۶۳۵۱۲۸. صص۳۲-۳۳.
  24. ilhk.
  25. ISFAHAN vi. MEDIEVAL PERIOD
  26. انتقال پایتخت صفویه به اصفهان؛ علل و پیامدهای آن
  27. شاردن، سفرنامه، برگردان: محمدعباسی، تهران، امیرکبیر 1345، پوشینهٔ 7، رویه 49.
  28. هفته‌نامه امرداد، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱، سال سیزدهم، شماره ۲۹۰، ص 6.
  29. ایران میان دو انقلاب، یرواند آبراهامیان، صفحه ۶۳۲
  30. «درباره شهر اصفهان». دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷. بازبینی‌شده در یکم اسفند ۱۳۹۱. 
  31. شهرداری اصفهان
  32. اصفهان من
  33. «گفتگو با دکتر اصغر منتظرالقائم درباره نقش فرهنگی اصفهان در جهان اسلام». خبرگزاری ایمنا، یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در شش دیماه ۱۳۹۱. 
  34. لطف‌الله هنرفر، گنجینهٔ آثار تاریخی اصفهان، کتابفروشی ثقفی، اصفهان، 1344، رویه 1-57.
  35. هفته‌نامه امرداد، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱، سال سیزدهم، شماره ۲۹۰، ص 6.
  36. فهرست نویسی پیش از انتشار کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران * شماره کتابشناسه ملّی:۲۸۹۰۶۹۰ *عنوان و نام پدیدآورنده:طرح بررسی و سنجش شاخص‌های فرهنگ عمومی کشور (شاخص‌های غیرثبتی){گزارش}:گزارش‌های پیشرفت طرح‌ها وکلان شهرها/به سفارش شورای فرهنگ عمومی کشور؛ مدیر طرح و مسئول سیاست گذاری:منصور واعظی؛ اجرا:شرکت پژوهشگران خبره پارس *بهاء:۱۰۰۰۰۰ ریال-شابک:۷-۶۸-۶۶۲۷-۶۰۰-۹۷۸ *وضعیت نشر:تهران-موسسه انتشارات کتاب نشر ۱۳۹۱ *وضعیت ظاهری:۲۹۵ ص:جدول (بخش رنگی)، نمودار (بخش رنگی)*یادداشت:عنوان دیگر:طرح و بررسی و سنجش شاخص‌های فرهنگ عمومی کشور (شاخص‌های غیرثبتی) سال ۱۳۸۹ *توصیفگر:شاخص‌های غیرثبتی+شاخص‌های فرهنگی+گزارش‌های پیشرفت طرح‌ها و کلان شهرها *توصیفگر:ایران ۳۸۶۲۸۹ *تهران۱۹۹۰۶۶ /مشهد۲۹۲۳۴۱ /اصفهان ۱۷۰۰۱۷/تبریز۱۸۴۸۱/کرج ۲۷۸۲۵۲/شیراز۲۵۱۷۰۳/اهواز۱۷۶۴۰۳/قم۲۷۰۸۷۷ *شناسنامه افزوده:واعظی، منصور،۱۳۳۳-۷۳۵۰۶۸ *شناسنامه افزوده:شرکت پژوهشگران خبره پارس /شورای فرهنگ عمومی *مرکز پخش:خیابان ولیعصر، زرتشت غربی، خیابان کامبیز، بخش طباطبایی رفیعی، پلاک۱۸، تلفن:۷-۸۸۹۷۸۴۱۵ ketabnashr@gmail.com *لیتوگرافی، چاپ وصحافی:سازمان چاپ و انتشارات اوقاف
  37. اول آذر روز اصفهان نامیده شد-جام جم انلاین
  38. همایش روز اصفهان؛ نگاهی به چالش‌های یک شهر تاریخی
  39. همشهری
  40. گزارش سالیانه فرماندهی انتظامی استان اصفهان ۱۳۸۹ - معاون اجتماعی
  41. اصفهان من
  42. = قطره
  43. «مکان‌های دیدنی»(فارسی)‎. پورتال اصفهان. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸. 
  44. «آثار تاریخی»(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸. 
  45. «Historical Monuments»(انگلیسی)‎. aftab.ir. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸. 
  46. «پل‌ها»(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸. 
  47. «بازارها»(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸. 
  48. «مساجد۱»(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸. 
  49. «مساجد۲»(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸. 
  50. «مساجد۳»(فارسی)‎. intranet.Esfahan. بازبینی‌شده در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸. 
  51. شهرداری اصفهان
  52. تابناک
  53. خبرگزاری مهر
  54. اصفهان تخریب شد
  55. سایت تخصصی هنر و معماری
  56. موزه‌های اصفهان
  57. [http://www.zendehroud.org/index.php?option=com_content&view=category&id=48:1389-08-16-14-47-23&Itemid=39&layout=default زنده رود]
  58. شهرداری اصفهان
  59. خبرگزاری فارس
  60. اصفهان من
  61. خبرگزاری ایسنا
  62. خبرگزاری ایسنای واحد اصفهان
  63. خانه مطبوعات استانی
  64. خواهرخوانده‌های اصفهان بازدید ۲۰ تیرماه ۱۳۸۶
  65. ۶۶٫۰ ۶۶٫۱ ۶۶٫۲ ۶۶٫۳ ۶۶٫۴ ۶۶٫۵ ۶۶٫۶ ۶۶٫۷ ۶۶٫۸ ۶۶٫۹ «خواهرخوانده‌های اصفهان»(فارسی)‎. شهرداری اصفهان. بازبینی‌شده در ۴ تیر ۱۳۸۸. 
  66. اصفهان تنها خواهرخوانده مسلمان فرایبورگ بازدید ۱۸ تیر ۱۳۸۶
  67. ۶۸٫۰ ۶۸٫۱ «نصف جهان میزبان شش خواهرخوانده». خبرگزاری ایمنا. بازبینی‌شده در ۱۰ فروردین ۱۳۹۰. 
  68. http://moscow.icro.ir/index.aspx?siteid=121&pageid=11611&newsview=598586

