لشکرکشی‌های روس‌ها به دریای خزر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
وارنگی‌های روس و درازکشتی‌هایشان در گارداریکی، اثری از نیکلاس رریخ (۱۹۱۵)

لشکرکشی‌های روس‌ها به دریای خزر[پانوشت ۱] یک سری حملهٔ نظامی در بین سال‌های ۸۶۴ و ۱۰۴۱ به سواحل دریای خزر بوده‌است.[۱] روس‌ها ابتدا در قرن نهم میلادی به عنوان بازرگانان پوست، عسل و برده در سرکلند (سرزمین‌های اسلامی)[پانوشت ۲] ظاهر شدند. این بازرگانان در مسیر تجاری ولگا به خرید و فروش می‌پرداختند. نخستین حمله آنان در حدود ۸۶۴ تا ۸۸۴ میلادی در مقیاسی کوچک علیه علویان طبرستان رخ داد. نخستین یورش بزرگ روس‌ها در سال ۹۱۳ رخ داد و آنان با ۵۰۰ فروند درازکشتی شهر گرگان و اطراف آن را غارت کردند. آن‌ها در این حمله مقداری کالا و برده را به تاراج بردند و در راه بازگشتن به عرض‌های بالاتر، در دلتای رود ولگا، مورد حملهٔ خزرهای مسلمان قرار گرفتند و بعضی از آنان موفق به فرار شدند ولی در میانهٔ ولگا به قتل رسیدند.

دومین هجوم بزرگ روس‌ها از دریای خزر در سال ۹۴۳ به وقوع پیوست. در این دوره ایگور یکم، رهبری روس‌ها را در دست داشت. روس‌ها پس از توافق با دولت خزرها برای عبور امن از منطقه، تا رود کورا و اعماق قفقاز پیش رفتند و در سال ۹۴۳ موفق شدند بندر بردعه، پایتخت اران (جمهوری آذربایجان کنونی)، را تصرف کنند. روس‌ها در آنجا به مدت چند ماه ماندند و بسیاری از ساکنان شهر را کشته و از راه غارت‌گری اموالی را به تاراج بردند. تنها دلیل بازگشت آنان شیوع بیماری اسهال خونی در میانشان بود.

سویاتوسلاو یکم، شاهزادهٔ کی‌یفی روس‌ها، در اعزام بعدی نیروها به دریای مازندران، در سال ۹۶۵، به لشکریانش دستور داد که دولت خزرها را نابود کنند، تا مجبور نباشند به آنان مالیاتی بپردازند. نابودی خزرها تسلط بر راه‌های تجاری شمال و جنوب ولگا از طریق مناطق استپی و دریای سیاه را برای شاهان کی‌یفی روس فراهم می‌آورد. علاوه بر این، مبارزه‌های سویاتوسلاو منجر به رشد جمعیتی و فرهنگی اسلاوها در مناطق میان نواحی استپی و جنگلی سالتوو-مایاکی شد.

در سال ۱۰۳۰، روس‌ها به منطقهٔ شروان حمله کردند و حاکم گنجه برای کمک در سرکوب شورش بیلقان مبلغ زیادی پول به آن‌ها پرداخت. یک سال بعد، در ماه نوامبر سال ۱۰۳۱، در نزدیکی باکو شکست خورده و اخراج شدند. در سال ۱۰۳۲ روس‌ها حملهٔ دیگری به شروان داشتند که در آن الانان و سریرها به آنان ملحق شدند. مسلمانان محلی در ۱۰۳۳ روس‌ها را شکست دادند. روس‌ها از حوزهٔ دریای خزر حمله کرده و پس از مدت کوتاهی به اغوزها در نبردهای خوارزم کمک کردند. آخرین دورهٔ اعزام نیرو و یورش وایکینگ‌ها به دریای خزر در سال ۱۰۴۱ توسط اینگوار دوردست‌گشا به منظور شرکت در جنگ‌های گرجستان-بیزانس و احتمالاً نبرد ساسیرتی انجام پذیرفت که نیروهای وارنگیان نیز در این اعزام شرکت داشتند. هدف از این اردوکشی‌ها احتمالاً بازگشایی مسیرهای تجاری قدیمی روس‌های افرنجی بود، چنانچه در آن زمان بلغارهای شمالی و خزرها دیگر موانع بزرگی نبودند. پس از آن، هیچ گونه اقدام مشابهی توسط نورس‌ها انجام نپذیرفت و بدین شکل مسیر مابین دریاهای بالتیک و خزر هیچگاه بازگشایی نشد.

