اختلالات شناختی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

هنگام بررسی اختلال‌های شناختی نمی‌توان از بحث برروی مفهوم شناخت (به انگلیسی: Cognition ) که بصورت صفت در عبارت ذکر شده بکار رفته، هر چند مختصر، دوری جست چرا که از یک طرف بسیاری از بیماری‌ها می‌توانند بطور مستقیم یا غیر مستقیم چنین اختلالاتی را بوجود آورند و از طرفی دیگر با توجه به بکار گیری کلمه شناخت برای کلمه لاتین Cognition از طرف فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی امکان اشتباه این کلمه در حوزه علوم شناختی با حوزه معرفت شناسی در فلسفه بوجود آمده است (در هر صورت نتایج حاصل از این حوزه به شدت مورد توجه علوم عقلانی بخصوص فلسفه قرار گرفته و شاخه‌ای در علوم عقلانی، به نام فلسفه ذهن را بوجود آورده است).

علوم شناختی(به انگلیسی: Cognitive Science) - معرفت شناسی (به انگلیسی: Epistemology)[ویرایش]

هزاران سال است که انسان برروی منشاو خصوصیات یکی از داشت‌های منحصربه‌فرد خود یعنی ذهن در حال تفکر و تحقیق است. برای مدت بسیار طولانی این حوزه تنها در انحصار محققین علوم عقلانی همچون فلاسفه قرار داشت ولی بعد از رنسانس و اجازه یافتن محققین جهت بکار گیری متدولوژی تجربی در بررسی ساختار بدن انسان از جمله سیستم عصبی، بتدریج طی قرون متوالی علومی همچون آناتومی اعصاب (نوروآناتومی)، فیزیولوژی اعصاب (نوروفیزیولوژی)، علوم اعصاب و بسیاری از شاخه‌های عصب شناسی دیگر شکل گرفت که یکی از دستاوردهای این علوم مشخص شدن این موضوع بود که هر عاملی که سیستم عصبی را مستقیم ویا غیر مستقیم تحت تاثیر قرار دهد می‌تواند ذهن انسان را باتمام ویژگیهایش و به تبع آن تمام رفتارها و احساسات انسان را نیز تحت تاثیر قرار دهد. این موضوع سرآغاز سلسه بحث‌های در حوزه علوم عقلانی برروی ماهیت ذهن و روان انسان شد که همکنون نیز به شدت ادامه دارد که می‌توان آن را در مباحث فلسفه دهن و مکاتبی همچون دوگانه انگاری (دوئالیسم) و فیزیکالیسم، عرفان عملی و نظری پی گیری و مشاهده کرد.

همانگونه که گفته شد ذهن انسان دارای ویژگیهای متفاوتی است ولی باید توجه داشت که عالیترین و پیچیده ترین این ویژگیها را می‌توان آگاهی (به انگلیسی: awareness)دانست. معرفت و شناخت که در علوم عقلانی مطرح می‌گردد شکل عمیقتر و وسیع تر این ویژ گی می‌باشند و در اصل آگاهی اساس معرفت و شناخت انسان از خود و جهان پیرامونش می‌باشد را فراهم می‌کند. این ویژگی اساسی ترین اختلاف انسان با جانداران دیگر و ساختارهای هوشمند ساخت بشر (رایانه‌ها و روبات‌ها) می‌باشد. باید توجه کرد که ادراک، احساس و تفکر که از ویژ گیهای منحصربه‌فرد ذهن می با شوند در عمق و وسعت بخشیدن آگاهی دخیل هستند و خود آگاهی محسوب نمی‌شوند. از نیمه قرن بیستم در مراکز بزرگ و اصلی علمی جهان به علل مختلف، اراده‌ای شکل گرفته است تا با کنار هم قرار دادن شاخه‌های مختلف علوم از علوم تجربی گرفته تا علوم عقلانی و علوم انسانی، بتوانند ماهیت آگاهی انسان و تمام عواملی را که می‌تواند در شکل گیری و اثر گزاری بر آن دخالت دارند را، در جهت کنترول هر چه بهتر آن، شناسای بکنند که این امر منجبر به شکل گیری حوزه‌ای در جهان علم شد که به آن علوم شناختی گفته می‌شود. نکته قابل تاکیید این است که باید توجه شود که شناسایی ماهیت و عوامل موثر بر آگاهی می‌تواند به ایجاد قابلیت تغییر و کنترول عالیترین ویژگی ذهن انسان منتهی شود که تبعات بسیار مهمی را می‌تواند برای جامعه بشری بدنبال بیاورد.