پیوند به بیرون[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد اصفهان اطلاعات بیشتری پیدا کنید.


Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار

Hotel Abbasi

Isfahan o Ispahan (en persa اصفهان Esfahān), localitzada a 340 kilòmetres al sud de Teheran, és la capital de la província d'Isfahan i la tercera ciutat més gran de l'Iran (després de la mateixa Teheran i Mashhad). Isfahan té actualment una població de 1.583.609 habitants i l'àrea metropolitana de 3.430.353 el 2006 (2.540.000 habitants el 2000). Aquests àrea metropolitana inclou les ciutats de Najafabad, Khaneh Esfahan, Khomeini-shahr, Shahin-shahr, Zarrinshahr, Mobarakeh, Falavarjan i Fouladshahr. El nom de la ciutat voldria dir "Els exèrcits".

La ciutat

fabricació d'estores
Estora al mercat

La "Plaça de Naghsh-i Jahan" va ser nomenada Patrimoni de la Humanitat per la Unesco. La ciutat també compta amb una extensa varietat de llocs construïts durant els segles XVIII i XIX, on es pot apreciar notablement l'arquitectura islàmica.

La bellesa d'Isfahan inspirà al músic de jazz Duke Ellington i al seu col·laborador Billy Strayhorn, els quals van compondre una cançó amb el seu nom.

La ciutat es troba situada a 32°38′ Nord i 51°29′ Est, a la vall del riu Zayandeh Rud. Té un clima temperat, amb estacions ben definides. Isfahan està situada a la principal serralada que travessa l'Iran, a 1.590 metres d'altitud. A l'any cau una mitjana de 355 mm de precipitació i la seva temperatura varia entre els 2 °C i els 28 °C. Els registres tèrmics més extrems van ser els -19 °C de mínima i els 42 °C de màxima.

Història

Article principal: Història d'Isfahan
Chehel Sotoon

El territori d'Isfahan fou part del regne d'Elam. Després fou una de les principals ciutats de Mèdia amb el nom d'Aspandana. Dels medes va passar als perses aquemènides, d'aquestos als grecs macedonis sota Alexandre el Gran, i després fou part del regne asiàtic d'Antígon el Borni i de Seleuc i l'Imperi Selèucida; dels selèucides va passar a mans dels parts arsàcides i fou el centre d'una important província. Els arsàcides foren eliminats pels perses sassànides. Sota els sassànides la ciutat es deia Djay. Va passar als àrabs entre 641 i 644 segons les fonts.

Sota els governadors califals va destacar la dinastia dulàfida. Al segle X fou possessió el 912 del daylamita Ali ibn Wahsudan, que va rebre el govern d'Isfahan i Fars. El 913 el samànida Ahmad II ben Ismail (907-914) hi va fer reconèixer la seva autoritat però per poc temps i després de la seva mort (914) va passar a una sèrie de governadors abbàssides que van seguir gaudint d'amplia autonomia.

El 927/928 la va ocupar Mardawidj ibn Ziyar que hi va deixar com a governador a Ahmad ibn Kayghulugh; el 931 la va perdre davant el daylamita Lashkari, però Ahmad la va reconquerir i va matar a Lashkari. El califa hi va nomenar governador a Muzaffar ibn Yakut que no va poder prendre possessió i Mardawidj hi ha instal·lar un forta guarnició (932). Poc després el califa al-Qàhir va escriure a Mardawidj i li va proposar el seu reconeixement com a governador de Rayy i Djibal (Qazwin i Qom) a canvi d'evacuar Isfahan, cosa que fou acceptada i el califa va enviar com a governador a Muhammad ibn Yakut, que va poder entrar pacíficament a la ciutat.