پیشینه[ویرایش]

نوشتار(های) وابسته: مردم روس (واریاگ)
نقشهٔ مسیرهای تجاری وارنگیان‌ها در قرن‌های ۸ تا ۱۱اُم میلادی:
مسیر تجاری ولگا (سرخ)، مسیر تجاری وارنگیان‌ها به یونان (بنفش) و دیگر مسیرهای تجاری (نارنجی)

اوایل قرن نهم میلادی، نورس‌ها در شمال‌غربی روسیه مستقر شدند، جایی که روس‌ها یک شهر به نام آلدیگجا را بنا نهاده بودند، این شهر حدود ۹٫۷ کیلومتری جنوب رود وولخوف، در دهانهٔ دریاچه لادوگا، بود. روس‌ها نخستین‌بار، در مناطق مسلمان‌نشین مجاور دریای خزر، به عنوان معامله‌گر و بازرگان وارد شدند. آن‌ها از این شهر با امپراتوری بیزانس، در امتداد مسیر تجاری دنیپر، تجارتشان را آغاز کردند و با مسلمانان سرزمین‌های اطراف دریای خزر که در طول مسیر تجاری ولگا بودند، ارتباط یافتند.[۲] اواخر قرن نهم، ابن خردادبه از خرید و فروش روس‌ها با اجناس خزری در بازارهای پایین ولگا و بازارهای سراسر شهرهای پیرامون دریای خزر سخن به میان می‌آورد.[۳] این بازرگانان، پوست، عسل و برده می‌فروختند،[۲] حتی برخی از این تاجران، با شتر در مسیر بغداد تجارت می‌کردند؛ بردگان اروپایی نیز کار ترجمه را برایشان انجام می‌دادند.[۳] توماس سچاب نونان، مورخ و مردم‌شناس، معتقد است که روس‌ها در سال ۸۰۰ نیز به بغداد رفته‌اند، چون سکه‌های درهم ساسانی، عربی و عربی-ساسانی متعلق به ۸۰۴-۸۰۵ در پترهاف، نزدیکی سن پترزبورگ، یافته شده‌است.[۴]

تاریخچه حملات روس‌های به دریای خزر از ۸۵۰ تا ۹۵۰ میلادی[ویرایش]

نخستین یورش ها[ویرایش]

نخستین باری که روس‌ها از دریای خزر به جایی هجوم بردند، در زمان فرمانروایی حسن بن زید، مؤسس دودمان علویان در طبرستان، از ۸۶۴ تا ۸۸۴ میلادی، بوده‌است. روس‌ها در این سفر به جزیرهٔ آبسکون در سواحل شرقی دریای خزر حمله کردند، که برایشان ناموفق بود،[پانوشت ۳] البته این حمله احتملاً در مقیاس کوچکی رخ داده‌است.[۱] دومین حمله در سال ۹۰۹ یا ۹۱۰ رخ داد،[پانوشت ۴] هدف از این اعزام نیز آبسکون بوده‌است.[۵] این حمله هم مشابه هجوم پیشین، جزئی بود و فقط با شانزده کشتی انجام شد.[۱] سومین حمله نیز در سال ۹۱۱ یا ۹۱۲ به وقوع پیوست.[۵]

یورش بزرگ‌سال ۹۱۳ میلادی[ویرایش]

در این نقشه، مهم‌ترین حملات روس‌ها در دریای خزر از اواسط قرن نهم تا اواسط یازدهم نشان داده شده‌است.
تاریخ‌ها به رنگ آبی یورش‌های اصلی روس‌ها را نشان می‌دهند؛ خط بسته به رنگ بنفش منطقه تحت تاثیر قرار گرفته در حمله سال ۹۱۳ به دریای خزر را نشان می‌دهد. نام کشورها و دولت‌های سیاسی به حدود سال ۹۵۰ مربوط می‌شود.

