اسب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی español
اسب
وضعیت بقا
رام‌شده
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پستانداران
راسته: فردسمان
تیره: اسبیان
سرده: اسبان
گونه: E. caballus
نام علمی
Equus caballus
کارل لینه، ۱۷۵۸
مترادف‌ها

Equus ferus caballus (متن را ببینید)
Equus laurentius

اسب، با نام علمیEquus ferus caballus،[۱][۲] یکی از دو زیرگونه‌های اسب وحشی (Equus ferus) است. این جانور پستاندار و فَردسُم است و به تیره اسبیان تعلق دارد. فرگشت اسب از ۴۵ تا ۵۵ میلیون سال پیش به این سو آغاز شده است، گذشتهٔ اسب‌های بزرگ و تک‌سم امروزی به جانورانی کوچک‌جثه و چندسم باز می‌گردد. نزدیک به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد انسان تلاش کرد تا اسب را اهلی کند. گمان بر این است که تا سال ۳۰۰۰ پیش از میلاد اسب‌های اهلی در جاهای گوناگونی از زمین حضور داشتند. اسب‌های زیرگونهٔ caballus اهلی شده‌اند، اگرچه بسیاری از آن‌ها در طبیعت آزاد زندگی می‌کنند. البته اسب‌هایی وجود دارند که هرگز اهلی نشده‌اند؛ برای نمونه اسب شوالسکی تنها زیرگونه‌ای است که واقعاً تاکنون وحشی باقی‌مانده است.

اندام‌های اسب به گونه‌ای است که به آن اجازه می‌دهد بی درنگ سرعتش را در برابر درندگان بالا برد. اسب توان بالایی در نگه داشتن تعادلش در هنگام دویدن دارد، همچنین می‌تواند بی درنگ خود را آمادهٔ نبرد یا فرار از دشمن کند. اسب‌ها می‌توانند به صورت ایستاده یا نشسته بخوابند. دوران بارداری اسب ماده (مادیان) نزدیک به یازده ماه است. نوزاد اسب که کُرّه نام دارد اندکی پس از آنکه به دنیا آمد می‌تواند روی پاهایش بایستد و بدود. بیشتر اسب‌های اهلی در میانهٔ دو تا چهار سالگی زیر زین یا مهار (برای درشکه) تمرین می‌بینند. اسب در پنج سالگی کاملاً بالغ می‌شود و می‌تواند میان ۲۵ تا ۳۰ سال نیز عمر کند.

نژاد اسب بسته به خوی جانور، دارای سه دستهٔ مهم است: اسب‌های سرزنده یا «پُرحرارت» که می‌توانند در سرعت‌های بالا داشته باشند، اسب «خونسرد» مانند اسب‌های بارکشی و پونی که برای کار سنگین و سرعت کم مناسبند، و «اسب‌های خون‌گرم» که از ترکیب دو نژاد دیگر بدست آمده‌اند که برای سواری‌های با هدف ویژه آموزش می‌بیند و در اروپا معمول هستند. امروزه بیش از ۳۰۰ گونه اسب در جهان وجود دارد که هرکدام برای هدف ویژه‌ای پرورش می‌یابند.

انسان و اسب در موردهای گوناگونی به صورت رقابتی یا غیر رقابتی با هم اندرکنش دارند؛ مانند کار به صورت اسب پلیس، کشاورزی، کارهای تفریحی و درمانی. از دیرباز اسب‌ها در میدان‌های جنگ کاربرد داشته‌اند و به همین دلیل فن‌ها و ابزارهای سوارکاری و کنترل اسب بسیار گسترده‌اند. محصولات بسیاری از اسب بدست می‌آید که از آن جمله می‌توان به: گوشت، شیر، مو، استخوان، پوست و برداشت مواد دارویی از ادرار مادیان باردار اشاره کرد. انسان‌ها برای اسب‌های اهلی، خوراک، آب، پناهگاه، مراقبت‌های پزشکی و نعل فراهم می‌کنند.

واژه‌شناسی[ویرایش]

همچنین ببینید: واژه‌های ساخته شده از اسب
کالبدشناسی اسب حدود یک سده پس از دوران طلایی اسلام. سده ۱۵ (میلادی). این تصویر یک سند مصری است که در کتابخانه دانشگاه استانبول نگهداری می‌گردد.

واژه اسب (Aspa) (آفریده نیک) که در اوستا آمده‌است، خود یک واژه، از دوره پیش از تاریخ و به احتمال زیاد مادی(پارتی، اوستایی) است، و در پارسی باستان (asa)بوده و در سانسکریت(acva) آمده‌است. و بسیاری از نامهای اساطیری در متون کهن از این واژه گرفته شده‌است، به مانند: «اسپریس» به معنی میدان اسب دوانی و «اسپست» به منای یونجه که با تلفظی متفاوت به برخی زبانهای دیگر منتقل شده‌است.[۳]

نام اسب همواره با واژه‌هایی مانند چابکی همراه بوده‌است. پیشینیان برای اسب‌های خود احترام بسیاری قائل بودند به گونه‌ای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت می‌دانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین می‌شد.[نیازمند منبع] همچنین اسب را جانوری نجیب نیز می‌شناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است.

اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)می‌گفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بوده‌است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، جاماسپ، لهراسپ، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ و ...)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است.[۴] در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشه‌اند. خود این واژه از ریشهٔ واژهٔ هندواروپایی *eḱwa یا eḱwo ریشه گرفته‌است.[۵] اسب برای اولین بار در آسیای میانه اهلی شده‌است.[۶] سپس به دشتهای ایران راه یافته‌است. در ایران باستان بویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می‌گفتند عرب‌ها این کلمه را به فارس معرب کرده‌اند و آن را به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می‌برند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بوده‌است.

رده‌بندی و فرگشت[ویرایش]

نوشتارهای اصلی: فرگشت اسب‎، اسبان (سرده)، و اسبیان

اسب برای ادامه بقا خود را برای زندگی در مناطق باز و وسیع و علف‌زارها تطبیق داد. در چنین زیست‌بومی، جانوران چراکننده بسیار بزرگ، به ویژه نشخوارگران، توانایی ادامه حیات نداشتند.[۷] اسب‌ها و دیگر اسبیان جانورانی فردسم از راسته فردسمان هستند، گروهی از پستانداران که در دوره ترشیاری بر زمین حکم می‌راندند. در گذشته، این راسته شامل ۱۴ تیره بود ولی امروزه تنها ۳ تیره از آن‌ها (اسبیان، تپیرها، و کرگدن‌ها) باقی‌مانده‌اند.[۸]

کهن‌ترین گونه شناخته شده از تیره اسبیان خرگوشک‌دد (نام علمی: Hyracotherium) است که میان ۵۵ تا ۴۵ میلیون سال پیش در دوره ائوسن زندگی می‌کرد. این جانور ۴ انگشت در هر پای جلویی داشت و ۳ انگشت در پاهای عقبی.[۹] انگشت اضافه در پاهای جلو با پدیدار شدن میان‌اسب‌آبی (نام علمی: Mesohippus) در ۳۷ تا ۳۲ میلیون سال پیش از میان رفت.[۱۰] با گذر زمان، انگشت‌های کناری (بیرونی) اضافی کوچک و کوچک‌تر شدند تا آنکه ناپدید گشتند. همه آنچه در اسب‌های کنونی باقی‌مانده است تعدادی استخوان وستیجیال کوچک در پا زیر زانو است.[۱۱] پاهای آن‌ها همچنین با ناپدید شدن انگشتان بلندتر شد تا آنکه اسب‌ها تبدیل به سم‌دارانی شدند که می‌توانستند با سرعت زیاد بدوند.[۱۱] تا هنگام ۵ میلیون سال پیش، اسب نوین کنونی پدید آمده بود.[۱۲] دندان‌های اسب همچنین خود را از دندان‌هایی برای خوردن گیاهان نرم و گرمسیر به دندان‌هایی برای جویدن علف‌های اندکی خشک‌تر و سپس علف‌های دشت و صحراها تغییر دادند. از این رو، اسب‌های نخستین از جانورانی برگ‌خوار و جنگل‌نشین به جانورانی علف‌خوار و ساکن مناطق نیمه‌خشک سراسر جهان از جمله استپ‌های اوراسیا و دشت‌های بزرگ آمریکای شمالی تبدیل شدند.

تا هنگام ۱۵٬۰۰۰ سال پیش، اسب امروزین جانوری با گستردگی فراوان در هام‌شمالگان بود. استخوان‌های اسب از این دوره، یعنی پایان پلیستوسن، در اروپا، اوراسیا، برینژیا ، و آمریکای شمالی یافت شده‌اند.[۱۳] این در حالی است که میان ۱۰٬۰۰۰ تا ۷٬۶۰۰ سال پیش، اسب در آمریکای شمالی منقرض شد و در دیگر نقاط نیز کمیاب.[۱۴][۱۵][۱۶] دلایل این انقراض هنوز به درستی شناخته نشده‌اند، ولی یک نگره به این اشاره می‌کند که انقراض در آمریکای شمالی مصادف با ورود انسان بود.[۱۷] دیگر بررسی بر این باور است که تغییرات آب و هوایی باعث ایجاد توندراهایی فاقد گیاهان مفید برای این جانوران در نزدیک به ۱۲٬۵۰۰ سال پیش شد.[۱۸]

اسب‌های وحشی در حال حاضر[ویرایش]

گله‌ای از اسب‌های شوالسکی در حال چریدن
نوشتار اصلی: اسب وحشی

اسب وحشی راستین اسبی است که هیچ نیایی نداشته باشد که توسط انسان اهلی شده باشد. با این حال بیشتر اسب‌هایی که امروزه «وحشی» خوانده می‌شوند در حقیقت اسب‌هایی هستند که نیاکانشان به دلایل گوناگون از گله‌ای که درشان بوده‌اند جدا شده و اندک اندک به روش زندگی پیشین بازگشته‌اند.[۱۹] تنها دو زیرگونه اسب وحشی راستین تارپان و شوالسکی توانستند به روزگار کنونی برسند و از آن میان نیز تنها دومی امروزه باقی‌مانده است.

اسب شوالسکی (با نام علمی Equus ferus przewalskii) که پس از نیکولای شوالسکی کاشف روس نامگذاری شد زیرگونه‌ای کمیاب از اسب است. این جانور با نام «اسب وحشی مغولستان» نیز شناخته می‌شود. مردم مغولستان آن را با نام تاکی می‌شناسند و قرقیزها آن را کیرتاگ صدا می‌کنند. این زیرگونه میان سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۲ در طبیعت منقرض شده بود، با این حال دسته‌های کوچکی از آن‌ها در باغ‌وحش‌های سراسر جهان نگهداری می‌شدند. در ۱۹۹۲، در پی تلاش‌های چند باغ‌وحش برای بازگرداندن آن به حیات وحش،[۲۰] اسب‌های شوالسکی وحشی در مغولستان رها شدند و امروزه می‌توان آن‌ها را در این کشور یافت.[۲۱][۲۲]

تارپان یا اسب وحشی اروپایی (با نام علمی Equus ferus ferus) در اروپا و بیشتر آسیا یافت می‌شد. این جانور دوران تاریخی را پشت سر گذاشت ولی در ۱۹۰۹ منقرض شد. در این سال واپسین اسب در اسارت در باغ وحشی در روسیه درگذشت،[۲۳] و بدین وسیله، تبار ژنتیکی از دست رفت. تلاش‌هایی برای بازآفرینی تارپان انجام گرفته که منجر به تولید اسب‌هایی با ویژگی‌های ظاهری بیرونی همانند با اسب‌های وحشی پیشین شده است، اما به دلیل آنکه والدین این اسب‌ها وحشی نبوده‌اند، نمی‌توان اسب‌های جدید را وحشی دانست.[۲۳][۲۴][۲۵]

زیست[ویرایش]

طول عمر و مرحله‌های زندگی[ویرایش]

طول عمر یک اسب اهلی امروزی به نژاد، روش نگهداری و شرایط محیطی بستگی دارد اما می‌توان امید داشت که یک اسب میان ۲۵ تا ۳۰ سال عمر کند.[۲۶] البته گونه‌های غیرمعمولی وجود دارد که تا ۴۰ سال و گاهی بیشتر هم عمر می‌کنند.[۲۷] پیرترین اسبی که برای وجود آن سند در دسترس است بیلی پیر نام دارد که در سدهٔ ۱۹ میلادی زندگی می کرده و تا سن ۶۲ سالگی رسیده بود.[۲۶] «شوگر پوف» نام یک اسب از نژاد پونی است که توانسته بود لقب پیرترین اسب زنده را از آن خود کند و نامش را میان رکوردهای جهانی گینس ثبت کند؛ این اسب در سن ۵۶ سالگی در ۲۰۰۷ از دنیا رفت.[۲۸]

بدون در نظر گرفتن روز تولد هر اسب، برای بیشتر مسابقه‌ها، هر سال در یک ژانویه در نیم کرهٔ شمالی[۲۶][۲۹] و در یک اوت در نیم کرهٔ جنوبی[۳۰] به عدد سن اسب یک سال افزوده می‌شود ولی برای اسب‌هایی که در مسابقهٔ سواری استقامت شرکت می‌کنند این معیار برقرار نیست، برای این اسب‌ها حداقل سن اسب مهم است و این سن از روی تاریخ دقیق تولد اسب سنجیده می‌شود.[۳۱]

اندام[ویرایش]

اندازه نژادهای گوناگون اسب بسیار با هم متفاوت است، همانند اسبی بزرگ و بالغ و یک پونی کوچک‌جثه.

قد اسب‌ها از جدوگاه آن‌ها سنجیده می‌شود؛ جایی که گردن به پشت جانور می‌رسد.[۳۲] این نقطه از آن رو به عنوان مرجع به کار می‌رود که نقطه‌ای پایدار از دیدگاه کالبدشناسی است. بر خلاف سر یا گردن، ارتفاع جدوگاه با حرکت دادن بخش‌های مختلف بدن چون سر و گردن تغییر نمی‌کند.