L'any següent el cap militar daylamita Ali ibn Buya (conegut després a la història com Imad al-Dawla), governador de Karadj, que havia reunit una tropa important i moltes riqueses arrabassades als khurramites, en saber que Mardawidj planejava el seu assassinat, va marxar cap a Isfahan que ara ja estava dominada per Yakut, governador abbàssida; les forces d'aquest eren superiors en nombre a les d'Ali però a l'hora de la lluita van desertar. Isfahan fou breument ocupada però Yakub va refusar rendir-se i al acostar-se les forces de Mardawidj, Ali va haver d'evacuar la ciutat que va passar provisionalment a mans de Mardawidj. La deposició poc després del califa al-Qàhir va permetre a Mardawidj conservar Isfahan.

Objectes treballats
Detall del pont Khaju
Mesquita del Shah (safàvida)

Assassinat Mardawidj el 935 per les tropes turques, Imad al-Dawla va enviar al seu germà Hasan (conegut després com a Rukn al-Dawla) a Isfahan (936); els ziyàrides dirigits per Wushmgir ibn Ziyar (germà de Mardawidj), ocupats lluitant contra els samànides, van oposar mínima resistència a Isfahan, que fou ocupada, però diversos conflictes en les forces buwàyhides i un contraatac de Wushmgir, van obligar a Rukn al-Dawla a evacuar el 939 la ciutat, que va quedar en mans del ziyàrida. Rukn al-Dawla va passar aviat a l'ofensiva i va reconquerir Isfahan (940) i després de derrotar a Wushmgir en una batalla, va entrar a Rayy (que els ziyàrides havien arrabassat als samànides). Hasan (Rukn al-Dawla) va governar a Isfahan fins a la seva mort el 976.

Mort Rukn al-Dawla va passar al seu fill Muayid al-Dawla (976-984) sota l'autoritat del cap de família, el seu germà gran Adud al-Dawla. El seu germà Fakhr al-Dawla va governar Isfahan (984-997) i a la seva mort el 997 el va succeir el seu fill de 4 anys Madj al-Dawla (o Madjid al-Dawla) que va governar sota tutela de la seva mare. El 1007 Abu Djafar Muhammad ibn Dushmanziyar, conegut pel seu làqab d'Ala al-Dawla, l'oncle de la regent, fou nomenat governador, i va administrar Isfahan de manera intermitent fins a la seva mort el 1041/1042.

A la mort d'Ala al-Dawla el va succeir el seu fill Fararmuz ibn Muhammad (1041/1042) i a l'any següent (1042/1043) Toghrul Beg, el seljúcida, va avançar cap a Isfahan i va rebre tribut de Fararmaz però quan es va retirar li va retirar; Toghrul va retornar el 1046/1047 i Fararmuz es va tornar a sotmetre en les mateixes condicions que abans i altra vegada quan Toghrul va marxar el va desconèixer. Toghrul va retornar per tercera vegada el 1050 i va assetjar Isfahan que va capitular al cap d'un any (maig del 1051).

La ciutat va prosperar i Toghrul hi va instal·lar la seva capital (fins aleshores a Rayy) i va restar la capital dels gran seljúcides. Isfahan fou la capital seljúcida fins al 1118, però després, amb Sandjar, el centre de l'imperi es va desplaçar al Khurasan i Isfahan va quedar en mans dels seljúcides de l'Iraq i els seus atabeks.

El 1194 Isfahan va ser conquerida pel khwarizmshah. El 1226 s'hi van acostar els mongols però foren derrotats rebutjats el 1228 per Djalal al-Din khwarizmshah. El 1230 Ogodei va enviar a Pèrsia un exèrcit de 30000 homes per combatre als corasmis, i va posar al seu front al general Tchormaghan (també Tchormaqan) que va obligar a fugir a Djalal al-Din Manguberti, que generalment vivia a Tabriz. Isfahan no va caure en mans dels mongols fins al 1240/1241 quan els defensors de la ciutat es van passar als mongols. Va restar sota els governadors mongols de Pèrsia fins al 1256 quan es va establir la dinastia ilkhànida.

Mort Abu Said Bahadur Khan el 1335, el 1336 Isfahan va caure en mans dels Cobànides fins al 1340/1341 o 1341/1342 quan fou concedida al indjúida Abu Ishak Djamal al-Din que la va perdre el 1357 davant els muzaffàrides, que van tenir un govern beneficiós per Isfahan.

El 1388 Tamerlà va marxar contra la ciutat i va matar més de seixanta mil ciutadans. Sota els timúrides que van succeir a Tamerlà, Isfahan difícilment es va aixecar del cop que havia patit. El 1452 fou ocupada per Djahanshah dels qara qoyunlu que a l'any següent la va saquejar; després va passar als aq qoyunlu que tenien el centre a l'Azerbaidjan.