روس‌ها در سال ۹۱۳، نخستین هجوم خود در مقیاس بزرگ را انجام دادند. سواحل جنوبی دریای خزر شاهد ورود ۵۰۰ فروند کشتی روس از سراسر مملکت خزرها شدند. روس‌ها برای اینکه بتوانند از اراضی خزرها ایمن عبور کنند، به آن‌ها وعدهٔ نیمی از غنائم را دادند. آن‌ها از پایین رودخانه دنیپر به سوی دریای سیاه رفته، سپس از دریای آزوف به رودخانه دان رسیده و از سارکل کشتی‌ها را به صورت زمینی به ولگا انتقال داده و به دریای خزر رسیدند.[۱]

روس‌ها سرانجام به گرگان، در شرق طبرستان، حمله کردند و مناطق مجاور آن را نیز به تاراج بردند. کشتی‌های آنان در نزدیکی جزایر جنوب‌غربی دریا لنگر انداخته بودند و تلاش برای دفع مهاجمان شروع شده‌بود، اما به موفقیت نرسید، پس از آن روس‌ها به سوی باکو حمله کردند، آن‌ها پس از سه روز سفر وارد شهر شدند[۱] و مناطق اران (یا آرانبیلقان و شروان را تصرف کردند.[۵] آن‌ها هر چیزی که می‌توانستند را به یغما بردند و زنان و کودکان را به عنوان برده به اسارت گرفتند. روس‌ها در راه بازگشت، در دلتای رود ولگا، توسط مسلمانان و برخی از مسیحیان خزری، مورد حمله واقع شدند، این تهاجم احتملاً با رضایت شاه خزر انجام شده‌بود. با توجه به گزارش‌های علی بن حسین مسعودی، کسانی که موفق به فرار شدند، توسط بلغارهای ولگا و برطاس‌ها به قتل رسیدند.[۵]

یورش بزرگ در سال ۹۴۳ میلادی[ویرایش]

دومین هجوم بزرگ روس‌ها از دریای خزر در سال ۹۴۳ به وقوع پیوست. در این دوره ایگور یکم، رهبری روس‌ها را در دست داشت. در تهاجم سال ۹۴۳، روس‌ها تا رود کورا و اعماق قفقاز پیش رفتند، نیروهای مرزبان بن محمد حاکم آذربایجان را شکست دادند[۶] و شهر بردعه، مرکز اران، را نیز تصرف کردند. روس‌ها پس از فتح منطقه به مردم پیشنهاد دادند که با پذیرش حکومت روس‌ها بر خود، بتوانند دین خود را حفظ کنند.[۷] با توجه به گزارش‌های ابن مسکویه، مردم محلی این صلح را نپذیرفتند و به مقابلهٔ روس‌ها شتافتند، آن‌ها از روس‌ها خواستند که شهر را ترک کنند. پس از رد شدن اولتیماتوم، روس‌ها شروع به کشتن مردم و باج‌گیری کردند. این کشتار اندکی بعد به پایان رسید تا مذاکراتی انجام پذیرد.[۸] پس از آن نیز روس‌ها چند ماه در بردعه ماندند[پانوشت ۵][۹] و از این شهر به عنوان مرکز حملاتشان به مناطق اطراف استفاده کردند.[۱۰]

مدتی بعد، بیماری اسهال خونی (دیسانتری) در بین سربازان روس شایع شد.[۱۱] ابن مسکویه در این باره می‌نویسد: «بیش از حد از میوه‌هایی که در اینجا پرورش می‌یابد خوردند. این بیماری در میان آن‌ها همه‌گیر شد… و نیروهایشان کاهش یافت» با شیوع بیماری در میان روس‌ها، مسلمانان به شهر بردعه نزدیک شدند. رئیس سربازان روسی، خود را بر روی الاغی انداخت و از آنجا که ۷۰۰ نفر از سربازانش را از دست داده بود، از جنگیدن طفره رفت و به سمت قلعهٔ بردعه عقب‌نشینی کرد، این قلعه نیز توسط مسلمانان محاصره شده‌بود. روس‌ها که از محاصره و بیماری خسته شده‌بودند، با گنجینه‌ها، جواهرات، لباس‌های خوب و بردگان جوان با کشتی‌هایشان در کورا و خدمه‌های کشتی و ۳۰۰ نفر از سربازان که زنده مانده‌بودند، با بخشی از غنیمت‌ها بازگشتند.[۱۰] مسلمانان نیز پس از نبش قبر روس‌ها، اسلحه‌هایی که همراه با اجساد مدفون شده‌بود را برداشتند.[۱۱]