اندازه اسب‌ها بسته به نژادشان فرق می‌کند، ولی به رژیم غذایی هم مرتبط می‌شود. اسب‌های سواری کم‌وزن قدی میان ۱۶۳–۱۴۲ سانتی‌متر دارند و وزنشان به ۵۵۰–۳۸۰ کیلوگرم می‌رسد.[۳۳] اسب‌های سواری بزرگتر قدی بالاتر از ۱۵۷ سانتی‌متر دارند و اغلب بیشتر از ۱۷۳ سانتی‌متر می‌شوند. آن‌ها همچنین وزنی میان ۶۰۰–۵۰۰ کیلوگرم دارند.[۳۴] اسب‌های سنگین‌وزن اغلب کمینه ۱۶۳ سانتی‌متر قد با بیشینه‌ای برابر با ۱۸۳ سانتی‌متر، و وزنی میان ۱۰۰۰–۷۰۰ کیلوگرم دارند.[۳۵]

احتمالاً بزرگترین اسب ثبت‌شده در تاریخ اسبی شایری به نام «سمپسون» بود که در ۱۸۴۸ به دنیا آمد. او ۲۲۰ سانتی‌متر طول و ۱۵۰۰ کیلوگرم وزن داشت.[۳۶] امروزه مقام کوچک‌جثه‌ترین اسب جهان متعلق به تامبلینا است؛ اسبی بالغ و مینیاتوری که مبتلا به کوتولگی است. قد تامبلینا ۴۳ سانتی‌متر و وزنش ۲۶ کیلوگرم است.[۳۷]

پونی[ویرایش]

نوشتار اصلی: پونی

از نظر ریشه، پونی و اسب‌های معمولی هر دو از خانوادهٔ اسبیان اند. تفاوت اصلی میان آن دو در بلندی قد آن‌ها است این تفاوت بویژه هنگام شرکت در مسابقه مورد توجه قرار می‌گیرد. پونی‌ها و اسب‌های معمولی از نظر رُخ‌مان و خوی هم با هم متفاوتند.

استاندارد سنتی برای بلندی یک اسب یا پونی در هنگام بزرگسالی، ۱۴٫۲ وجب (۱۴۷ سانتیمتر) است. اگر قد حیوان برابر با ۱۴٫۲ وجب یا بیشتر بود حیوان، اسب خوانده می‌شود اما اگر قدش کوتاه تر بود، پونی دانسته می‌شد.[۳۸] البته استثناهای زیادی برای این پیمانهٔ سنجش وجود دارد. در استرالیا پونی به آن‌هایی گفته می‌شود که قدی کوتاه تر از ۱۴ وجب (۱۴۲ سانتیمتر) دارند.[۳۹] برای مسابقه در سرزمین‌های غربی ایالات متحده، این معیار ۱۴٫۱ وجب (۱۴۵ سانتیمتر) است.[۴۰] فدراسیون ورزش‌های سوارکاری، بلندی اندام اسب را در سامانهٔ متری می‌سنجد و به آن‌هایی پونی می‌گوید که بدون نعل، قدی کوتاه تر از ۱۴۸ سانتیمتر در جلوگاه داشته باشند. که اگر نعل اسب را در نظر بگیریم به ۱۴٫۲ وجب یا ۱۴۹ سانتیمتر می‌رسیم.[۴۱]

بلندی تنها معیار سنجش پونی از اسب نیست. دفترهای ثبت نژاد اسب گاهی اسب‌هایی دارند که قدشان از معیار ۱۴٫۲ وجب بیشتر یا کمتر است آن‌ها می‌گوید نه به قد، بلکه به پدر و مادر حیوان باید نگاه کرد و از روی آن نژادش را ثبت کرد.[۴۲] چون پونی‌هایی دیده شده که ویژگی‌های مشترکی با اسب‌های معمولی دارند و گاهی بلندی آن‌ها بیش از ۱۴٫۲ وجب است اما همچنان پونی دانسته می‌شوند.[۴۳]

پونی‌ها معمولاً، یال، دُم و در مجموع پوشش ضخیم تری دارند. همچنین به نسبت پاهایی کوتاه تر، قوس شکم پهن تر، استخوان‌های سنگین تر، گردن کلفت تر و کله‌ای کوتاه با پیشانی پهن دارند. این جانور از اسب آرام تر است و در عین حال از هوش خوبی برخوردار است که گاهی از آن برای همکاری با انسان بهره می‌برد.[۳۸] اندام کوچک تنها نشانهٔ این حیوان نیست برای نمونه پونی شتلند که به طور متوسط ۱۰ وجب یا ۱۰۲ سانتیمتر است هم یک پونی دانسته می‌شود.[۴۴] در مقابل گونه‌هایی از اسب مانند فالابلا و اسب‌های مینیاتوری یا کوچک‌اندام که بلندی آن‌ها به بیش از ۷۶ سانتیمتر نمی‌رسد در دفترهای ثبت نژاد به عنوان «اسب بسیار کوچک» رده بندی شده‌اند و نه پونی.[۴۵]

رنگ[ویرایش]

نوشتار اصلی: رنگ (اسب)

اسب‌ها رنگ بدن‌های بسیار متنوعی دارند. اغلب اسب را نخست با رنگ بدنش معرفی می‌کنند، سپس نژاد یا جنسیت.[۴۶] اسب‌های هم‌رنگ از روی تفاوت در وسم‌های سفید روی پوستشان شناسایی می‌شوند؛[۴۷] وسم‌هایی که در کنار الگوهای متنوع خال‌داشتن پوست، مستقل از رنگ پوست بدن به ارث برده می‌شوند.[۴۸]

بسیاری از ژن‌هایی که الگوها و رنگ‌های پوست بدن اسب‌ها را تولید می‌کنند شناسایی شده‌اند. آزمایش‌های ژنتیکی کنونی توانسته‌اند کمینه ۱۳ الل گوناگون موثر بر رنگ پوست را پیدا کنند،[۴۹] و پژوهش بر روی یافتن ژن‌های جدید مرتبط با ویژگی‌های این جانور ادامه دارد. رنگ‌های اصلی بدن اسب‌ها یعنی کرنگ و سیاه توسطی ژنی کنترل‌شده توسط گیرنده ملانوکورتین ۱ تعیین می‌شوند.[۵۰] این ژن با نام‌های «ژن گسترش» یا «فاکتور قرمز» نیز شناخته می‌شود،[۵۱] چرا که فرم مغلوب آن قرمز رنگ است و فرم غالبش سیاه.[۴۹] ژن‌های اضافی دیگری سرکوب رنگ سیاه به رنگ‌آمیزی نقطه‌ای را کنترل می‌کنند؛ عملی که باعث پدید آمدن اسب‌های کهر می‌شود. این ژن‌ها همچنین مسوول تولید همه دیگر الگوهای رنگ‌آمیزی گوناگونی هستند که بر پوست بدن اسب‌ها پدید می‌آیند.[۵۱]

تولید مثل[ویرایش]

دوران باروری اسب نزدیک به ۳۴۰ روز یا به طور متوسط ۳۲۰ تا ۳۷۰ روز است[۵۲] و معمولاً حاصل آن یک کره اسب است؛ کمتر دیده شده که یک اسب دوقلو به دنیا آورد.[۵۳] اسب‌ها هنگام تولد می‌توانند روی پای خود بایستند و اندکی پس از تولد حتی می‌توانند بدوند.[۵۴] کره‌ها بیشتر در بهار به دنیا می‌آیند. دوران باروزی (تمایل جنسی) ماده‌ها از آغاز بهار تا پاییز و هر ۱۹ تا ۲۲ روز روی می‌دهد. کره‌ها پس از چهار تا شش ماه از شیر گرفته می‌شوند و خوراک معمولی دارند.[۵۵]

از نظر اندام و فیزیک، یک اسب می‌تواند در ۱۸ ماهگی جفت گیری کند اما برای اسب‌های اهلی بویژه ماده‌ها، کمتر دیده شده که تا پیش از سه سالگی اجازهٔ جفت گیری به آن‌ها داده شود.[۵۶] اسب چهارساله، بالغ دانسته می‌شود هرچند که استخوان‌بندی آن تا شش سالگی همچنان رشد می‌کند. بزرگسال شدن اسب‌ها به نژاد، جنس، روش نگهداری از آن‌ها و ابعادشان بستگی دارد. اسب‌های بزرگتر، به زمان بیشتری برای رشد کامل و تغییر بافت استخوان هایشان نیاز دارند و بیشتر طول می‌کشد تا برخی غضروف‌ها به استخوان تبدیل شود.[۵۷]

بسته به بزرگسالی، پرورش و کاری که از یک اسب انتظار می‌رود، آن‌ها را در سن دو تا چهارسالگی برای سواری و زیر زین آموزش می‌دهند.[۵۸] اسب‌های مسابقه مانند درساژ عموماً تا پیش از سه یا چهارسالگی زیر زین نمی‌روند چون ماهیچه‌ها و استخوان‌های آن‌ها به اندازهٔ کافی محکم نیست.[۵۹] در این میان نژاد تروبرد یک استثنا است، این اسب مسابقه در برخی کشورها در سن دوسالگی زیر زین می‌رود.[۶۰] اسب‌هایی که برای مسابقه‌های استقامت پرورش می‌یابند تا پیش از ۶۰ ماهگی (پنج سالگی) بزرگسال دانسته نمی‌شوند.

اندام‌شناسی[ویرایش]

استخوان‌بندی[ویرایش]

Diagram of a horse skeleton with major parts labeled.
استخوان‌بندی یک اسب امروزی

بدن اسب به طور میانگین ۲۰۵ استخوان دارد.[۶۱] تفاوت مهم میان استخوان‌بندی بدن اسب و انسان این است که اسب ترقوه ندارد و پاهایش مستقیم به ستون مهره‌ها وصل شده است برای این منظور یک مجموعهٔ نیرومند از ماهیچه، تاندون و رباط که وظیفهٔ اتصال شانه‌ها به تنه (ناحیهٔ سینه و شکم) را دارند همکاری می‌کنند. پا و سُم‌های اسب هم ساختار بسیار ویژه‌ای دارند. استخوان‌های پای آن‌ها متفاوت از آنچه در انسان است پخش شده‌اند. برای نمونه، بخشی از بدن اسب که «زانو» خوانده می‌شود در اصل از استخوان‌های مچی تشکیل شده‌اند که مطابق با مچ دست انسان هستند. استخوان‌های پایینی پا مطابق با استخوان‌های دست یا پای انسان هستند. اسب همچنین هیچ ماهیچه‌ای در پاهای خود زیر زانوها و ران خود ندارد و تنها پوست، مو، استخوان، تاندون، رباط، غضروف، و بافت‌های مرتبط مخصوصی که سم را می‌سازند در آن ناحیه قرار گرفته‌اند.[۶۲]

سم[ویرایش]

نوشتارهای اصلی: سم اسب‎، نعل اسب، و نعل‌بند

پاهای اسب و گام برداشتنش آنقدر مهم هستند که در فرهنگ غربی ضرب‌المثلی به شکل «اسبی که پا ندارد، اسب نیست» وجود دارد.[۶۳] سُم اسب از بندهای سرانگشتی، که معادل آن در انسان برابر با سر انگشتان می‌شود، آغاز می‌شوند و توسط غضروف و دیگر بافت‌های نرم پُرخون احاطه می‌شوند. دیواره خارجی سم از همان ماده‌ای ساخته شده است که ناخن انسان را می‌سازد.[۶۴] نتیجه چنین چیزی آن است که این جانور با میانگین ۵۰۰ کیلوگرم وزن می‌تواند بر همان استخوان‌هایی گام بردارد که گویی انسانی بر سر انگشتانش راه می‌رود.[۶۵] برای حفاظت از سم در شرایط گوناگون، نعل‌بندان به درون سم اسبان نعل فرو می‌برند. سم همواره به رشد خود ادامه می‌دهد و در بیشتر اسب‌های اهلی نیاز به کوتاه شدن در بازه‌های زمانی ۵ تا ۸ هفته‌ای دارد.[۶۶] نعل را می‌توان برابر کفش برای اسب دانست.بدون نعل، سم اسب‌ها از راه رفتن آسیب‌های بزرگ می‌بیند. آسیب‌هایی که گاهی به لنگ شدن اسب‌ها برای همیشه می‌انجامد.[۶۷]

دندان[ویرایش]

دندان‌های اسب برای چرا ساخته شده است. یک اسب بزرگسال، روی هم رفته ۱۲ دندان پیش (۶ تا در هر فک) در جلوی دهانش دارد. این دندان‌ها برای گاز گرفتن علف‌ها و دیگر گیاهان کاربرد دارد. ۲۴ دندان در دهان اسب برای جویدن ساخته شده‌اند که دندان‌های آسیاب کوچک و دندان‌های آسیاب بزرگ در انتها، پُشت دهان جای گرفته‌اند. اسب‌های اخته شده چهار دندان اضافه تر در پشت دندان‌های پیش دارند این دندان‌ها مانند دندان نیش است. برخی اسب‌ها (نر و ماده) یک تا چهار دندان بسیار کوچک وستیجیال در جلوی دندان‌های آسیاب بزرگ دارند. این دندان‌های کوچک که «دندان گرگی» نامیده می‌شوند که معمولاً کشیده می‌شوند چون در هنگام بستن دهنه به اسب، مزاحمت ایجاد می‌کنند. میان دندان‌های پیشین و آسیاب بزرگ یک فضای تهی وجود دارد که در هنگامی که اسب رام شده است، دهنهٔ اسب مستقیم روی لثه‌هایش در آن ناحیه جای می‌گیرد.[۶۸]

برآورد سن اسب از روی نگاه کردن به دندان‌هایش به دست می‌آید. دندان‌های اسب همواره در حال رشدند که با جویدن علف‌ها، ساییده و کوتاه می‌شوند. دندان‌های پیشین گذر سن اسب را نشان می‌دهند. سطح ساییده شدهٔ دندان، دگرگونی شکل ظاهری دندان و تغییر در زاویه‌هایی که در آن ساییدگی دیده می‌شود، همگی برای یک برآورد نه چندان دقیق از سن اسب مناسب اند. البته روش‌های نگهداری از اسب و خوارکی که حیوان مصرف می کرده هم بر نرخ ساییدگی دندان اثر می‌گذارد.[۲۶]

خوراک[ویرایش]

اسب جانوری گیاه‌خوار است. خوراک این حیوان علوفه، چمن و دیگر رشته‌های گیاهی است. اسب به طور پیوسته در تمام روز در حال چریدن است بنابراین در مقایسه با انسان، معدهٔ نسبتاً کوچکی دارد ولی در مقابل روده‌ای بسیار بلند دارد. این روده جابجایی پیوستهٔ مواد خوراکی و تغذیهٔ بدن را آسان می‌کند. یک اسب ۴۵۰ کیلوگرمی در روز ۷ تا ۱۱ کیلوگرم غذا می‌خورد و در یک روز معمولی ۳۸ تا ۴۵ لیتر آب می‌نوشد. اسب‌ها برخلاف بسیاری از جانوران نشخوار کننده مانند انسان اند و تنها یک معده دارند اما برخلاف انسان‌ها می‌توانند سلولز را هضم کنند. هضم سلولز در سکوم و پیش از ورود به رودهٔ بزرگ روی می‌دهد. اسب‌ها نمی‌توانند خورده‌هایشان را بالا بیاورند برای همین اگر اسبی نتواند خوراکش را به خوبی هضم کند دچار درد شکمی، یکی از عامل‌های معمول مرگ، می‌شود.[۶۹]