El 1502/1503 va caure en mans d'Ismail Shah el primer xa safàvida. Abbas I el Gran (1588-1629) la va erigir en capital safàvida el 1596/1597. Els afganesos revoltats van envair l'Iran central i després de la decisiva victòria de Gulnabad, prop d'Isfahan, van ocupar aquesta ciutat el 1722.

Nadir Khan va derrotar els afganesos a Murčakhwart i va entrar a Isfahan el 1729, restaurant nominalment al safàvida Tahmasp II. Nadir Khan es va coronar com a xa el 1736 (Nadir Shah) i va traslladar la capital a Mashad.

Mort Nadir el 1747, a Isfahan van governar junts breument Alí Mardan, Karim Khan Zand i Abu l-Fath Bakhtiyari però el darrer fou assassinat pel primer que el 1751/1752 fou expulsat per Karim Khan, que va posar al govern al seu germà Sadik Khan Zand. El 1768/1769 Karim Khan va recuperar el control de la ciutat.

Agha Muhammad Khan Qadjar hi va nomenar governador el 1775/1776 i en endavant va estar sota domini qadjar. El 1874 fou nomenat governador Zill al-Sultan i el 1881 ja havia esdevingut senyor de gran part de Pèrsia meridional, amb un govern dur i autocràtic que no deixava cap marge a les dissidències; si va anar malament per les persones, va ser bo per la ciutat que va prosperar i va augmentar el nombre d'habitants i al cens del 1882 eren 73.654 habitants. Zill va perdre tots els seus governs el 1888 excepte el d'Isfahan.

La ciutat fou una de les capdavanteres en la revolució constitucional de 1909. Posteriorment va prosperar lentament fins a la segona meitat del segle XX quan va començar un creixement espectacular econòmic i social que l'ha convertit en la tercera ciutat del país. En la revolució islàmica la major part de la població va donar suport a l’aiatol·là Khomeini.

Llocs interessants

Places i carrers

  • Plaça de Naghsh-i Jahan o plaça del Xa o Plaça de l'imam, de 1602.
  • Meydan Kohne, o Plaça Vella
  • Plaça Shahshahan
  • Avinguda Chaharbagh de 1596
  • Avinguda Chaharbagh-e-khajou

Palaus

  • Palau Reial d'Ali Qapu, segle XVII
  • Talar Ashraf (Palau d'Ashraf) de 1650.
  • Hasht Behesht (Palau dels 8 Paradisos) de 1669.
  • Chehel Sotoun (Palau de les 40 columnes) de 1647.

Madrasses

  • Sadr.
  • Madreseye Shah (Escola Chahar Bagh)
  • Madreseye Khajoo.

Mesquites

  • Mesquita del Xa
  • Mesquita Sheikh Lotf Allah
  • Jameh o Esfahan Jame[1]
Khaju
Choobi
33 Pol

Estacions de Caravanes

  • Carvanserai del Xa

Basars

  • Gran Bazaar
  • Shahi Bazaar

Ponts

El riu Zayandeh Rud que neix a les muntanyes Zagros corre a l'oest i creua Isfahan seguint cap al desert de Kavir, i a la ciutat nombrosos ponts cruen el riu, entre els quals:

  • Pol-e Shahrestan, el més antic del segle XI o XII
  • Pol-e Khaju de 1650, té 123 metres de llarg i 24 arcs
  • Pol-e Jubi"
  • Si-o-Seh Pol (33 Pol), amb 33 arcs, de 1602
  • Pont de Marnan
  • Pol-e-Joui o Choobi

Esglésies i catedrals

  • Catedral de Vank, segle XVII
  • Kelisaye Maryam (Església de Maryam).

Banys (Hammams)

  • Khosro Agha
  • Ali Gholi Agha
  • Khajouha
  • Shahzadeha
  • Bigdeli
  • Sheikh Bahaei

Cases i altres llocs

  • Atashgah d'Isfahan, antic temple del foc.
  • Buqe'h-ye Ibn-Sina (Bòveda d'Avicenna), segle XII.
  • Tombes de Nizam al-Mulk & Malek Shah - segles XII i XVIII
  • Nova Julfa, barri armeni.
  • Casa de banys de Sheikh Bahai.
  • Torres dels Coloms del segle XVII
  • Manar Jonban, minaret

Art

Isfahan fou un centre de producció d'estores; la fabricació va disminuir del 1725 al 1920 quan es va recuperar en quantitat i qualitat. El dissenys de les estors són de vegades obres d'art.

Personatges il·lustres

Ciutats agermanades

Nota

  1. «Isfahan Jame(Congregative) mosque - BackPack - Fotopages.com». Fz-az.fotopages.com. [Consulta: 2009-07-26].

Enllaços externs