علوم شناختی (به انگلیسی: Cognitive Science) از دو کلمه Cognitive و Science تشکیل شده است. کلمه Cognitive شکل صفتی Cgnition در لاتین می‌باشد که فرهنگستان زبان وادبیات فارسی برای این کلمه و حالت صفتی آن کلمات "شناخت " و " شناختی" و برای کلمه Science (که در زبان فرانسه و انگلیسی جمع محسوب می‌شود) کلمه فارسی "علوم" را انتخاب کرده است. بنابراین معادل فارسی Cognitive Science می‌شود "علوم شناختی". در اینجا لازم به ذکر است که بااین معادل سازی نباید بین دو شاخه علمی Cognitive Science و Epistemology اشتباه بوجود بیاید. علوم شناختی به هیچ عنوان برروی مفهوم شناخت که یک معقوله فلسفی است ودر حوزه معرفت شناسی (به انگلیسی: Epistemology) است بحث نمی‌کند. معرفت شناسی بدنبال درک چیستی شناخت و پاسخ به پرسش‌های همچون "آیا امکان رسیدن به معرفت وجود دارد؟ آیا با تفکر و بدون استفاده از مشاهده و آزمایش می‌توان به شناخت رسید؟" می‌باشد. در صورتی که علوم شناختی بدنبال سازو کار ایجاد، شکل گیری و عوامل موثر بر "آگاهی" در ذهن انسان می‌باشد.

شناخت (به انگلیسی: Cognition)[ویرایش]

به تمام فرایندهای ذهنی و مغزی که به آگاهی انسان از خود و جهان اطرافش منتهی می‌شود اتلاق می‌گردد.

علوم شناختی (به انگلیسی: Cognitive Science)[ویرایش]

شاخه‌ای میان رشته‌ای است که از حوزه‌های مختلف علمی همچون عصب شناسی، روانشناسی، فلسفه، زبان شناسی، انسان شناسی، علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی و... استفاده می‌کند تا ذهن و مغز انسان را جهت شناسایی تمام فرایندهای ذهنی و مغزی که منجبر به ایجاد و شکل گیری آگاهی انسان از خود و جهان هستی می‌شود، شناسایی بکند.

فعالیت‌های شناختی(به انگلیسی: Cognitive Function)[ویرایش]

به مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و فرایندهای ذهنی و مغزی انسان گفته می‌شود که منجبر به شکل گیری و ایجاد "آگاهی" از خود و جهان اطرافش می‌گردد. مهمترین این فرایندها عبارتند از:

  • Consciousness
  • Memory
  • Attention
  • Language
  • Orientation
  • Judgment
  • Praxise
  • Excutive Function

علوم اعصاب شناختی(به انگلیسی: Cognitive Neuroscience)[ویرایش]

شاخه‌ای از علوم شناختی است که بدنبال اساس نورولوژیکی "آگاهی" بدون وارد شدن به مباحث فلسفی می‌باشد. در این شاخه از علوم شناختی سعی می‌شود با استفاده از متدولوژی تجربی، تمام فرایندهای که موجب شکا گیری و ایجاد "آگاهی" در انسان می‌شود مورد شناسایی قرار گیرد. از دیدگاه این شاخه از علوم شناختی باید اساس تمام ویژگیهای ذهنی و رفتاری انسان را در ساختارهای آناتومیکی و فیزیولوژیکی سیستم عصبی جستجو کرد. در این شاخه مباحث Cognitive Function و Excutive Function از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد.

اختلالات شناختی(به انگلیسی: Cognitive Disorders)[ویرایش]

به مجموعه‌ای از اختلالها و بیماریهای عصبی گفته می‌شود که می‌تواند بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم (بصورت پایدار و یا گذرا) با ایجاد اختلال در Cognitive Function و Excutive Function سیتم عصبی، موجب ایجاد آشفتگی در آگاهی فرد نسبت به خود و جهان اطرافش شده و ناهنجاریهای رفتاری خاصی را بوجود آورد بطوری که زندگی فردی و اجنماعی شخص بیمار را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.