حواس[ویرایش]

Close up of a horse eye, with is dark brown with lashes on the top eyelid
چشم یک اسب

حس‌های اسب معمولاً از حس‌های انسان توانمندتر است. اسب مانند درندگان باید همواره از رویدادهای پیرامونش آگاه باشد.[۷۰] اسب‌ها در میان پستانداران خشکی، بزرگترین چشم را دارند،[۷۱] و البته چشمانشان در دو سوی سرشان قرار دارند.[۷۲] با این چشم‌ها، بازهٔ دید اسب به بیش از ۳۵۰ درجه می‌رسد که نزدیک به ۶۵ درجه آن را با هر دو چشم و ۲۸۵ درجه باقی‌مانده را با یک چشم می‌بیند.[۷۱] اسب‌ها دید بسیار خوبی در شب و روز دارند اما تنها دو رنگ را می‌بینند. وضعیت دید آن‌ها از نظر رنگ مانند کوررنگی در انسان است که تنها چند رنگ، به ویژه قرمز و رنگ‌های مرتبط با آن به صورت سایهٔ سبز قابل دیدن است.[۷۳]

شنوایی اسب خوب است و هر گوش آن می‌تواند تا ۱۸۰ درجه به دور خود بچرخد.[۷۰] درنتیجه اسب توان آن را دارد تا صدای همهٔ ۳۶۰ درجهٔ پیرامونش را مستقیم دریافت کند بدون آنکه نیاز باشد سرش را بگرداند.[۷۴] بویایی آن‌ها از انسان بسیار قوی تر است اما حس کلیدی برای آن‌ها نیست، آن‌ها بیشتر بر بینایی خود تکیه می‌کنند.[۷۰]

اسب‌ها توان بالایی در نگه داشتن تعادل خود دارند. این حس ناخودآگاه اینکه در هر لحظه پاها کجا قرار دارند، در اسب بسیار بالا است.[۷۵] اسب حس لامسهٔ پیشرفته‌ای دارد، این حس در پیرامون چشم‌ها، گوش‌ها و بینی حساس تر هم می‌شود.[۷۶] توان حس لامسهٔ اسب به اندازه‌ای است که اگر یک پشه روی هر جایی از بدنش بنشیند، اسب متوجه آن می‌شود.[۷۷]

حس چشایی اسب‌ها هم پیشرفته است، برای همین در میان علف‌ها، می‌توانند خوراکی را که بیشتر دوست دارند برگزینند و بخورند.[۷۸] همچنین لب هایشان می‌تواند کوچکترین دانه‌ها را هم جدا کند. اسب‌ها عموماً علف‌های سمی نمی‌خورند اما گاهی دیده شده که با وجود آنکه علف‌های سالم در دسترس است اما اسب به سراغ علف‌های سمی برود.[۷۹]

جابجایی[ویرایش]

راه رفتن اسب به صورت سه گام-سه گام (۱۹ تا ۲۴ کیلومتر بر ساعت)

در حالت طبیعی و پایه، همهٔ اسب‌ها برای جابجایی با چهار گام حرکت می‌کنند، در حالت قدم رو یا پایه، سرعت اسب به طور میانگین ۶٫۴ کیلومتر بر ساعت است. اگر به صورت دو گام-دو گام بجهد (هر بار دوپا به صورت قطری) در آن صورت سرعتش به ۱۳ تا ۱۹ کیلومتر بر ساعت می‌رسد، اگر به صورت سه گام-سه گام بجهد سرعتش به ۱۹ تا ۲۴ کیلومتر بر ساعت می‌رسد[۸۰] و اگر به صورت چهارنعل بتازد به طور میانگین به ۴۰ تا ۴۸ کیلومتر بر ساعت می‌دود.[۸۱] بالاترین سرعت ثبت شده برای تاختن چهارنعل است در بازهٔ زمانی کوتاه، ۸۸ کیلومتر بر ساعت بوده است.[۸۲] علاوه بر این چهار روش راه رفتن، روش‌های دیگری هم وجود دارد که ممکن است بسته به نژاد و ساختار اندام اسب در توان حیوان نباشد.

رفتار[ویرایش]

دو پونی در حال تیمار یکدیگر

اسب حیوانی است که همواره شکار شکارچیان است در حالی که توان بالایی در پاسخ جنگ-یا-گریز دارد. نخستین واکنش اسب به یک خطر، رم کردن و گریز است با این حال اگر گریز را برای جوان‌ترها ناممکن ببیند در جای خود می‌ایستد و دفاع می‌کند. البته اسب جانور کنجکاوی است یعنی با اینکه دوست دارد تا از منطقه بگریزد اما پیش از آن، لحظه‌ای درنگ می‌کند تا از عامل خطر مطمئن شود و اگر برداشتش این باشد که چندان خطرناک نیست معمولاً نمی‌گریزد. بیشتر نژادهای اسب سواری برای سرعت، چابکی، هوشیاری و استقامت پیشرفته شده‌اند. این ویژگی طبیعی نژاد آن‌ها است با این حال امروزه با اصلاح نژادی تلاش شده اسب‌هایی سربه‌زیر و فرمانبر تولید شود.[۸۳] اسب‌ها به صورت گله‌ای زندگی می‌کنند درحالی که در میانشان هر اسب از رتبهٔ ویژه‌ای برخوردار است و سلسله مراتب دارد. یک گله همیشه یک رهبر دارد و این رهبر بیشتر یک ماده اسب است. همچنین آن‌ها جانورانی اجتماعی اند که می‌توانند با جانورانی از گونهٔ خود یا از میان دیگر جانداران و حتی انسان دوستی برقرار کنند. آن‌ها راه‌های گوناگونی برای برقراری ارتباط دارند از جمله می‌توان به در آوردن صداهایی از خود، تیمار کردن، لمس یکدیگر و زبان بدن اشاره کرد. اگر یک اسب تنها بیفتد چیرگی بر آن دشوار می‌شود اما با آموزش کم کم یاد می‌گیرد تا یک انسان را به عنوان دوست و همنشین خود بپذیرد و به دور بودن از هم نوعان خود عادت کند.[۸۴] اگر یک اسب تنها بماند و به اندازهٔ کافی همنشین نداشته باشد یا تمرین و آموزش شبیه سازی همنشینی با انسان به جای اسب نداشته باشد دچار بی حوصلگی و ناهنجاری می‌شود و این مشکل خود را با جویدن چوب، لگد زدن به دیوار، حرکت‌های «موجی» (مرتب به عقب و جلو رفتن) و دیگر مشکلات نشان دهد.[۸۵]

هوش و فراگیری[ویرایش]

در گذشته باور این بود که اسب‌ها هیچگونه توان درک و فهم ندارند و حیوانات باهوشی نیستند و اگر کاری می‌کنند از روی رفتارهای کلی گله است. پژوهش‌های امروزی نشان داده است که آن‌ها می‌توانند مجموعه‌ای از کارهای مربوط به شناخت را انجام دهند و یا از دید روانی دچار چالش شوند مانند جستجوی غذا یا شناسایی سامانهٔ اجتماعی. یک اسب می‌تواند تصویرهای دو بُعدی را از سه بُعدی تشخیص دهد.[۸۶] بررسی‌ها نشان داده که یک اسب می‌تواند مسئله حل کند، سرعت را یاد بگیرد و آموخته‌هایش را در ذهنش نگه دارد. آن‌ها از راه خوگیری، حساسیت زدایی، شرطی‌شدن واکنشی و شرطی‌شدن فعال آموزش می‌بینند. آن‌ها به ابزارهای مثبت و منفی پاسخ می‌دهند و از آن‌ها یاد می‌گیرند.[۸۶] همچنین یک اسب می‌تواند تا چهار بشمارد.[۸۷]

اسب‌های اهلی نسبت به اسب‌های وحشی با چالش‌های بزرگتری روبرو می‌شوند چون آن‌ها در دنیایی زندگی می‌کنند که مانند طبیعتشان نیست و غریزهٔ آن‌ها خاموش شده است.[۸۶] اسب‌ها زود عادت می‌کنند و شرایط تازه را می‌پذیرند، اگر این روش به صورت پیوسته بر آن‌ها اعمال شود به آن بهتر پاسخ می‌دهند. برخی آموزش دهندگان اسب بر این باورند که «هوش» اسب به هوش تربیت کننده اش بستگی دارد هرچه تربیت کننده از روش‌های مثبت تری بهره ببرد شرایط مناسب برای یک حیوان تنها را بهتر فراهم کند اسب بهتر آموزش می‌بیند. آن‌هایی که اسب را آموزش می‌دهند می‌گویند که جدا از هوش اسب، شخصیت تربیت کنندهٔ آن هم در اینکه آن حیوان به یک محرک چه پاسخ‌هایی می‌دهد نقش دارد.[۸۸]

خو[ویرایش]

اسب‌ها، پستاندارند و جاندارانی خون گرم دانسته می‌شوند. در این تعریف خون گرم در برابر عبارت خونسرد یا خزندگان خونسرد قرار می‌گیرد. هنگامی که از اسب‌ها و خانوادهٔ آن‌ها سخن به میان می‌آید، این عبارت‌ها معنی تازه‌ای به خود می‌گیرند. برای اسب، عبارت‌های خونگرم یا خونسرد برای اشاره به خوی حیوان است و نه تنظیم دمایی بدن آن. همچنین عبارت «پُرحرارت یا پر خون» (Hot blooded) هم وجود دارد و برای اشاره به اسب‌هایی است که بسیار حساس و پُر انرژی اند.[۸۹] عبارت «خونسرد» برای اسب‌هایی است که ساکت تر و آرام‌ترند.[۹۰] گاهی پُرحرارت به «اسب‌های سبک» یا «اسب‌های سواری» گفته می‌شود[۹۱] درحالی که اسب‌های خونسرد در ردهٔ «اسب‌های کار» و «اسب بارکش» جای می‌گیرند.[۹۲]

اسب‌های شرقی مانند اسب عرب، اسب ترکمن آهال-تکه، اسب بَربَر (شمال آفریقا) نژادهای تازهٔ اسب ترکمن مانند تروبرد از جمله اسب‌های پُرحرارت اند.[۸۹] این اسب‌ها زود یاد می‌گیرند، شجاع و سرزنده‌اند و به دلیل چابکی و سرعتشان پرورش داده می‌شوند.[۹۳] اسب پُرحرارت، اندامی لاغر با پاهایی کشیده دارد.[۹۴] نژاد این اسب‌ها نخستین بار از خاورمیانه و شمال آفریقا به اروپا آورده شد. در آن هنگام پرورش دهندگان اروپایی بر آن بودند تا این اسب‌ها را برای مسابقه و سواره‌نظام نزد خود پرورش دهند.[۹۵][۹۶]

اسب‌های سنگین با اندامی عضلانی را به عنوان «اسب‌های خونسرد» می‌شناسند. آن‌ها را به دلیل توان ماهیچه‌ای و خوی آرام و صبورشان پرورش می‌دهند. مردم با کمک آن‌ها بارهای سنگین را جابجا می‌کردند.[۹۰] گاهی به این اسب‌های «غول‌های نجیب» هم گفته می‌شود.[۹۷] از جمله اسب‌های باری می‌توان به نژاد بلژیکی و کلایدزدیل اشاره کرد.[۹۷] برخی از این اسب‌ها مانند پرچرون سبک تر و چابک ترند و در کشیدن بار یا شخم زدن زمین در اقلیم خشک به کار می‌آیند.[۹۸] دیگران مانند شایر آرام‌تر و نیرومندترند و برای شخم زدن خاک‌های رسی کاربرد دارند.[۹۹] برخی پونی‌ها هم در دستهٔ خونسردها جای می‌گیرند.[۱۰۰]

اسب‌هایی چون تراکهنر و هانوفری اسب‌هایی «خون‌گرم» دانسته می‌شوند. اسب‌های خون‌گرم از جفت‌گیری اسب‌های بارکش و جنگی اروپایی با اسب‌های سبک عربی پدید آمدند. از ترکیب این دو، اسب‌هایی دونده با اندازه‌ای بزرگ‌تر و خویی آرام‌تر از اسب‌های پرحرارت پدید آمد.[۱۰۱] پونی‌های با ویژگی خون‌گرم برای سوارکاران با اندام کوچکتر پرورش داده می‌شوند.[۱۰۲] خون‌گرم‌ها به عنوان «اسب سبک» یا «اسب سواری» دانسته می‌شوند.[۹۱]

در حالت کلی اسب خون‌گرم از جفت‌گیری اسب خونسرد با اسب پرحرارت بدست می‌آید[۱۰۳] اما امروزه عبارت خون‌گرم بیشتر برای اشاره به زیرمجموعه‌ای از اسب‌های مسابقه که برای شرکت در مسابقهٔ درساژ و پرش با اسب تمرین می‌بینند بکار می‌رود.[۱۰۴] اسب‌هایی چون Cleveland Bay و Irish Draught همگی خون‌گرمند.[۹۳]

خواب[ویرایش]

هنگامی که یک اسب برای استراحت می‌نشیند دیگری ایستاده و بیدار، یا در حالت چُرت سبک و مراقبت پیرامون است.