جورج ورنادسکی، احتمال می‌دهد که الگ نووگورود فرماندهٔ خرسوار روس‌ها در حمله به اران بوده. ورنادسکی می‌گوید، نام اُلگ و هلگو در نامهٔ سچچتر ذکر شده و با توجه به آن سند، هلگو با قایقی به ایران(؟) رفت و پس از شکست در آنجا در سال ۹۴۱ در قسطنطنیه درگذشت.[۱۲] از سوی دیگر، لف گومیلیف، نامش در نامه‌های روسی برده شده‌است (با توجه آنچه در منابع عربی ثبت شده است)، این فرضیه وجود دارد که این رهبر اسوه‌نلد، فرماندهٔ وارنگیان بود.[پانوشت ۶]

نابودی حکومت خزرها[ویرایش]

بقایای قلعهٔ سارکل در خزر. عکس هوایی از کاوش‌های انجام شده توسط میخائیل آرتامونوف در دههٔ ۱۹۳۰ میلادی.

درست روشن نیست که دلیل اختلافات خزرها و روس‌ها چه بوده‌است، بر همین اساس چندین نظریه در این باره پیشنهاد شده. روس‌ها ترجیح می‌دادند که خزرها را از مسیر تجاری ولگا کنار بزنند؛ زیرا آنان برای حمل و نقل از ولگا مالیات می‌گرفتند. ظاهراً امپراتوری بیزانس نیز در تحریک قوای روس نقش داشته‌است. خزرها تا زمان سلطنت رومانوس یکم از متحدان روم شرقی بودند، ولی او در زمان حکومتش، یهودیان ساکن در قلمرو بیزانس را مورد اذیت و آزار قرار داد. با توجه به اسناد سچچتر، جوزف، که نام دیگرش یوسف بن آآرون است و حاکم خزر بوده، به موجب این ستم، مسیحیان خزری را مورد ظلم خود قرار داد، از سویی رومانس با تحریک الگ نووگورود (که در نامه‌ها با نام هِلگو خوانده شده) علیه خزرها، دست به اقدامی تلافی جویانه زد.[۵]

در نظریهٔ دیگری عنوان شده که هجوم به خزرها در برابر تصمیم آن‌ها برای بستن راه ولگا از سال ۹۴۳ بوده‌است. در مکاتبات خزر، که مابین سال‌های ۹۵۰-۹۶۰ انجام شده‌اند، یوسف بن آآرون از نقش خود به عنوان مدافع سیاست‌های مسلمان در برابر حملات روس، در منطقهٔ خزر، اطلاع می‌دهد: «اگر من ساعتی آن‌ها را فرو بگذارم، همهٔ کشورهای عرب را تا بغداد ویران خواهند کرد.»[۱۳] درگیری‌های پیشین مسلمانان و ارتش خزر با غارتگران روس در سال ۹۱۲ نیز ممکن است به این اقدامات و خصومت روس‎ها علیه دولت خزری کمک کرده‌باشد.[۱۴]

سرانجام در سال ۹۶۵، سویاتوسلاو به جنگ خزرها شتافت. وی برای مبارزهٔ خود، مزدورهایی از بین اغوزها و پچنگ‌ها استخدام کرد که شاید برای مقابله با سواره‌نظام‌های قدرتمند خزری بوده‌باشد.[۱۵] سویاتوسلاو شهر سارکل را در حدود سال ۹۶۵ نابود کرد و شهر کرچ، در شبه جزیره کریمه، را به تاراج برد، اما آن را اشغال نکرد.[۱۶] سپس (احتمالاً در سال ۹۶۸ یا ۹۶۹) شهر آتیل، پایتخت خزرها، را تصرف کرد.[۱۷] مدت کوتاهی پس از مبارزات سویاتوسلاو، شخصی که از شهر آتیل بازدید کرده نوشته‌است: «روس‌ها حمله کردند و حتی شاخه‌ای انگور یا کشمش و حتی یک برگ سبز باقی نگذاشتند.»[۱۱] پس از بازگشت روس‌ها از «روم و اندلس»، ابن حوقل تنها کسی است که غارت شهر سمندر را گزارش کرده‌است،[پانوشت ۷][۱۸]