DSM[ویرایش]

مهمترین مرجع تقسیم بندی بیماری‌ها، اختلالات و نابهنجاری‌های عصبی DSM و ICD می‌باشد. DSM (به انگلیسی: Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders) یک مرجع طبقه بندی اختلال‌های ذهنی(به انگلیسی: Mental Disorders) است که بوسیله انجمن روانپزشکان آمریکا(APA)(به انگلیسی: American Psychiatric Association) تدوین ومنتشر می‌شود. باید به این نکته توجه داشت که عبارت ناهنجاریهای شناختی (به انگلیسی: Cognitive Disorders ) در DSM IV –TR در سال ۲۰۰۰ بکار برده شده است در صورتی که در ۲۰۱۳ در DSM -V به جای آن عبارت اختلال‌های شناختی -عصبی (به انگلیسی: Neurocognitive Disorders) بکار برده شده است. در طبقه بندی(ICD (International Statistical Diseases and Related Health Problems این گروه از اختلالات عصبی با عبارت Organic Mental Disorders شناخته شده است. در زیر اختلالات شناختی را براساس طبقه بندی DSM-IV مورد بررسی قرار می‌دهیم. براین اساس این اختلالها را می‌توان به چهار گروه بزرگ تقسیم بندی کر که عبارتند از:

  1. Delirium
  2. Dementia
  3. Amenstic Disorders
  4. Others

روان آشفتگی یا دلریم (به انگلیسی: Delirium)[ویرایش]

دلیریم یک اختلال نیست بلکه یک نشانه‌ای(به انگلیسی: Syndrome) روان –تنی حاصل از یک اختلال در سیستم عصبی است که به سرعت باید پیگیری و علت آن مشخص شود. این ناهنجاری عصبی بااختلالهای حاد و نوسانی در فعالیت‌های شناختی شروع می‌شود که خبراز آشفتگی وسیع در سیستم عصبی می‌دهد. توانایی بیمار جهت پردازش و بخاطر آوردن اطلاعات شدیداً آسیب می‌بیند. دلیریم معمولاً با شناسایی و درمان علت آن گذرنده و برگشت پذیر است و طول مدت آن کوتاه است.

هر چند شروع دلیریم ناگهانی است علائم مقدماتی (نظیر بی قراری، اضطراب، ترس، حساسیت به نور وصدا) ممکن است دیده شود. بیمار معمولاً دچار کونفوزیون، فقدان جهت یابی و ناتوان از سنجش واقعیت است. غالباً توانایی تفکیک رویاها، ایلوژن‌ها، توهم‌ها یا خواب و بیداری از بین رفته است. حواس بیمار به راحتی در اثر محرکات بی ربط پرت می‌شود توانای تفکر منظم کاهش یافته و فرایندهای تفکر غالباً کند آشفته و بطور کلی غیر انتزاعی است خاطره انچه در جریان دلیریم روی می‌دهد معمولاً پس از رفع آن برای بیمار مبهم است و خود وی از آن به یک رویا ویا یک کابوس یاد می‌کند.

در کل دلیریم داری دو مشخصه کلی است اولین مشخصه بروز یک دسته از اختلالهای شناختی نوسانی (رفت و برگشتی) است و دومین مشخصه اشفتگی در سطح هوشیاری فرد می‌باشد.

علل بروز دلریم[ویرایش]

می‌توان علل بروز این سندرم را در به صورت زیر طبقه بندی کرد:

  1. بیماری‌های دستگاه عصبی مرکزی.
  2. بیماری‌های سیستمیک (بیماری‌های متابولیک، عفونت‌ها، هپاتیت و...)
  3. در مراحل ترک و سم زدایی در اثر عوامل سمی و داروی.