اسب‌ها می‌توانند به صورت ایستاده و نشسته بخوابند. آن‌ها به دلیل زندگی در دنیای آزاد پیشفرض یاد گرفته‌اند که چگونه به خواب سبک روند در حالی که ایستاده‌اند و درحال چرت زدن بر زمین نیفتند.[۱۰۵] یک اسب هنگامی که در یک دسته با دیگر اسب‌ها است بهتر می‌خوابد چون در این هنگام برخی به خواب می‌روند و برخی دیگر آماده و بیدارند و نگهبانی می‌دهند. اگر اسب تنها گذاشته شود نمی‌خوابد چون به صورت غریزی یاد گرفته است که مراقب خطر باشد و پیرامون را نگاه کند.[۱۰۶]

برخلاف انسان، اسب‌ها در یک ساعت بخصوص و پیوسته به خواب نمی‌روند بلکه در بازه‌های زمانی کوتاه می‌خوابند. یک اسب از چهار تا پانزده ساعت در روز می‌تواند ایستاده استراحت کند و از چند دقیقه تا چند ساعت ممکن است نشسته باشد. یک اسب در ۲۴ ساعت شبانه روز ممکن است از چند دقیقه تا چند ساعت در خواب باشد[۱۰۶] و بیشتر به صورت بازه‌های کوتاه ۱۵ دقیقه‌ای به خواب برود.[۱۰۷] به صورت میانگین یک اسب خانگی (اهلی) ۲٫۹ ساعت در روز خواب است.[۱۰۸]

اسب‌ها نیاز دارند که به صورت نشسته به خواب روند و حرکت تند چشم در خواب را داشته باشند. آن‌ها هر چند روز یک بار باید دست کم یک تا دو ساعت به صورت نشسته بخوابند و به این حالت برسند.[۱۰۶] اگر به اسب اجازهٔ نشستن و استراحت داده نشود پس از چند روز دچار کمبود خواب می‌شود و گاهی هم ممکن است ناگهانی بر زمین افتد چون بدون آنکه بخواهد در حالت ایستاده به خواب عمیق (حرکت چشم در خواب) رفته است و تعادلش را از دست می‌دهد.[۱۰۹] این وضعیت با اختلال حملهٔ خواب که برخی اسب‌ها به آن دچارند، متفاوت است.[۱۱۰]

اهلی‌سازی[ویرایش]

اهلی‌سازی اسب به احتمال بسیار در ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در آسیای میانه انجام شد. دو منبع اصلی برای آگاهی بر اینکه این جانور چه هنگام و کجا برای نخستین بار اهلی شدند در دسترس هستند. نخست، یافته‌های دیرینه‌شناسانه و باستان‌شناسانه و دوم مقایسه میان دی‌ان‌ای به دست آمده از اسب‌های امروزین با آنچه از استخوان‌ها و دندان‌های بازمانده اسب‌های باستانی یافت شده است.

کهن‌ترین یافته‌های باستان‌شناسانه برای اهلی‌سازی اسب به ۴۰۰۰–۳۵۰۰ سال پ. م. در اوکراین و قزاقستان باز می‌گردد.[۱۱۱][۱۱۲] تا سال ۳۰۰۰ پ. م.، اسب ه صورت کامل اهلی شده بود و تا سال ۲۰۰۰ پ. م. رشد بسیاری در تعداد استخوان‌های اسب یافت شده در مناطق مسکونی انسان‌ها در شمال شرقی اروپا دیده می‌شود؛ چیزی که نشان از گسترش اهلی‌سازی اسب در سرتاسر قاره سبز دارد.[۱۱۳] تازه‌ترین شواهد از اهلی‌سازی اسب‌ها مربوط به استخوان‌های اسب یافته شده در کنار ارابه‌های درون گورهای متعلق به فرهنگ‌های سینتاشتا و پتروفکا در ۲۱۰۰ پ. م. هستند.[۱۱۴]

اهلی‌سازی همچنین از روی مقایسه ویژگی‌های ژنتیکی اسب‌های امروزین و آنچه از استخوان‌ها و دندان‌های باقی‌مانده از اسب‌های کهن، بررسی شده است. دگرگونی‌ها در درون‌مایه‌های ژنتیکی نشان می‌دهند که تعداد بسیار کمی از اسب‌های نر وحشی در ترکیب کنونی اسب‌های امروزین نقش داشته‌اند.[۱۱۵][۱۱۶] در حالی است که بسیاری از اسب‌های ماده بخشی از گله‌های اهلی‌شده بوده‌اند.[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹] این مساله در دگرگونی ژنتیکی میان دی‌ان‌ای‌هایی که از راه پدران منتقل شده‌اند (کروموزوم Y) با آنچه از سوی مادران منتقل شده‌اند (دی‌ان‌ای میتوکندریایی) نمود دارد. در مورد اسب، میزان بسیار کمی از تغییرات کروموزوم‌های Y دیده می‌شود،[۱۱۵][۱۱۶] ولی تغییرات دی‌ان‌ای میتوکندریایی بسیار بالایی وجود دارد.[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹] همچنین، تغییرات محلی در دی‌ان‌ای میتوکندریایی دیده می‌شود که به دلیل تعلق ماده‌های وحشی به گله‌های محلی بوده است.[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹][۱۲۰] دیگر نشانه اهلی‌سازی، افزایش در دگرگونی‌های رنگ پوست است. این دگرگونی و تنوع در رنگ پوست اسب‌ها میان ۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد رخ داد.[۱۲۱]

نژادهای مختلف[ویرایش]

نوشتار اصلی: نژادهای اسب

نژادهای گوناگون اسب به دلیل نیاز به دارا بودن ویژگی‌های مشخص در اندامشان، که برای انسان‌ها سودمند بودند، پدید آمدند.[۱۲۲] از این رو، نژادی خالص‌شده اما قوی‌هیکل همچون اندلوس برای مصارف باربری و سواری - و البته با تمایل به انجام درساژ - شکل گرفت.[۱۲۲] اسب‌های سنگین‌وزن به دلیل نیاز به انجام کارهای سنگین در کشتزارها و کشیدن گاری‌های سنگین پرورش یافتند.[۱۲۳] دیگر نژادها نیز برای کارهای سبک کشاورزی، سوارکاری و ورزش، یا صرفاً زیبایی و به عنوان جانور خانگی پرورش یافتند.[۱۲۴] بعضی نژادها حاصل ترکیب نژادهای گوناگون در طی صدها سال هستند ولی نیاکان بعضی دیگر یک نر مولد مشخص یا تعداد محدودی مولد آغازین بوده‌اند. در غرب، این روند انتقال ویژگی‌ها از یک والد به نسل پس از خود در دفترچه‌هایی ویژه به ثبت می‌رسید. از قدیمی‌ترین این دفترچه‌ها می‌توان به دفترچه عمومی پرورشگاه اشاره کرد که دفتری شجره‌نامه‌وار از اسب‌های گوناگون بود که در سال ۱۷۹۱ آغاز به ثبت کرد.[۱۲۵]

امروزه بیش از ۳۰۰ نژاد گوناگون اسب در جهان وجود دارند.[۱۲۶]

اندرکنش با انسان[ویرایش]

پیشینه[ویرایش]

دیوارنگاری غار دوشه، خرم آباد لرستان، حدود هزاره هشتم پیش از میلاد

امروزه در سراسر جهان اسب‌ها در کاربردهای تفریحی، ورزشی و... دیده می‌شوند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد برآورد کرده بود که تا سال ۲۰۰۸ نزدیک به ۵۹،۰۰۰،۰۰۰ اسب در سراسر جهان زندگی کند که ۳۳،۵۰۰،۰۰۰ آن، از آن آمریکا، ۱۳،۸۰۰،۰۰۰ از آن آسیا، ۶،۳۰۰،۰۰۰ از آن اروپا و درصد کمتر آن‌ها از آن آفریفا و اقیانوسیه باشد. برآورد شده است که ۹،۵۰۰،۰۰۰ اسب تنها در ایالات متحدهٔ آمریکا زندگی می‌کند.[۱۲۷] سازمان‌های آمریکایی دریافته‌اند که فعالیت‌های اقتصادی در ارتباط مستقیم با اسب سرمایه‌ای نزدیک به ۳۹ میلیارد دلار را در این کشور جابجا می‌کند که با افزودن فعالیت‌های در ارتباط غیر مستقیم با اسب این رقم به ۱۰۲ میلیارد دلار می‌رسد.[۱۲۸] در یک نظر سنجی که در سال ۲۰۰۴ از سوی انیمال پلانت با شرکت ۵۰،۰۰۰ نفر از ۷۳ کشور بر‌گزار شد، اسب‌ها رتبهٔ چهارمین حیوان دوست داشتنی مردم را از آن خود کردند.[۱۲۹]


Standard of Ur chariots.jpg

کاربرد روان‌درمانی[ویرایش]

افراد در سن‌های گوناگون با ناتوانی‌های جسمی و روانی پس از همراهی با اسب از نتیجه‌های مثبتی بهره مند شده‌اند. سواری پزشکی اسب باعث می‌شود تا افراد از دید روحی و جسمی برانگیخته شوند و به از راه کمک در نگه داشتن تعادل و راستا به زندگی بیماران کمک می‌کند؛ اعتماد به نفس آن‌ها بالا می‌رود و حس خوبی از آزادی و استقلال به آن‌ها دست می‌دهد.[۱۳۰]

در جنگ[ویرایش]

سواران امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۷ میلادی

اسب حیوانی است که بیشترین پیشینهٔ همراهی در جنگ را داشته است. نخستین نشانه‌های همراهی اسب در جنگ به سال‌های ۴۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد باز می‌گردد.[۱۳۱] تا اینکه در پایان عصر برنز همراهی اسب در جنگ فراگیر شده است.[۱۳۲][۱۳۳] با گسترش فناوری، ابزارها جایگزین اسب شده‌اند اما همچنان در برخی ارتش‌ها کاربردهای محدودی برای اسب دیده می‌شود. این کاربرد بیشتر برای جشن‌ها یا برای شناسایی و ترابری در منطقه‌هایی با زمین خشن است. در سدهٔ ۲۱ میلادی در نبرد دارفور، نیروی نظامی جنجوید از اسب استفاده کرده‌اند.[۱۳۴]

محصولات[ویرایش]

مواد خام فراوانی از اسب بدست می‌آید که دسته‌ای از آن‌ها از اسب زنده و دسته‌ای دیگر پس از کشتن اسب بدست می‌آید.

شیر اسب ماده از محصولاتی است که از اسب زنده بدست می‌آید. مردمانی که گله‌های پُرشمار اسب دارند مانند مغول‌ها شیر اسب را می‌دوشند و کومیس می‌گیرند.[۱۳۵] در دوره‌ای خون اسب هم به عنوان یک منبع غذایی مناسب مورد توجه مغول‌ها و برخی قبیله‌های کوچ‌نشین بود. نوشیدن خون اسب‌های خود به مغول‌ها امکان می‌داد تا برای مدت طولانی بدون توقف برای خوراک، سفر کنند.[۱۳۵] داروی استروژن کونژوگه دارویی است که استروژن دارد و از ادرار مادیان باردار بدست می‌آید. این دارو در گذشته به عنوان جایگزین هورمونی کاربرد داشت.[۱۳۶] موی دم اسب در ساخت آرشهٔ سازهای زهی مانند ویولن، ویولا، ویولونسل، کنترباس و کمانچه مورد نیاز است.[۱۳۷]

سالیان دراز گوشت اسب خوراک انسان و درندگان بوده است. امروزه گوشت اسب در بسیاری نقاط جهان خورده می‌شود در حالی که در برخی فرهنگ‌ها، یک پَرهیزه[۱۳۸] و در برخی جاها یک چالش سیاسی دانسته می‌شود.[۱۳۹] چرم اسب در ساخت کفش، دستکش، ژاکت،[۱۴۰] توپ[۱۴۱] و لباس بیسبال به کار گرفته می‌شود. سُم اسب‌ها هم در ساخت چسب حیوانی[۱۴۲] و استخوان اسب در ساخت برخی ابزارها به کار می‌آید.[۱۴۳] بویژه در آشپزی ایتالیایی درشت‌نی اسب را تیز می‌کنند و آن را spinto می‌نامند و با کمک آن آماده بودن ژامبون (خوک) را بررسی می‌کنند.[۱۴۴].

نگهداری[ویرایش]

معاینهٔ دندان‌های اسب.
همچنین ببینید: دامپزشکی

اسب‌ها حیوان‌هایی اند که به چرا می‌روند. خوراک اصلی یک اسب علوفهٔ با کیفیت است که از یونجهٔ خشک یا چراگاه فراهم شده است.[۱۴۵] یک اسب روزانه ۲ تا ۲٫۵ درصد از وزن بدنش را غذای خشک می‌خورد. در نتیجه یک اسب ۴۵۰ کیلوگرمی بزرگسال روزانه تا ۱۱ کیلوگرم غذا می‌خورد.[۱۴۶] گاهی به جای علف به آن‌ها دانه‌های غلات که مغذی ترند داده می‌شود بویژه اگر اسب جنب و جوش زیادی داشته باشد.[۱۴۷] هنگامی که به اسب غلات داده می‌شود هم باید همچنان ۵۰ درصد یا بیشتر از خوراک روزانه اش علف باشد.[۱۴۸]

اسب‌ها باید به فراوانی آب پاکیزه در اختیار داشته باشند. یک اسب روزانه ۳۸ تا ۴۵ لیتر آب می‌نوشد.[۱۴۹] با اینکه اسب‌ها می‌توانند به تنهایی بیرون، زندگی کنند با این حال به سرپناهی در برابر باران و باد نیازمندند. این سرپناه می‌تواند یک جای سرپوشیدهٔ معمولی تا یک اصطبل پیشرفته باشد.[۱۵۰]