هجوم سویاتوسلاو به رفاه و استقلال دولت خزر پایان بخشید. نابودی قدرتی چون امپراتوری خزر، تسلط بر مسیرهای تجاری شمال و جنوب از طریق مناطق استپی و دریای سیاه را برای شاهان کی‌یفی روس به وجود می‌آورد؛ حال آنکه این مسیرها راه‌هایی بودند که پیش از این نیز به عنوان منابع اصلی درآمد خزرها به حساب می‌آمدند. علاوه بر این، مبارزه‌های سویاتوسلاو منجر به رشد جمعی و فرهنگی اسلاوها در مناطق میان نواحی استپی و جنگلی سالتوو-مایاکی (Saltovo-Mayaki) شد.[۱۶]

یورش‌های آتی[ویرایش]

سنگ گریپشولم که یادبودی از اینگوار دوردست‌گشا است.[پانوشت ۸]

در ۹۸۷، «میمون»، امیر شهر دربند، از روس‌ها در برابر سران قبایل محلی کمک خواست. روس‌ها، که به نظر می‎رسد بسیاری از آن‌ها سربازان حرفه‌ای بودند، وارد ۱۸ کشتی شدند؛ ولی در پذیرش درخواست مردد بودند و یک کشتی را برای بررسی وضعیت فرستادند. هنگامی که خدمهٔ کشتیِ مورد نظر توسط مردم محلی قتل‌عام شدند، روس‌ها به شهر مسقط رفتند. گزارش شده است در سال 989 یک واعظ محلی از میمون خواسته روس‌ها را برای مسلمان کردن به او تحویل دهد یا بکشدشان اما میمون این درخواست واعظ را نپذیرفت. در نبردی که در پی این اتفاق پیش آمد، میمون شکست خورد و از شهر گریخت، اما در سال ۹۹۲ به دربند بازگشت.[۵]

در سال ۱۰۳۰، روس‌ها به منطقهٔ شروان حمله کردند و حاکم گنجه برای کمک در سرکوب شورش بیلقان مبلغ زیادی پول به آن‌ها پرداخت. بعد از این، روس‌ها به سرزمین خویش بازگشتند و به گفتهٔ یک منبع روسی، یک سال پس از بازگشت، در ماه نوامبر سال ۱۰۳۱، در نزدیکی باکو شکست خورده و اخراج شدند. در سال ۱۰۳۲ روس‌ها حملهٔ دیگری به شروان داشتند که در آن الانان و سریرها به آنان ملحق شدند. مسلمانان محلی در ۱۰۳۳ روس‌ها را شکست دادند. مشخص نیست که روس‌ها در این نبرد با چه کسانی متحد شده‌بودند. املیان پریتساک اثبات می‌کند که آن‌ها از یک پایگاه در نزدیکی رود ترک آمده و سرزمین اصلیشان تموترکان بود. پریتساک بر این باور است که روس‌ها از حوزهٔ دریای خزر حمله کرده و پس از مدت کوتاهی به اغوزها در نبردهای خوارزم کمک کردند.[۵]

داستان حماسی اینگوار بزرگ‌مسافر، ماجرایی است از آخرین اعزام نیروهای وایکینگ به دریای خزر که در سال ۱۰۴۱ و برای شرکت در جنگ‌های گرجستان-بیزانس و احتمالاً نبرد ساسیرتی انجام پذیرفت که نیروهای وارنگیان نیز در این اعزام شرکت داشتند. عناصر این داستان حماسی با رویدادهای تاریخی به میزان قابل توجهی در هم تنیده‌اند. این لشکرکشی با سفر اینگوار از سوئد آغاز شد و به سرزمین‌های جنوبی ولگا و شرقیون (سرکلند) رسید. حدود بیست و شش سنگ رونی اینگوار وجود دارد که ۲۳ عدد از آن‌ها در دریاچهٔ مئلارن در منطقهٔ اوپلاند سوئد است که اشاره به رزمندگان سوئدی دارد که همراه اینگوار در اردوکشی به سرزمین‌های مسلمان‌نشین حضور داشتند. هدف از این اردوکشی‌ها احتمالاً بازگشایی مسیرهای تجاری قدیمی روس‌های افرنجی بود، چنانچه در آن زمان بلغارها و خزرها دیگر موانع بزرگی نبودند. یک سنگ رونی از برادر اینگوار نشان می‌دهد که او برای یافتن طلا به شرق رفته اما در سرزمین مسلمان درگذشته‌است. پس از آن، هیچ گونه اقدام مشابهی توسط نورس‌ها انجام نپذیرفت و بدین شکل مسیر مابین دریاهای بالتیک و خزر هیچگاه بازگشایی نشد.[۱۱]