زوال عقل یا دمانس (به انگلیسی: Demntia)[ویرایش]

زوال عقل، دمانس (from latin de-“apart , away” + mens (genitive mentis) “mind”)، این حالت با زوال توانایی‌های شناختی و هوشی، به شدتی که برای ایجاد اختلال در عملکرد اجتماعی و شغلی شخص کافی باشد، مشخص می‌شود. شکل کامل بالینی، مرکب است از اختلال حافظه تفکر انتزاعی و قضاوت که با درجاتی از تغییر شخصیت همراه است. دمانس ممکن است برحسب اتیولوژی آن پیشرونده ثابت و یا برگشت پذیر باشد. در صورتی که بخواهیم در یک نگاه ویژگیهای بالینی این اختلال شناختی را بررسی کنیم می‌توانیم به تقسیم بندی زیر به عنوان نمودهای بالینی این اختلال اشاره بکنیم:

  1. Loss of intellectual abilities
  2. Impairment of Cognitive Function
Memory
(Language(Aphasia
Attention
  1. (Praxis (Apraxia
  2. Agnosia
  3. (...ExecutiveFunction (problem solving-planning-Abstraction and

انواع دمانس و علل آن[ویرایش]

  1. دمانس حاصل از بیماری آلزایمر
  2. دمانس Lewy Body
  3. دمانس عروقی
  4. دمانس مخلوط (آلزایمر + دمانس عروقی)
  5. دمانس ناشی از سایر اختلالات مانند
HIV 2
ضربه سر
بیماری پارکینسون
بیماری هانتینگتون
بیماری Niemann – Pick
بیماری کروتزفلد- ژاکوب
NPH، الکل، عفونتها و داروها

اختلال حافظه و یادگیری یا آمنزیا (به انگلیسی: Amenistic Disorders)[ویرایش]

اختلالی است که با نقص یادگیری و حافظه مشخص می گرددو خود را بصورت ناتوانی دریادگیری اطلاعات جدید و به یاد آوری اطلاعات و حوادث قدیم نشان می‌دهد.

علل بروز آمنزیا[ویرایش]

در کل این اختلالات در اثر آسیب‌های شیمیای و ساختاری به مغز ایجاد می‌گردند. مشکل بخاطر آوردن اطلاعات یادگرفته شده قبلی برحسب اینکه مکان و شدت آسیب مغزی، بطور وسیعی متغییر است. علل کلی این اختلال را می‌توان به دو دسته بزرگ تقسیم کرد

  1. آمنزیای ناشی از شرایط پزشکی عمومی (به انگلیسی: General Medical Condition Amnestic Disorders)

از آسیب‌های همچون ترماهای ناحیه سر، تومورها، سکته‌های مغزی یا بیماریهای مغزی –عروقی می‌توانند موجب آمنزیا شوند.

  1. آمنزیای ناشی از مواد (به انگلیسی: Substance-induced Amnestic Disorders)

مواردی همچون الکلیسم، استفاده طولانی مدت از داروها، یا در معرض موادی همچون سرب جیوه منو اکسید کربن و حشره کش خاص.

Martin Bly,Benjamin; Rumelhart,David E. Cognitive Science. California: Academic Press, 1999. ISBN o-12-601730-1. 

Schwartz, James H

منابع[ویرایش]

  1. Kandel, Eric R; Schwartz, James H. Principles of Neural Science. New York: MacGraw-Hill, 2000. ISBN 0-8385-7701-6. 
  2. Martin Bly,Benjamin; Rumelhart,David E. Cognitive Science. California: Academic Press, 1999. ISBN o-12-601730-1. 
  3. «(American Psyciatric Association(APA»(انگلیسی)‎. 
  4. «(American Medical Network (AMN»(انگلیسی)‎. 
  5. http:// dsm.psychiatryonline.org/book.aspx?bookid=۲۲
  1. کالات، جمیز. روانشناسی فیزیولوژی. ترجمهٔ سیدمحمدی، یحیی. نشرروان، ۱۳۹۰. 
  2. طباطبایی، محمد حسین. اصول فلسفه و روش رئالیسم. 
  3. معظمی، داود. مقدمات نورو سایکولوژی. سمت، ۱۳۹۰. 
  4. پور افکار، نصرالله. فرهنگ جامع روانشناسی روانپزشکی. فرهنگ معاصر، ۱۳۸۲.