سلامت سُم اسب همواره باید بررسی شود و یا نعل آن دیده شود. همچنین زدن واکسن برای پیشگیری از بیماری‌های ویروسی و معاینهٔ دندان‌ها توسط یک دامپزشک یا یک متخصص دندان خانوادهٔ اسبیان، ضروری است.[۱۵۱] اگر اسب‌ها بیرون برده نمی‌شوند برای سلامت روح و ورزش بدنشان باید تمرین و حرکت روزانه داشته باشند.[۱۵۲] و اگر بیرون برده می‌شوند باید آن ناحیه دارای امنیت خوبی باشد و نرده‌های محکم در پیرامونش باشد.[۱۵۳] بُرس کشیدن مرتب بدن اسب، برای رشد بهتر موهای بدنش و سلامت پوستش مناسب است.[۱۵۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Grubb, P. (2005). "Order Perissodactyla". In Wilson, D. E.; Reeder, D. M. Mammal Species of the World (3rd ed.). Johns Hopkins University Press. pp. 630–631. ISBN 978-0-8018-8221-0. OCLC 62265494. 
  2. International Commission on Zoological Nomenclature (2003). "Usage of 17 specific names based on wild species which are pre-dated by or contemporary with those based on domestic animals (Lepidoptera, Osteichthyes, Mammalia): conserved. Opinion 2027 (Case 3010)". Bull.Zool.Nomencl. 60 (1): 81–84. Archived from the original on 2007-08-21. 
  3. دنیای اسب: نامگذاری اسبان ونگاهی به نامهای اساطیری اسب در ایران باستان.
  4. Encyclopædia Iranica | Articles
  5. مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، صفحهٔ ۳۸۶
  6. News Blog: First domesticated horses in central Asia more than 5,000 years ago
  7. Budiansky The Nature of Horses p. 31
  8. Myers, Phil. "Order Perissodactyla". Animal Diversity Web. University of Michigan. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-07-09. 
  9. "Hyracotherium". Fossil Horses in Cyberspace. Florida Museum of Natural History. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-07-09. 
  10. "Mesohippus". Fossil Horses in Cyberspace. Florida Museum of Natural History. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-07-09. 
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ "The Evolution of Horses". The Horse. American Museum of Natural History. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-07-09. 
  12. "Equus". Fossil Horses in Cyberspace. Florida Museum of Natural History. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-07-09. 
  13. Weinstock, J. et al. (2005). "Evolution, Systematics, and Phylogeography of Pleistocene Horses in the New World: A Molecular Perspective". PLoS Biology 3 (8): e241. doi:10.1371/journal.pbio.0030241. PMC 1159165. PMID 15974804. 
  14. Vila, C.; et al. (2001). "Widespread Origins of Domestic Horse Lineages" (PDF). Science 291 (5503): 474–7. doi:10.1126/science.291.5503.474. PMID 11161199. Archived from the original on 28 January 2013. 
  15. Luís, Cristina; et al. (2006). "Iberian Origins of New World Horse Breeds". Quaternary Science Reviews 97 (2): 107–113. doi:10.1093/jhered/esj020. PMID 16489143. Archived from the original on 28 January 2013. 
  16. Haile, James et al. (2009). "Ancient DNA reveals late survival of mammoth and horse in interior Alaska". PNAS 106 (52): 22352–22357. doi:10.1073/pnas.0912510106. PMC 2795395. PMID 20018740. 
  17. Buck, Caitlin E.; Bard, Edouard (2007). "A calendar chronology for Pleistocene mammoth and horse extinction in North America based on Bayesian radiocarbon calibration". Quaternary Science Reviews 26 (17–18): 2031. doi:10.1016/j.quascirev.2007.06.013. 
  18. LeQuire, Elise (2004-01-04). "No Grass, No Horse" (registration required). The Horse, online edition. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2009-06-08. 
  19. Olsen "Horse Hunters of the Ice Age" Horses Through Time p. 46
  20. "An extraordinary return from the brink of extinction for worlds last wild horse". ZSL Press Releases. Zoological Society of London. 2005-12-19. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2012-06-06. 
  21. "Home". The Foundation for the Preservation and Protection of the Przewalski Horse. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-04-03. 
  22. Dohner "Equines: Natural History" Encyclopedia of Historic Livestock and Poultry Breeds pp. 298–299
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ Dohner "Equines: Natural History" Encyclopedia of Historic Livestock and Poultry Breeds p. 300
  24. "Tarpan". Breeds of Livestock. Oklahoma State University. Archived from the original on 2009-01-16. Retrieved 2009-01-13. 
  25. <Please add first missing authors to populate metadata.> (June 21, 2002). "Ponies from the past?: Oregon couple revives prehistoric Tarpan horses". The Daily Courier. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2009-10-21. 
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ ۲۶٫۳ Ensminger Horses and Horsemanship pp. 46–50
  27. Wright, B. (March 29, 1999). "The Age of a Horse". Ministry of Agriculture, Food and Rural Affairs. Government of Ontario. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2009-10-21. 
  28. Ryder, Erin. "World's Oldest Living Pony Dies at 56". TheHorse.com. The Horse. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2007-05-31. 
  29. British Horse Society The Manual of Horsemanship of the British Horse Society p. 255
  30. "Rules of the Australian Stud Book" (PDF). Australian Jockey Club. 2007. p. 7. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-07-09. 
  31. "Equine Age Requirements for AERC Rides". American Endurance Riding Conference. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2011-07-25. 
  32. Whitaker and Whitelaw The Horse p. 77
  33. Bongianni Simon & Schuster's Guide to Horses & Ponies of the World entry 1,68,69
  34. Bongianni Simon & Schuster's Guide to Horses & Ponies of the World entry 12,30,31,32,75
  35. Bongianni Simon & Schuster's Guide to Horses & Ponies of the World entry 86, 96, 97
  36. Whitaker and Whitelaw The Horse p. 60
  37. Martin, Arthur (2006-10-08). "Meet Thumbelina, the World's Smallest Horse". Daily Mail (London). Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2006-10-08. 
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ Ensminger Horses and Tack pp. 11–12
  39. Howlett Ponies in Australia p. 14
  40. "2012 United States Equestrian Federation, Inc. Rule Book". United States Equestrian Federation. p. Rule WS 101. Archived from the original on 28 January 2013. 
  41. "Annex XVII: Extracts from Rules for Pony Riders and Children, 9th edition". Fédération Equestre Internationale. 2009. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2010-03-07. 
  42. For example, the Missouri Fox Trotter, or the اسب عربی. See McBane The Illustrated Encyclopedia of Horse Breeds pp. 192, 218
  43. For example, the Welsh Pony. See McBane The Illustrated Encyclopedia of Horse Breeds pp. 52–63
  44. Ensminger Horses and Tack p. 12
  45. McBane The Illustrated Encyclopedia of Horse Breeds p. 200
  46. Vogel The Complete Horse Care Manual p. 14
  47. Mills, et al. A Basic Guide to Horse Care and Management pp. 72–73
  48. Corum, Stephanie J. (May 1, 2003). "A Horse of a Different Color" (Registration required). The Horse. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2010-02-11. 
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ "Introduction to Coat Color Genetics". Veterinary Genetics Laboratory. University of California. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-05-01. 
  50. Marklund, L.; M. Johansson Moller, K. Sandberg, L. Andersson (1996). "A missense mutation in the gene for melanocyte-stimulating hormone receptor (MC1R) is associated with the chestnut coat color in horses". Mammalian Genome 7 (12): 895–899. doi:10.1007/s003359900264. PMID 8995760. 
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ "Horse Coat Color Tests". Veterinary Genetics Laboratory. University of California. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-05-01. 
  52. Ensminger, Horses and Horsemanship p. 156
  53. Johnson, Tom. "Rare Twin Foals Born at Vet Hospital: Twin Birth Occurrences Number One in Ten Thousand". Communications Services, Oklahoma State University. Oklahoma State University. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-09-23. 
  54. Miller Revolution pp. 102–103
  55. Kline, Kevin H. (2010-10-07). "Reducing weaning stress in foals". Montana State University eXtension. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2012-04-03. 
  56. Ensminger, Horses and Tack, p. 129
  57. McIlwraith, C.W. "Developmental Orthopaedic Disease: Problems of Limbs in young Horses". Orthopaedic Research Center. Colorado State University. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-04-20. 
  58. Thomas Storey's Guide to Training Horses p. 163
  59. Bryant The USDF Guide to Dressage pp. 271–272
  60. "2-Year-Old Racing (US and Canada)". Online Fact Book. Jockey Club. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-04-28. 
  61. Evans The Horse p. 90
  62. Ensminger Horses and Horsemanship pp. 21–25
  63. Ensminger Horses and Horsemanship p. 367
  64. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook p. 304
  65. Fuess, Ph.D. , Theresa A. "Yes, The Shin Bone Is Connected to the Ankle Bone". Pet Column. University of Illinois. Archived from the original on September 9, 2006. Retrieved 2008-04-05. 
  66. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook pp. 310–312
  67. مهندس فرزانه‌فر. جزوه‌ی نعلبندی، جهاد کشاورزی، معاونت امور دام، اداره کل پرورش و اصلاح نژاد دام، شهریور ۱۳۷۵.
  68. Kreling Horses' Teeth and Their Problems pp. 12–13
  69. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook p. 175
  70. ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ ۷۰٫۲ Ensminger Horses and Horsemanship pp. 309–310
  71. ۷۱٫۰ ۷۱٫۱ Sellnow Happy Trails p. 46
  72. <Please add first missing authors to populate metadata.> (March 7, 2010). "Eye Position and Animal Agility Study Published". The Horse. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2010-03-11. 
  73. McDonnell, Sue (June 1, 2007). "In Living Color" (registration required). The Horse (The Horse, Inc.). Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2007-07-27. 
  74. Myers Horse Safe p.7
  75. Thomas, Heather Smith. "True Horse Sense". Thoroughbred Times. Thoroughbred Times Company. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-07-08. 
  76. Cirelli, Al Jr. and Brenda Cloud. "Horse Handling and Riding Guidelines Part 1: Equine Senses" (PDF). Cooperative Extension. University of Nevada. p. 4. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-07-09. 
  77. Hairston, et al. The Essentials of Horsekeeping p. 77
  78. Miller Understanding the Ancient Secrets of the Horse's Mind p. 28
  79. Gustavson, Carrie. "Horse Pasture is No Place for Poisonous Plants". Pet Column July 24, 2000. University of Illinois. Archived from the original on August 9, 2007. Retrieved 2008-07-09. 
  80. Harris Horse Gaits, Balance and Movement p. 32
  81. Harris Horse Gaits, Balance and Movement pp.  47–49
  82. "About the Horse". First Timers Guide. American Quarter Horse Association. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-09-16. 
  83. McBane A Natural Approach to Horse Management pp. 226–228
  84. Ensminger Horses and Horsemanship pp. 305–309
  85. Prince Basic Horsemanship pp. 214–223
  86. ۸۶٫۰ ۸۶٫۱ ۸۶٫۲ Hanggi, Evelyn B. (2007-04-16). "Understanding horse intelligence". Horsetalk 2007. Horsetalk. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-09-16. 
  87. Lesté-Lasserre, Christa. "Horses Demonstrate Ability to Count in New Study". The Horse, Online Edition. Blood-Horse Publications. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2009-12-06. 
  88. Coarse, Jim (2008-06-17). "What Big Brown Couldn't Tell You and Mr. Ed Kept to Himself (part 1)". The BloodHorse. Blood-Horse Publications. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-09-16. 
  89. ۸۹٫۰ ۸۹٫۱ Belknap Horsewords p. 255
  90. ۹۰٫۰ ۹۰٫۱ Belknap Horsewords p. 112
  91. ۹۱٫۰ ۹۱٫۱ Ensminger Horses and Horsemanship pp. 71–73
  92. Ensminger Horses and Horsemanship p. 84
  93. ۹۳٫۰ ۹۳٫۱ Price, et al. Whole Horse Catalog p. 18
  94. DeFilippis The Everything Horse Care Book p. 4
  95. Whitaker and Whitelaw The Horse p. 43
  96. Whitaker and Whitelaw The Horse pp. 194–197
  97. ۹۷٫۰ ۹۷٫۱ Price Whole Horse Catalog p. 15
  98. Bongianni Simon & Schuster's Guide to Horses & Ponies of the World entry 87
  99. Ensminger Horses and Horsemanship pp. 124–125
  100. Bennett Conquerors p. 7
  101. Edwards The Encyclopedia of the Horse pp. 122–123
  102. Examples are the Australian Riding Pony and the Connemara, see Edwards The Encyclopedia of the Horse pp. 178–179, 208–209
  103. Belknap Horsewords p. 523
  104. Price et al. Lyons Press Horseman's Dictionary p. 231
  105. Pascoe, Elaine. "How Horses Sleep". Equisearch.com. EquiSearch. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2007-03-23. 
  106. ۱۰۶٫۰ ۱۰۶٫۱ ۱۰۶٫۲ Pascoe, Elaine. "How Horses Sleep, Pt. 2 – Power Naps". Equisearch.com. EquiSearch. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2007-03-23. 
  107. Ensminger Horses and Horsemanship p. 310.
  108. Holland, Jennifer S. (July 2011). "40 Winks?". National Geographic 220 (1). 
  109. EQUUS Magazine Editors. "Equine Sleep Disorder Videos". Equisearch.com. EquiSearch. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2007-03-23. 
  110. Smith Large Animal Internal Medicine pp. 1086–1087
  111. Outram, A.K. , Stear, N.A. , Bendrey, R. , Olsen, S. , Kasparov, A. , Zaibert, V. , Thorpe, N. and Evershed, R.P. 2009 The Earliest Horse Harnessing and Milking Science. 323(5919): 1332–1335
  112. Matossian Shaping World History p. 43 See also: "Horsey-aeology, Binary Black Holes, Tracking Red Tides, Fish Re-evolution, Walk Like a Man, Fact or Fiction". Quirks and Quarks Podcast with Bob Macdonald (CBC Radio). 2009-03-07. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2010-09-18. 
  113. Evans Horse Breeding and Management p.56
  114. Kuznetsov, P. F.. “The emergence of Bronze Age chariots in eastern Europe”. Antiquity 80 (2006): 638–645. Archived on 28 January 2013. خطا: اگر وارد می‌کنید |پیوند بایگانی=، باید ابتدا |پیوند= را مشخص کنید.. 
  115. ۱۱۵٫۰ ۱۱۵٫۱ Lau, A. N. , Peng, L. , Goto, H. , Chemnick, L. , Ryder, O. A. & Makova, K. D. (2009). "Horse Domestication and Conservation Genetics of Przewalski's Horse Inferred from Sex Chromosomal and Autosomal Sequences". Molecular Biology and Evolution 26 (1): 199–208. doi:10.1093/molbev/msn239. PMID 18931383. 
  116. ۱۱۶٫۰ ۱۱۶٫۱ Lindgren, Gabriella; Niclas Backström, June Swinburne, Linda Hellborg, Annika Einarsson, Kaj Sandberg, Gus Cothran, Carles Vilà, Matthew Binns & Hans Ellegren (2004). "Limited number of patrilines in horse domestication". Nature Genetics 36 (4): 335–336. doi:10.1038/ng1326. PMID 15034578. 
  117. ۱۱۷٫۰ ۱۱۷٫۱ ۱۱۷٫۲ Lira, Jaime, et.al. (2010). "Ancient DNA reveals traces of Iberian Neolithic and Bronze Age lineages in modern Iberian horses". Molecular Ecology 19 (1): 64–78. doi:10.1111/j.1365-294X.2009.04430.x. PMID 19943892. Archived from the original on 28 January 2013. 
  118. ۱۱۸٫۰ ۱۱۸٫۱ ۱۱۸٫۲ Vilà, C. et al. (2001). "Widespread origins of domestic horse lineages". Science 291 (5503): 474–477. doi:10.1126/science.291.5503.474. PMID 11161199. 
  119. ۱۱۹٫۰ ۱۱۹٫۱ ۱۱۹٫۲ Cai, D. W.; Tang, Z. W.; Han, L.; Speller, C. F.; Yang, D. Y. Y.; Ma, X. L.; Cao, J. E.; Zhu, H.; Zhou, H. et al. (2009). "Ancient DNA provides new insights into the origin of the Chinese domestic horse". Journal of Archaeological Science 36 (3): 835–842. doi:10.1016/j.jas.2008.11.006. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 17 January 2011. 
  120. Olsen, Sandra L. (2006). "Early Horse Domestication: Weighing the Evidence". In Olsen, Sandra L; Grant, Susan; Choyke, Alice M. ; Bartosiewicz, Laszlo. Horses & Humans: The Evolution of Human-Equine Relationships. Oxford, UK: Archaeopress. pp. 81–113. ISBN 1-84171-990-0. 
  121. Ludwig, A.; Pruvost, M.; Reissmann, M.; Benecke, N.; Brockmann, G.A.; Castanos, P.; Cieslak, M.; Lippold, S.; Llorente, L. et al. (2009). "Coat Color Variation at the Beginning of Horse Domestication". Science 324 (5926): 485–485. doi:10.1126/science.1172750. PMID 19390039. 
  122. ۱۲۲٫۰ ۱۲۲٫۱ Sponenberg "The Proliferation of Horse Breeds" Horses Through Time p. 155
  123. Sponenberg "The Proliferation of Horse Breeds" Horses Through Time pp. 156–57
  124. Sponenberg "The Proliferation of Horse Breeds" Horses Through Time p. 162
  125. "History of Thoroughbreds". Britishhorseracing.com. British Horseracing Authority. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-04-03. 
  126. Hedge Horse Conformation pp. 307–308
  127. "FAO Stat — Live Animals". Food and Agriculture Organization. December 16, 2009. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2010-02-05. 
  128. "Most Comprehensive Horse Study Ever Reveals A Nearly $40 Billion Impact On The U.S. Economy" (PDF). American Horse Council Press Release. American Horse Council. Archived from the original on June 25, 2006. Retrieved 2005-06-20. 
  129. "Tiger tops dog as world's favourite animal". Independent Online. Independent. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2011-06-01. 
  130. Bush, et al. The Principles of Teaching Riding p. 58
  131. Newby, Jonica, Jared Diamond and David Anthony (1999-11-13). "The Horse in History". The Science Show. Radio National. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2012-01-04. 
  132. Anthony, David W. and Dorcas R. Brown. "The Earliest Horseback Riding and its Relation to Chariotry and Warfare". Harnessing Horsepower. Institute for Ancient Equestrian Studies. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2007-10-09. 
  133. Whitaker and Whitelaw The Horse pp. 30–31
  134. Lacey, Marc (2004-05-04). "In Sudan, Militiamen on Horses Uproot a Million". The New York Times. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2011-01-04. 
  135. ۱۳۵٫۰ ۱۳۵٫۱ Frazier, Ian. "Invaders: Destroying Baghdad". The New Yorker (CondeNet). Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-04-03. 
  136. Ballard, Pepper (August 19, 2001). "A Good Life for Horses at the Duchess Sanctuary". The Humane Society of the United States. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2011-06-01. 
  137. McCutcheon, Marc (2000). Descriptionary: A Thematic Dictionary (Second ed.). New York: Checkmark Books (Facts On File imprint). p. 285. ISBN 0-8160-4105-9. 
  138. "U.S.D.A. Promotes Horse & Goat Meat". I.G.H.A. /HorseAid's U.S.D.A. Report. U.S. Department of Agriculture. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-04-03. 
  139. Coile, Zachary (2006-09-08). "House votes to outlaw slaughter of horses for human consumption". SF Gate (San Francisco Chronicle). Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-04-03. 
  140. Ockerman Animal By-product Processing & Utilization p. 129
  141. "Inside a Modern Baseball". Baseball Fever. Baseball Almanac. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2008-04-03. 
  142. Bartlett Keeping House pp. 34–35
  143. MacGregor Bone, Antler, Ivory and Horn p. 31
  144. Fort Eating Up Italy p. 171
  145. Kellon, Eleanor (2008). "Focus on Feed Costs". Horse Journal 16 (6): 11–12. 
  146. Hall, Marvin H. and Patricia M. Comerford (1992). "Pasture and Hay for Horses – Agronomy Facts 32" (PDF). Cooperative Extension Service. University of Pennsylvania. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2007-02-14. 
  147. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook pp. 476–477
  148. "Feeding Factors". Horse Nutrition. Ohio State University. Archived from the original on 28 January 2013. Retrieved 2007-02-09. 
  149. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook p. 455
  150. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook p. 482
  151. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook pp. 62,168,310
  152. Harris The United States Pony Club Manual of Horsemanship pp. 160–161
  153. Wheeler Horse Stable and Riding Arena Design p. 215
  154. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook p. 90