خاقانی می‌گوید که شروان در ۱۱۷۳ یا ۱۱۷۴ میلادی مورد تهاجم قرار گرفته؛ او اشغالگران را روس‌ها و خزرها، روس‌ها و الان‌ها و روس‌ها و سریرها نام می‌برد. پیتر گلدین استدلال می‌کند که روس‌های ذکر شده توسط خاقانی دزدان دریایی ولگا بودند که با ۷۳ کشتی به شروان حمله کردند. ولادیمیر مینورسکی می‌گوید که حمله توسط حاکم دربند، «بک-بارز بن مظفر» انجام شده. به گفتهٔ مینورسکی، «بک-بارز بن مظفر با کیف ارتباطی نداشت. احتمالا او از گروه‌های بدون نیزه (نام محلی: бродники؛ خوانده شود: برادنیکی) که از جنوب بودند، استفاده کرد. به عنوان مثال از کازاک‌ها[۱۹] شروانشاه اخستان یکم به پادشاه گرجستان رویگردان شد، جورج سوم با کمک و ترکیب ارتشش با امپراتور آیندهٔ روم شرقی، آندرونیکوس یکم،[۱۹] توانست مهاجمان را شکست داده و دوباره قلعهٔ شباران را فتح کند. منابع گرجی در این باره از خزرها صحبت می‌کنند، اما اشاره‌ای به روس‌های افرنجی نمی‌کنند.[۵]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. روس‌هایی که در این مقاله از آنان یاد می‌شود با روس‌های کنونی که در کشور روسیه هستند، متفاوتند و احتمالا گروهی از واریاگ‌ها یا وارانگیان می‌باشند. البته برخی آنها را از اسلاوهای جنوب شرقی می‌دانند.
  2. در متون نورسی باستان، سرکلند نامی بوده‌است که به خلافت عباسیان و احتمالا مناطق مسلمان‌نشین همسایه آن گفته می‌شده‌است.
  3. آبسکون، اولین بار توسط بطلمیوس با عنوان سکانا نام برده شد. در منابع عربی از آن به عنوان «معروف‌ترین بندر دریای خزر» نام برده‌اند. این جزیره در فاصله‌ای سه روزه از گرگان قرار داشت. بخش جنوبی دریای خزر را با عنوان «دریای آبسکون» نیز نام برده‌شده. همچنین ببینید: B.N. Zakhoder (1898–1960). دریای مازندران در تحقیقات اسلاو شرقی (نسخهٔ برخط).
  4. سال رخ دادن این حملات از تقویم هجری قمری به میلادی بدل شده، به دلیل گردش این تقویم نسبت به گاهشمار میلادی، دقیقاً مشخص نیست که در کدامیک از این دو سال هجوم رخ داده‌است.
  5. به گفتهٔ یاقوت حموی، آن‌ها چند سال در شهر ماندند.
  6. در رویدادنامه کیفی آمده‌است ثروتمندی عجیب نیروهای اسوه‌نلد چنان چشم جنگجویان ایگور یکم را گرفته بود که تلاش کردند برای بار دوم در ماه از دراولی‌ها مالیات بگیرند. دراولی‌ها آشوب کردند و در سال ۹۴۴ یا ۹۴۵ ایگور را کشتند. گومیلف پیشنهاد می‌کند اسوه‌نلد در لشکرکشی موفقیت‌آمیز خود به دریای خزر، در شورش ناموفق ایگور به قسطنطنیه شرکت نکرد که با رسوایی پایان یافت. این داستان می‌تواند غیبت خیره‌کننده نامی از اسوه‌نلد در معاهده بیزانس (۹۴۴) را شرح بدهد که در رویدادنامه نخست ذکر شده‌است.
  7. ابن حوقل همچنین نوشت که «روس‌ها» از قدیم به اندلس و سپس به بردعه می‌رفتند. مسعودی می‌گوید حملهٔ پیشین در اسپانیای مسلمان را «ملت مجوس‌ها» انجام دادند (مجوس نام زرتشتیان و گاهی اوقات دیگر مشرکان به دید مسلمان‌هاست)
  8. وایکینگ‌ها سنگ‌های یادبودی برای جشن گرفتن پیروزی‌های جنگی یا سوگواری دوستان و خویشاوندان کشته شدهٔ خود می‌ساختند. روی سنگ‌های بزرگ نگاشته‌هایی کنده‌کاری می‌شد و در زیر برخی از نگاره‌های کنده‌کاری‌شده نوشته‌هایی به خط رونیک دیده می‌شود. این سنگ‌ها در گذرگاه‌های همگانی جای داشتند. به این سنگ‌ها «سنگ رونی» نیز می‌گویند.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ Logan (1992) p. 201
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Brøndsted (1965) p. 64-65
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Logan (1992) p. 200
  4. Noonan (1987–1991)
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ ۵٫۷ "Rus". Encyclopaedia of Islam
  6. "Bardha'a". Encyclopaedia of Islam
  7. Logan (1992), pp. 201–202; "Rus". Encyclopaedia of Islam
  8. Logan (1992), pp. 201–202
  9. "Bardha'a". Encyclopaedia of Islam
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Vernadsky (1959), p. 269
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ Logan (1992), p. 202
  12. Vernadsky (1959), p. 270; see also, e.g. , Zuckerman 257–268; Christian 341–345.
  13. "Khazar". Encyclopaedia of Islam
  14. Christian (1999), p. 296
  15. Christian (1999), p. 298; Pletneva (1990), p. 18
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ Christian (1999), p. 298
  17. See, generally Christian (1999), pp. 297–298; Dunlop (1954). آرتامونوف می‌گوید که پس از تخریب آتیل، سارکل نیز غارت شد. Artamonov (1962), p. 428.
  18. ."Rus", Encyclopaedia of Islam
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ Minorsky (1945), pp. 557-558