۱- ^ Linnaeus, Carlos. “volume 1”. In Systema naturae per regna tria naturae:secundum classes, ordines, genera, species, cum characteribus, differentiis, synonymis, locis. 10th edition ed. Holmiae (Laurentii Salvii), 1758. p 73.  ‎Retrieved on 2008-09-08.

۲- ^ فرهنگ تک جلدی دکتر محمد معین، چاپ چهارم، ۱۳۸۳.
۳- ^ خیام نیشابوری، عمر بن ابراهیم، نوروزنامه، به کوشش علی حصوری، چاپ دوم، تهران: نشر چشمه ۱۳۸۲، ص۷۵.

منابع[ویرایش]

  • بهار، مهرداد، پژوهشی در اساطیر ایران، انتشارات توس، تهران ۱۳۷۸

بخش نام‌های اسب:

  • Steingass, Francis Joseph. A Comprehensive Persian-English dictionary, including the Arabic words and phrases to be met with in Persian literature. London: Routledge & K. Paul, 1892.

پیوند به بیرون[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد اسب اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
Search Wikispecies در میان گونه‌ها از ویکی‌گونه
«Caballo», «Corcel», «Potrillo», «Yeguada» y «Yeguas» redirigen aquí. Para otras acepciones véanse Caballo (desambiguación), Ford Corcel, Potrillo (Artemis Fowl), Yeguada (desambiguación), Río Yeguas.
Commons-emblem-notice.svg
 
Caballo
LaMirage body07.jpg
Clasificación científica
Reino: Animalia
Filo: Chordata
Clase: Mammalia
Orden: Perissodactyla
Familia: Equidae
Género: Equus
Especie: E. ferus
Subespecie: E. f. caballus
Linneo, 1758
Sinonimia
  • Equus caballus
Caballo con capa de color isabelo.

El caballo (Equus ferus caballus)[1] [2] es un mamífero perisodáctilo domesticado de la familia de los équidos. Es un herbívoro solípedo de gran porte, cuello largo y arqueado, poblado por largas crines.

A la hembra del caballo se le llama yegua y a las crías, potros o potrillos si son machos, y potras o potrancas si son hembras. La cría y utilización del caballo por parte del hombre se conoce como ganadería equina o caballar, y su domesticación se remonta a unos 3600 años a. C., en la región de Kazajistán.[3]

Etimología

El término latino utilizado para denominar al caballo era equus,[4] mientras caballus, que derivó en la palabra «caballo», es un término del latín tardío, posiblemente de origen celta, que significa «caballo castrado».[4] [5] «Yegua» procede del femenino de equus, «equa».[4] A los animales jóvenes en general se les denominaba pullus, textualmente «pollos», que originó la palabra pulliter, pullitri que derivaría en «potro» o «potrillo».

Taxonomía

Linneo clasificó a los caballos domésticos en 1758 en la especie Equus caballus. Al demostrarse que los caballos domésticos actuales y su antepasado silvestre extinto, clasificado como Equus ferus (caballo salvaje), pertenecían a una misma especie debía asignársele un único nombre científico. Generalmente en casos como éste se aplicaría el principio de prioridad usado en la nomenclatura científica, que establece que debe permanecer como nombre específico el primero en haber sido registrado, siendo caballus el más antiguo. Pero la Comisión Internacional de Nomenclatura Zoológica determinó en 2003 en la opinión 2027 que los caballos actuales, al igual que otras 17 especies domesticadas, debían nombrarse como su variedad salvaje extinta, Equus ferus, para evitar la paradoja de que los linajes anteriores, los silvestres, fueran nombrados como subespecies de sus descendientes. Por lo tanto el nombre específico que prevalece para los caballos actuales es Equus ferus, quedando el término caballus como nombre trinomial que designa a la subespecie doméstica.[1]

Los caballos se clasifican dentro del orden de los perisodáctilos, perteneciendo a la familia de los équidos, a la que también pertenecen los asnos (Equus africanus), el onagro o el kulán (Equus hemionus), el kiang (Equus hemionus kiang) y las cebras, en la que están estrechamente emparentados al pertenecer todos al único género superviviente, Equus.

Evolución

Esquema resumido de la evolución del caballo.

La evolución del caballo puede seguirse a través del registro fósil hasta llegar a Hyracotherium (también llamado Eohippus), un pequeño mamífero herbívoro que vivió durante el Eoceno, hace 55 millones de años, en América del Norte. Se supone que de él descienden todos los équidos posteriores, incluido el género Equus. Hyracotherium tenía un tamaño que oscilaba entre los 20 y los 40 cm de altura, con cuatro dedos en las extremidades anteriores y tres en las posteriores terminando cada uno en una uña (no en un casco, como las especies actuales).[6] A primera vista era similar a un perro pequeño.

La evolución posterior de Hyracotherium le hizo aumentar su altura hasta los 115 cm y perder sus dedos hasta hacerse monodáctilo, es decir, con un solo dedo. Poco a poco, su único dedo se endurecería mediante mutaciones, hasta desarrollar cascos que les permitían huir de los depredadores.

En esa época aparecieron a la vez en Norteamérica y Eurasia diversas especies y géneros relacionados. Parece ser que las especies euroasiáticas desaparecieron; sin embargo, las especies americanas dieron lugar durante el Oligoceno al género Mesohippus del tamaño de una gacela, que tenía sólo 3 dedos en las patas delanteras y que ya presentaba pies con forma de casco.[7]

Algo más tarde, en el Mioceno, a Mesohippus le sucedió Hypohippus y Anchitherium; se cree que ambas especies colonizaron después Eurasia desde América del Norte. Otros descendientes de Mesohippus fueron Miohippus y Merychippus; este último género desarrolló dientes con coronas muy altas, lo que le permitió, a diferencia de Hyracotherium, que pastaba hierba, ramonear las hojas y brotes de árboles y arbustos. Entre los descendientes de Merychippus estaba Hipparion, que durante el Plioceno se desplazó y expandió desde Norteamérica hasta Eurasia, y Pliohippus (primer antepasado de un solo dedo), antecesor de Pleshippus y de su sucesor, el caballo moderno, es decir, el género Equus, que apareció hace 5 millones de años.[8]

Se cree que durante el Pleistoceno, hace unos 15.000 años, el género Equus extendió su área de distribución desde Norteamérica a Eurasia y África cruzando el puente de Beringia.[9] Hace unos 10.000 años los caballos se extinguieron en Norteamérica,[10] [11] por causas aún desconocidas, quizá por algún cataclismo climático que modificó los ecosistemas americanos.[12] Diversos hallazgos en cuevas de Europa indican que el caballo era un animal muy abundante durante la Edad de Piedra en dicho continente; se han encontrado suficientes restos de esqueletos de caballos dentro y en los alrededores de estas cuevas como para afirmar que eran consumidos por el ser humano. El número de caballos disminuyó en el neolítico, cuando Europa estaba cubierta por bosques en su mayor parte. Se han encontrado restos de la Edad del Bronce, embocaduras y piezas de arneses, que demuestran que el caballo ya estaba domesticado en esta época. Esta domesticación siglos más tarde permitió, tras el descubrimiento de América, que los caballos fueran reintroducidos por los conquistadores españoles en el continente que los vio surgir.

Anatomía

Anatomía externa del caballo.

Porte

La altura de los caballos, como en los demás cuadrúpedos, se mide hasta la cruz, donde encuentran las escápulas, es decir el punto donde se une el cuello con la espalda en el caballo. Se elige como referencia este punto por ser una altura estable que no puede subir o bajar como la cabeza o el cuello.

El tamaño de los caballos varía considerablemente entre las distintas razas, y también está influido por la nutrición. Según su porte las razas de caballo suelen dividirse en tres grupos:

La altura de los caballos de silla o ligeros suele oscilar entre 142 y 163 cm y su peso oscila entre 380 y 550 kilogramos.[13] Los caballos de silla más grandes tienen una altura a partir de 157 cm y llegan hasta 173 cm, pesando alrededor de 500 a 600 kg.[14] Las razas de tiro o pesadas miden generalmente de 163 a 183 cm y pueden pesar entre 700 y 1000 kg.[15]

El tamaño de las distintas razas de caballos puede variar considerablemente, como puede observarse en estos dos caballos adultos.

El ejemplar de caballo más grande registrado en la historia se llamaba Mammoth, probablemente era un shire, que nació en 1848. Medía 220 cm y se estima que llegó a pesar 1500 kg.[16] El caballo que actualmente ostenta la marca de menor altura se llama Thumbelina, es una yegua miniatura adulta afectada de enanismo. Mide 43 cm de alto y pesa 27 kg.[17]

Ponis

Poni trotando.

Se denominan ponis a muchas razas de caballo de pequeño porte, aunque el baremo varía ligeramente según los lugares. El límite que establecen generalmente los países que usan el sistema anglosajón de unidades para considerar a un caballo como un poni es que no supere 147 cm de altura en la edad adulta;[18] aunque en Australia el tope es de 142 cm.[19] La Federación Ecuestre Internacional, que usa el sistema métrico, establece la altura de corte entre caballos y ponis en 148 cm sin herraduras y 149 cm con herraduras.[20] Algunas razas que producen individuos tanto por encima como por debajo del límite no son consideradas ponis a pesar de su altura.[21] En cambio algunas razas de ponis pueden producir individuos que sobrepasen el límite sin perder la denominación de poni.[22]

La diferencia entre ponis y caballos no es simplemente de altura, sino también de fenotipo, conformación o apariencia, además de temperamento. A menudo los ponis presentan pelaje más denso en crines, colas y cubierta en general. Además tienen patas proporcionalmente más cortas, con cuerpos más robustos, huesos más pesados, cuellos más cortos y cabezas cortas con amplias frentes. Suelen tener temperamentos calmados.[18] De hecho, la talla por sí misma no es un factor determinante para la definición de un caballo como poni: mientras que el poni de las Shetland tiene una media que sobrepasa los 102 cm,[23] los Falabella y otros caballos miniatura, que no sobrepasan los 86.4 cm (la talla de un perro grande) no son considerados ponis en sus respectivos estándares genealógicos.[24]

Estructura ósea

Estructura ósea de un caballo.

Un caballo tiene 205 huesos.[25] Su columna vertebral está compuesta por 51 vértebras. Una diferencia importante entre el esqueleto del caballo y el del humano es que aquel carece de clavículas, los miembros anteriores se unen a la columna mediante poderosos músculos, tendones y ligamentos que sujetan las escápulas. Las patas y los cascos de los caballos también son estructuras únicas. La disposición y proporciones de los huesos de sus patas son muy diferentes a las de los humanos. Por ejemplo, la parte del cuerpo llamada «rodilla» en los caballos en realidad está formada por los huesos del carpo, que se corresponden con la muñeca humana. Mientras que el corvejón contiene huesos equivalentes al tobillo humano. Los huesos inferiores de la pata del caballo se corresponden con los huesos de la mano o el pie humanos, y los denominados menudillos del caballo son los huesos sesamoides entre la caña (un único hueso equivalente al metacarpo) y las falanges proximales de los dedos, es decir los nudillos humanos. En las extremidades delanteras, el cúbito y radio se han fusionado dando lugar a un único hueso, al igual que ha sucedido con la tibia y el peroné lo que impide que pueda girar lateralmente las manos y pies. Además un caballo no tiene músculos en sus patas por debajo de las rodillas y corvejones, sólo tiene piel, tendones, ligamentos, cartílago y huesos, y un tejido córneo especializado para absorber impactos que forma los cascos.[26] Todas estas diferencias son adaptaciones de sus extremidades a la carrera, como la reducción del número de dedos de las extremidades a uno solo rodeado de un material córneo llamado casco.

Los huesos de la cabeza del caballo son largos y los de la cara tienen el doble de longitud que los del cráneo. La mandíbula también es larga y posee una superficie ancha y aplanada en la parte inferior de la zona posterior.

Cascos

Los cascos son fundamentales para la estructura de las patas de los caballos.[27] Los cascos de los caballos en las falanges distales, el equivalente a las puntas de los dedos en los humanos, en el interior están recubiertas de cartílago y otros tejidos blandos especializados ricos en sangre como el tejido laminar. El exterior de los cascos está formado por un tejido córneo similar al de las uñas de los humanos.[28] El resultado final es que un caballo que pesa una media de 500 kg[29] es capaz de desplazarse sobre los mismos huesos que cuando un humano va de puntillas.[30] La razón por la que a los caballos se les ponen herraduras es que en cautividad desgastan más rápidamente los cascos, por la dureza del pavimento y por el sobrepeso que llevan, que en libertad desplazándose por la tierra. Los cascos crecen continuamente y en estado natural se desgastan solos, pero necesitan ser recortados cada cinco o seis semanas en los caballos herrados.[31]

Dientes

Los caballos han adaptado sus dientes para pastar hierba. Los caballos tienen un mínimo de 36 dientes (12 incisivos y 24 molares). Un caballo adulto tiene 12 incisivos, adaptados para morder y arrancar la hierba y demás vegetación, en la parte frontal de la boca. Tienen 24 dientes adaptados a masticar, los premolares y molares, en la parte posterior de la boca. Los machos adultos tienen cuatro dientes adicionales justo tras los incisivos denominados «colmillos» y que no les saldrán hasta que tengan 4 o 5 años de edad. Algunos caballos, tanto machos como hembras pueden desarrollar de uno a cuatro dientes vestigiales muy pequeños delante de los molares, que generalmente se les quitan porque pueden interferir con el bocado. Este espacio entre incisivos y premolares está vacío y es donde se coloca el bocado del arreo del caballo.[32]

Los dientes de los caballos continúan creciendo durante la mayoría de su vida para que puedan pastar correctamente. Los incisivos presentan distintos patrones de crecimiento y desgaste según las edades de los caballos, además del ángulo que presentan las superficies de mordedura, por lo que pueden ser utilizados para medir de forma aproximada la edad del caballo, aunque la dieta y los cuidados a los que son sometidos varían notablemente en las tasas de desgaste.[33]

Aparato digestivo

Los caballos son herbívoros con un aparato digestivo adaptado a consumir una dieta de hierba y otros materiales vegetales durante la mayor parte del día. En comparación con los humanos tienen un estómago relativamente menor pero unos intestinos mucho más largos que permiten un flujo continuo de nutrientes. Un caballo de 450 kg come entre 7 y 11 kg de comida diariamente, y en condiciones normales bebe de 38 a 45 litros de agua. Los caballos no son rumiantes, por lo que sólo tienen una cavidad en su estómago, a diferencia de las vacas o las ovejas que tienen cuatro cavidades. Pueden digerir la celulosa de la hierba gracias a que poseen un ciego muy desarrollado, por el que la comida pasa antes de llegar al intestino grueso. A diferencia de los humanos los caballos no pueden vomitar, por eso los problemas digestivos pueden provocarles cólicos que les pueden ocasionar la muerte.[34]

Colores y marcas

Caballos sueltos en el Valle de Bohí (Lérida, España).

Los caballos muestran una gran variedad de colores de capa y de marcas distintivas, que dan lugar a amplio vocabulario descriptivo especializado. A menudo un caballo se clasifica antes por el color de su capa que por su raza o sexo.[35] Los caballos del mismo color de capa se pueden distinguir por alguna marca blanca distribuida a lo largo de sus cuerpos,[36] que junto a los patrones moteados se heredan de forma independiente de color de la capa.[37]

Se han identificado muchos genes que dan diferentes colores a la capa de los caballos, aunque continúan las investigaciones para identificar los demás factores que dan origen a distintos rasgos. Una de las primeras relaciones genéticas que se entendieron fue la existente entre el color rojizo recesivo y el dominante negro, que está controlado por el receptor de melanocortina 1. Otros alelos controlan el moteado, el intercalado de pelos blancos, la supresión o dilución del color, y otros efectos que crean las docenas de posibles colores de capa de los caballos.[38]

Las capas alazana, castaña y negra son los colores equinos básicos. Estos colores son modificados por lo menos diez genes que crean el resto de los colores, incluyendo diluciones como el palomino o los patrones de manchas como los pintos.[38] No todos los caballos blancos tienen una capa blanca de nacimiento, a menudo los caballos blancos de mediana edad eran caballos grises al nacer. Los grises nacen con un tono más oscuro y se vuelven grises con la edad, y ambos generalmente tienen la piel negra bajo sus capas de pelo blanco (con la excepción de las pieles rosa bajo las marcas blancas). Sólo los caballos que nacen con la capa blanca tienen la piel rosada, algo que es una característica rara.[39]

Capas

La capa de un caballo es la coloración general del pelaje. Cuando hablamos de capa a veces hay que diferenciar los colores de la crin y la cola, y si le cambia el color cuando es joven. Las capas principales son las siguientes, si bien hay muchas variaciones de cada una:

Ponis islandeses con distintas capas. De izquierda a derecha: alazán, negro, roano y blanco.
Caballo palomino con barra.
  • Alazán: crin y cuerpo de tono marrón claro o rojizo, como pelirrojo.
  • Albino: no es un verdadero color de capa sino un defecto genético transmisible a la descendencia. Carece de un gen encargado de metabolizar el aminoácido tirosina, cuya cascada de reacciones químicas debe culminar produciendo el pigmento melanina. La falta de melanina produce caballos blancos y de ojos rojos, albinos, que son hipersensibles a la luz. Los caballos con albinismo parcial o total (tobianos parcialmente albinos) no se utilizan como reproductores y se consideran defectuosos.
  • Bayo: blanco amarillento.[40]
  • Blanco: es una capa difícil de encontrar; todo el cuerpo debe ser de color blanco, sin ningún otro tono.
  • Castaño, mulato o zaino: marrón oscuro, a veces casi negro; crin y cola pardas o negras.
  • Isabelo: cuerpo de color crema y la crin y la cola de un color más oscuro, pero es distinto a un caballo que posee una capa baya.
  • Negro: capa de color negro. Se admiten zonas blancas en pies y cabeza.
  • Palomino: marrón muy claro, cola y crin blancas o claras. Esta capa es poco común, pero suele ser muy apreciada en algunas razas.
  • Pío: capa de dos colores, raramente tres, en forma de manchas. Blanco y negro (pío negro); blanco y rojo (pío alazán), etc. Existen numerosos variantes según el tamaño y forma de las manchas (overo, tobiano, apalusa, etc.).
  • Ruano: tiene pelos entremezclados de distintos colores que pueden ir desde el alazán hasta el blanco o el negro, con diversos tonos.
  • Tordo: no es completamente blanco, sino una mezcla de pelos blancos, grises y negros. Dependiendo de los tonos oscuros y su distribución, hay diferentes tipos. Nace negro o de otra capa y va aclarándose con el tiempo hasta volverse blanco. Debajo del pelo blanco se puede apreciar que la piel es negra.

Una capa uniforme es aquella que no tiene pelos de otro color.

Manchas

Manchas de color blanco en capas más o menos oscuras. Destacan en la cabeza y en las extremidades. Hay manchas de diferentes tipos y tamaños, los tipos de manchas son los siguientes:

  • La «raya de mulo» es una línea oscura que recorre toda la zona de la espina dorsal del caballo, desde la cruz hasta la cola.
En la cabeza
  • Barra o cordón: tiene una línea blanca de los ojos al hocico, pudiendo ser más o menos ancha.
  • Cabeza de moro: la cabeza es de un tono más oscuro que el cuerpo.
  • Carablanca: la parte frontal de la cara es totalmente blanca, incluyendo la zona de los ojos.
  • Careto: tiene una mancha blanca que se va ensanchando desde la frente hasta el hocico.
  • Corte: tiene una mancha blanca en el hocico.
  • Lucero: tiene una mancha blanca en la frente, que puede ser en rombo, en media luna, en cruz, etc.
En las extremidades
  • Cuando algunas extremidades son blancas, el caballo se denomina albo y se diferencian en:
    • Calzado alto: va desde el casco hasta el codo o la rodilla.
    • Calzado medio: va desde el casco hasta la mitad de la caña.
    • Calzado bajo: va desde el casco hasta el menudillo.
    • Calcetín: fina línea junto al casco.
  • Se dice que un caballo está armiñado cuando tiene alrededor de su corona manchas negras.
  • En cualquier caso se dirá entonces que el caballo está «calzado de...», pero cuando hay más de una extremidad, diremos que el caballo es:
    • Unialbo: cuando sólo calza una extremidad, independientemente de cuál sea.
    • Bialbo: cuando calza dos extremidades, independientemente de cuáles sean.
    • Trialbo: cuando calza tres extremidades.
    • Cuatrialbo: cuando calza las cuatro.

Remolinos

Variación de la dirección del crecimiento del pelo en zonas concretas del cuerpo como en la cruz.

Espejuelos

Zonas de córnea blanda en la parte interna de las extremidades, se los supone vestigios del meñique (quinto dedo) a la altura de las rodillas y los corvejones.

Biología y comportamiento

Yegua con su potro y el garañón al fondo.

En la naturaleza los caballos son presas de los depredadores y por ello tienen fuertes instintos de huida y defensa. Su primera reacción ante una amenaza es asustarse y huir pero también son capaces de defenderse cuando no pueden escapar o cuando se amenaza a sus crías. Suelen ser curiosos, y cuando se asustan suelen investigar un instante sobre la causa de su miedo y no siempre huyen al descubrir que hay peligro. La mayoría de las razas de silla se han desarrollado por su velocidad, agilidad, resistencia y estado de alerta; cualidades naturales que provienen de sus ancestros salvajes. Aunque por la cría selectiva algunas razas son más dóciles, en especial los caballos de tiro.[41] Los caballos son animales de manada, con jerarquías claras, liderados por un animal dominante (generalmente una yegua). Por lo tanto son animales sociales que establecen vínculos de unión con individuos de su propia especie y con otros animales, incluidos los humanos. Se pueden comunicar de varias formas, con vocalizaciones y relinchos de varios tonos, mediante el acicalado mutuo y el lenguaje corporal. Muchos caballos son difíciles de manejar si se separan del grupo, pero con entrenamiento, aprenden a aceptar la compañía humana, y así se sienten a gusto separados de otros caballos.[42] Cuando son encerrados sin compañía, y sin recibir ejercicio y estimulación adecuada pueden desarrollar lo que se llama vicios de establo, varios malos hábitos de origen psicológico, entre los que se incluye la masticación de las maderas, dar coces a las paredes, andar hacia delante y atrás entre otros problemas.[43]

Reproducción

El caballo alcanza la madurez sexual a los 4 años. La gestación dura unos 11 meses, y la hembra da a luz una única cría (el nacimiento de gemelos es algo raro como los partos de tres o más potrillos, y se da más en yeguas de edad avanzada). Los caballos domésticos pueden tener dificultades en el acoplamiento sexual por lo que, en ciertas ocasiones, a la hora de fecundar a la hembra se hace necesario que dirija el pene del caballo una persona, a la que se la llama «mamporrero».

Edad

Tienen una vida media de 25 a 40 años en cautividad y en libertad viven en torno a los 25 años. La inclinación de los dientes incisivos se incrementa con el tiempo y sirve para determinar la edad del caballo. Es normal que en cualquiera de los casos vivan algo más. La madurez no la alcanzan hasta los 4 años cuando dejan de ser potros (potrancas en el caso de que sean hembras), a esta edad se les comienza a domar y a montar. A los 4 años son considerados caballos adultos, y tienden a tranquilizarse. Un caballo con buena salud puede ser montado hasta bien entrados los 20 años.

Temperamento

Por su temperamento las razas se dividen en:

  • Caballos de sangre fría: son aquellos de temperamento muy tranquilo, por lo general este tipo de caballos son de razas pesadas como el percherón, clydesdale, etc.
  • Caballos de sangre tibia: son conocidos comúnmente como warmblood, son razas obtenidas del resultado de la cruza de caballos de sangre fría con caballos de sangre caliente. Obteniendo de los primeros su tranquilidad y docilidad y de los segundos su agilidad y ligereza. Los más conocidos son los de origen alemán (hanoveriano, westfaliano, trakener, etc.), pero existen warmbloods de otros países.
  • Caballos de sangre caliente: son caballos de temperamento alerta y nervioso. Tres de las razas características de este tipo de caballo son el árabe, el pura sangre inglés y el pura raza española.
Secuencias del caballo.