منابع[ویرایش]

  • Artamonov, Mikhail (1962). Istoriya Khazar. Leningrad, LCCN 63-68080. See also second edition (2002) ISBN 5-8465-0032-3
  • Barthold, W. (1996). "Khazar". Encyclopaedia of Islam (Brill Online). Eds. : P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill.
  • Brøndsted, Johannes (1965). The Vikings. (transl. by Kalle Skov). Penguin Books, LCCN 65-2868
  • Christian, David (1999). A History of Russia, Mongolia and Central Asia: Inner Eurasia from Prehistory to the Mongol Empire (History of the World, Vol 1). Blackwell. ISBN 0-631-20814-3
  • Dunlop, Douglas Morton (2006) "Bardha'a." Encyclopaedia of Islam (Brill Online). Eds. : P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill.
  • Dunlop, Douglas Morton (1954). History of the Jewish Khazars. Princeton University Press, LCCN 52-13163
  • Golden, P.B. (2006) "Rus." Encyclopaedia of Islam (Brill Online). Eds. : P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill.
  • Logan, Donald F. (1992). The Vikings in History 2nd ed. Routledge. ISBN 0-415-08396-6
  • Minorsky, Vladimir (1945), "Khāqānī and Andronicus Comnenus". Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Vol. 11, No. 3: 550-578
  • Noonan, Thomas Schaub (1987–1991). "When Did Rus/Rus' Merchants First Visit Khazaria and Baghdad?" Archivum Eurasiae Medii Aevi 7, pp.  213–۲۱۹.
  • Pletneva, Svetlana (1990). Polovtsy Moscow: Nauka, ISBN 5-02-009542-7
  • Vernadsky, George (1959). The Origins of Russia. Oxford, Clarendon Press, LCCN 59-1228
  • Zuckerman, Constantine (1995). "On the Date of the Khazar’s Conversion to Judaism and the Chronology of the Kings of the Rus Oleg and Igor." Revue des Études Byzantines 53: 237–270.