Aires

Se llaman aires a las diferentes formas de desplazarse que tiene el caballo. El caballo tiene tres aires naturales: paso, trote y galope. Se denomina bípedo al apoyo conjunto de dos pies.

Se denomina tranco al ciclo de pisadas, desde que apoya un pie hasta que lo vuelve a apoyar. Cada secuencia nos marca un tranco del caballo en cada aire. En la siguiente imagen, se muestran las secuencias de cada aire.

Paso.

Paso

El paso es el aire más lento, con cuatro tiempos. El caballo en este aire avanza en bípedo lateral (es decir, avanza el pie derecho y después la mano derecha, seguido por el pie izquierda antes de la mano izquierda). Es un aire marchado, pues siempre hay 2 o 3 pies apoyados en el suelo dependiendo del momento, y simétrico, porque el movimiento del bípedo diagonal izquierdo se repite de manera idéntica en el bípedo contrario. Se calcula que su velocidad media es de 6 a 7 km/h en un caballo de estatura media.

Trote

Trote.

El trote es un aire más rápido que el paso, de dos tiempos, simétrico y saltado (porque en un momento determinado, el caballo queda en suspensión, sin ningún pie apoyado en el suelo). El trote puede ser de trabajo (a buen ritmo), reunido (un aire cadenciado, lento y elevado) o largo (en el que el caballo alcanza la mayor amplitud de tranco; no por ello es el más rápido). Hay dos formas de montar al trote:

  • Trote sentado: en el cual, mientras el caballo va trotando, el jinete mantiene las posaderas en el asiento, y debe seguir el movimiento del caballo con la cadera.
  • Trote levantado: mientras el caballo trota, el jinete se va levantando al mismo tiempo que él, en un momento en que el animal le impulsa hacia arriba. Para hacer bien el trote levantado (lo que se llama «trotar a la mano») siempre hay que fijarse en que, cuando el hombre se eleva, coincide con el momento en que el pie exterior del caballo se levanta también.

Se calcula que la velocidad media del trote es de casi 15 km/h en un caballo de estatura media.

Galope

Galope.

El galope es el aire más rápido, pero el caballo se agota antes y no tiene independencia respiratoria. La velocidad máxima que alcanza un caballo al galope es de 65 km/h. Al apoyar las manos en el suelo, está obligado a expulsar el aire y por ello no puede acelerar su frecuencia respiratoria a voluntad. Es el único aire asimétrico (tiene tres tiempos, durante el cuarto se encuentra en el aire). El caballo puede galopar «a mano derecha» o «a mano izquierda». En el galope a la derecha, por ejemplo, el bípedo derecho avanza más que el izquierdo. Galopar a las diferentes manos les permite girar cómoda y equilibradamente al lado (o mano) al que galopan. Se calcula que la velocidad media del galope es de 20 km/h en un caballo de estatura media, aunque caballos entrenados para la carrera pueden alcanzar velocidades superiores.

Patrones de sueño

Los caballos son capaces de dormir tanto de pie como tumbados. Los caballos pueden echar un sueño ligero de pie, debido a que pueden bloquear la articulación de la babilla sin tener que sostener su peso con los músculos,[44] aunque necesitan tumbarse para alcanzar el sueño profundo, el estado REM. Los caballos duermen mejor cuando están en grupo debido a su tendencia natural de hacer turnos y que siempre haya alguno haciendo guardia por si apareciera un depredador. Un caballo que está solo no dormirá bien ya que su instinto le hace permanecer alerta ante cualquier posible peligro.[45]

Al contrario que los humanos los caballos no duermen de forma continua, sino dividiendo el periodo de sueño en pequeños bloques. Los caballos descansan de pie de cuatro a quince horas diarias, aunque sólo se echarán a dormir durante unos pocos minutos varias veces durante ese periodo. El tiempo total de sueño en un periodo de 24 horas puede oscilar entre varios minutos a un par de horas,[45] la mayoría en intervalos cortos de unos 15 minutos cada uno.[46] Aunque sólo necesitan tumbarse una o dos horas cada pocos días para alcanzar sus requerimientos de sueño REM mínimo.[45] Si no se permite a un caballo tumbarse, tras varios días mostrará síntomas de sueño, y en algunos casos raros puede caerse mientras entra involuntariamente en el sueño REM estando de pie.[47]

Razas

Uso deportivo

En la actualidad la mayoría de los caballos son utilizados para prácticas deportivas gracias a sus condiciones. Es utilizado para practicar deportes ecuestres como el salto, la hípica, el polo, la doma clásica, la charrería, el rodeo, el pato, la doma vaquera, el horseball, enganches, el raid, el concurso completo, el cross, el coleo, etc.

Situación actual

En 2007 la población mundial de caballos se estimó en más de 58 millones de animales, de estos más de 9,5 millones estaban en Estados Unidos, le seguían China con 7,4 millones, México con 6,6 millones, Brasil con 5,7 millones, Argentina con 3,5 millones, Colombia con 2,5 millones, 2 millones en Mongolia, en Etiopía 1,65 millones, Rusia 1,3 millones, Kazajistán 1,1 millones, Rumania 850 mil, Ucrania 600 mil, Alemania 500 mil y Francia 400 mil.[48] Los países con menos caballos son Guam con 20 y Granada con 30.[49] Algunas fuentes estiman la población en 75 millones, siendo China el país con más animales, 10 millones.[50] Sin embargo, según la mayoría de los estudios la población equina se ha reducido desde su punto máximo en 1961, cuando eran 61 millones.[51]

Distribución en el año 2003 de la población de caballos domésticos, representada como porcentaje de la cabaña equina nacional mayor en ese momento, la china, con 8.088.000 cabezas.

Dentro de los Estados Unidos los estados con más equinos son Texas con casi un millón, California con 700 mil, 500 mil más en Florida, Oklahoma, Kentucky, Ohio y Misuri tienen 300 mil cada uno.[52]

Sin embargo en Europa su población ha decaído, de 14 millones en 1800 pasaron a la mitad en dos siglos. En Reino Unido había 1 a 3 millones, en Alemania 4 millones más al iniciarse el siglo XX. En EEUU la población también sufrió una caída, a mediados del siglo XIX eran 8 millones (un millón en estado salvaje), en 1915 llegaron a un máximo de 21,5 millones (2 millones salvajes)[53] a partir de esa fecha los automóviles y tractores los reemplazaron como transporte y medio de trabajo agrícola, solo quedaban 6 millones en 1949, a inicio de los años 1950 quedaban 2 millones, para 1957 llegaron a su nivel más bajo solo 750 mil cabezas, a partir de entonces empezaron a recuperarse, llegando a 3 millones en 1965.[54]

Históricamente el país que llegó a tener más caballos fue el Imperio ruso, en 1917 tenía 35 millones.[55]


Caballos famosos

Muchos son los caballos que han pasado a la posteridad a causa de sus célebres dueños, entre la historia y la literatura, destacan los siguientes: Victoria en Tebas y Mut está satisfecha (caballos del carro de guerra de Ramsés II), Blanchard (de Carlomagno), Bucéfalo (el de Alejandro Magno), Estrategos (de Aníbal), Genitor (de Julio César), Incitatus (de Calígula), Othar (el tarpán de Atila), Lazlos (de Mahoma), Babieca (el de El Cid), Dug (de Gengis Kan), Blanco (de Juana de Arco), Molinero, de Hernán Cortés), Marengo (de Napoleón), Palomo (de Simón Bolívar), Comanche (el único superviviente del Sétimo de Caballería en la Batalla de Little Big Horn), As de Oros (de Emiliano Zapata), Siete leguas (de Pancho Villa). La mitología también hizo famosos a varios caballos como Pegaso de Belerofonte, Janto y Balio de Aquiles, las yeguas de Diomedes, los establos de Augías (su limpieza constituyo uno de los doce trabajos de Hercules), Sleipner (el caballo con ocho patas de Odín), Thowra (caballo mitíco de la población indigena de Australia); y por supuesto, también la literatura, como por ejemplo: Rocinante (caballo de Don Quijote de la Mancha), Tornado (de El Zorro) , Sombragris (de Gandalf) y Hidalgo (de Frank T. Hopkins)

Véase también

Referencias

  1. a b Don E. Wilson & DeeAnn M. Reeder, ed. (2005). «Equus caballus». Mammal Species of the World. A Taxonomic and Geographic Reference (3rd edición). Johns Hopkins University Press. ISBN 0-8018-8221-4.  Véase también Página de la Universidad Bucknell (en inglés)
  2. International Commission on Zoological Nomenclature (2003). «Usage of 17 specific names based on wild species which are pre-dated by or contemporary with those based on domestic animals (Lepidoptera, Osteichthyes, Mammalia): conserved. Opinion 2027 (Case 3010).». Bull.Zool.Nomencl. 60 (1):  pp. 81–84. http://www.iczn.org/BZNMar2003opinions.htm#opinion2027. 
  3. «Nueva Evidencia de Domesticación Temprana del Caballo». Noticias de la Ciencia y la Tecnología (1º de diciembre de 2006). Consultado el 2 de diciembre de 2011.
  4. a b c Etimología de yegua
  5. Etimología de caballo.
  6. «Hyracotherium». Fossil Horses in Cyberspace. Florida Museum of Natural History. Consultado el 09-07-2008.
  7. «Mesohippus». Fossil Horses in Cyberspace. Florida Museum of Natural History. Consultado el 09-07-2008.
  8. «Equus». Florida Museum of Natural History. Consultado el 09-07-2008work= Fossil Horses in Cyberspace.
  9. Weinstock, J.; et al. (2005). «Evolution, systematics, and phylogeography of Pleistocene horses in the New World: a molecular perspective». PLoS Biology 3 (8):  pp. e241. doi:10.1371/journal.pbio.0030241. http://biology.plosjournals.org/perlserv/?request=get-document&doi=10.1371%2Fjournal.pbio.0030241&ct=1. 
  10. Vila, C.; et al. (2001). «Widespread Origins of Domestic Horse Lineages» (PDF). Science 291 (5503):  pp. 474. doi:10.1126/science.291.5503.474. PMID 11161199. http://www.uky.edu/Ag/Horsemap/Maps/VILA.PDF. 
  11. Luís, Cristina; et al. (2006). «Iberian Origins of New World Horse Breeds». Quaternary Science Reviews 97 (2):  pp. 107–113. doi:10.1093/jhered/esj020. PMID 16489143. http://jhered.oxfordjournals.org/cgi/content/full/97/2/107. 
  12. LeQuire, Elise (04-01-2004). «"No Grass, No Horse"» (es preciso registrarse). The Horse, online edition. Consultado el 08-06-2009.
  13. Bongianni Simon & Schuster's Guide to Horses & Ponies of the World entrada 1,68,69
  14. Bongianni Simon & Schuster's Guide to Horses & Ponies of the World entrada 12,30,31,32,75
  15. Bongianni Simon & Schuster's Guide to Horses & Ponies of the World entrada 86, 96, 97
  16. Whitaker The Horse p. 60
  17. Martin, Arthur. «Meet Thumbelina, the World's Smallest Horse». Daily Mail. Consultado el 08-10-2006. 
  18. a b Ensminger Horses and Tack pp. 11–12
  19. Howlett, Ponies in Australia, p. 14
  20. «Annex XVII: Extracts from Rules for Pony Riders and Children, 9th edition». Fédération Equestre Internationale (2009). Consultado el 07-03-2010.
  21. Por ejemplo, el Missouri Fox Trotter o el caballo árabe. Véase McBane The Illustrated Encyclopedia of Horse Breeds pp. 192, 218
  22. Por ejemplo el Poni galés. Véase McBane The Illustrated Encyclopedia of Horse Breeds pp. 52–63
  23. Ensminger Horses and Tack p. 12
  24. McBane The Illustrated Encyclopedia of Horse Breeds p. 200
  25. Evans The Horse p. 90
  26. Ensminger Horses and Horsemanship pp. 21–25
  27. Ensminger Horses and Horsemanship p. 367
  28. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook p. 304
  29. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook p. 457
  30. Fuess, Ph.D., Theresa A.. «Yes, The Shin Bone Is Connected to the Ankle Bone». Pet Column. University of Illinois. Consultado el 05-04-2008.
  31. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook pp. 310–312
  32. Kreling Horses' Teeth and Their Problems pp. 12–13
  33. Ensminger Horses and Horsemanship pp. 46–50
  34. Giffin Horse Owner's Veterinary Handbook p. 175
  35. Vogel, The Complete Horse Care Manual, p. 14
  36. Mills, et al., A Basic Guide to Horse Care and Management, pp. 72–73
  37. Corum, Stephanie J. (1 de mayo de 2003). «A Horse of a Different Color» (Registration required). The Horse. http://www.thehorse.com/ViewArticle.aspx?ID=4354. 
  38. a b «Horse Coat Color Tests». Veterinary Genetics Laboratory. University of California. Consultado el 01-05-2008.
  39. «Introduction to Coat Color Genetics». Veterinary Genetics Laboratory. University of California. Consultado el 01-05-2008.
  40. Definición RAE de bayo.
  41. McBane A Natural Approach to Horse Management pp. 226–228
  42. Ensminger Horses and Horsemanship pp. 305–309
  43. Prince Basic Horsemanship pp. 214–223
  44. Pascoe, Elaine. «How Horses Sleep». Equisearch.com. EquiSearch. Consultado el 23-03-2007.
  45. a b c Pascoe, Elaine. «How Horses Sleep, Pt. 2 – Power Naps». Equisearch.com. EquiSearch. Consultado el 23-03-2007.
  46. Ensminger Horses and Horsemanship p. 310.
  47. EQUUS Magazine Editors. «Equine Sleep Disorder Videos». Equisearch.com. EquiSearch. Consultado el 23-03-2007.
  48. Free Equine Information
  49. World horse population estimated at 58 million.September 12, 2007
  50. Circle R Ranch
  51. Équinos
  52. U.S. has 9.5 million horses, most in world, report says
  53. Wild Horse Population Numbers
  54. Population of Horses 1880-2000
  55. Guerra Civil Rusa

Bibliografía

  • Evans, J. et al. (1990). The Horse (2ª ed.). New York, NY: Freeman. ISBN 0-7167-1811-1. OCLC 20132967
  • Goas Díaz, Ana (2006), Galopes. Curso de equitación. Galopes: niveles 1 al 4. Editorial Tutor. ISBN 84-7902-561-1
  • Kidd, Jane. (2002) Guía completa para el cuidado del caballo. Editorial Libsa. ISBN 84-662-0183-1

Enlaces externos