ابوعبدالله محمد امین
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
| امین | |
|---|---|
| خلیفه عباسی | |
| دوران | ششمین خلیفه عباسی (۱۹۳ - ۱۹۸ هجری) |
| نام کامل | محمد بن هارون بن محمد بن عبد الله بن محمد بن علی ابن عبد الله بن العباس |
| لقب(ها) | أبو عبدالله أبو موسی |
| زادروز | شوال ۱۷۰ (قمری) ۷۸۷ (میلادی) |
| زادگاه | رصافه |
| مرگ | ربیعالاول ۱۹۸ (قمری) (۲۸ سال) ۸۱۳ (میلادی) |
| پیش از | مأمون |
| پس از | هارونالرشید |
| دودمان | عباسیان |
| پدر | هارونالرشید |
| مادر | زبیده دختر جعفر بن منصور |
ابوعبدالله محمد امین(نام کامل وی: محمد بن هارون بن محمد بن عبد الله بن محمد بن علی ابن عبد الله بن العباس) ششمین خلیفه عباسی بود. خلافت وی ۱۹۳ - ۱۹۸ هجری بود.
محتویات |
[ویرایش] از ولادت تا خلافت
امین در شوال سال ۱۷۰ هجری، در رصافه دیده به جهان گشود، تولد او شش ماه بعد از برادرش مأمون بود. وی به دو کنیهٔ أبو عبدالله و أبو موسی معروف گشته، مادرش زبیده دختر جعفر بن منصور بود. از خصوصیات نسبی امین، هاشمی بودن پدر و مادرش است، که در هیچ یک از خلفای بنی عباسی دیده نشدهاست.
امام سیوطی او را وصف کرده و میگوید: از نطر چهره او یکی از زیباترین جوانان به شمار میرفت. او سفید چهره و قد بلند و دارای قدرت و شجاعت بود، و گفته شده یک بار با دست خویش شیری را کشتهاست، وی فردی فصیح و بلیغ و ادیب بود. ولی با وجود این اوصاف، فردی اسرافکار، ضعیف الرأی و بد اندیشه بود و لایق امارت و حکومتداری نبود.
وی در جایی دیگر از اسحاق موصلی نقل میکند، و میگوید: خصلتهایی در امین جمع شده، که در هیچ کس دیگر جمع نشده بود؛ او زیباترین چهره را داشت، و سخیترین مردم بود، و از نظر پدری و مادری دارای شریفترین نسب بود، ادبیاتش خوب بوده، و آگاه به شعر بود، ولی خوشگذرانی بر او غلبه کرد.
امین پنج سال بیشتر نداشت، که پدرش او را به عنوان ولی عهد خویش قرار داد، ناگفته نماند که مادرش زبیده، که دختر عموی هارون رشید بود گام اساسی را برای این امر گذاشته بود، وی از زنان با استعداد و باهوش دوران خود شمرده میشد.
هارون الرشید سه فرزند خود امین و مامون و قاسم را بترتیب ولی عهد خویش قرار داد، و حکومت خویش را میان آنها تقسیم کرد، او در این تقسیم خراسان را به طور کامل در اختیار مأمون قرار داده، و شبه جزیره را در اختیار قاسم، و عراق را برای امین قرار داد.
وقتی هارون به خاطر بیماری در طوس وفات نمود، همهٔ قلمروی اسلامی بدون هیچ گونه خلاف، با امین بیعت کردند، اما مأمون در آن هنگام برای اجرای دستور پدرش یعنی دفع شورش در خراسان به سر میبرد، و از حضور در مراسم بیعت با امین عذر طلبید.
[ویرایش] فتنهها و نا آرامیها در دوران امین
دوران امین آکنده از فتنهها و نا آرامیها بود، هنگامی که بین او و برادرش مأمون فتنه و نزاع وجود داشت، آتش مخالفتها و شورشها در بلاد شام به وسیلهٔ «علی بن عبدالله بن خالد بن یزید بن معاویه» معروف به سفیانی شعلهور شد، او کسی بود، که مردم را به سوی خویش فرا میخواند، و پس از بیرون کردن عامل امین، دمشق را اشغال کرد، و چیزی نمانده بود تا ادعای استقلال کند.
امین برای دفع این شورش لشکری را به رهبری حسین بن علی بن عیسی بن ماهان به دمشق فرستاده، اما به خاطر نابسامانیهای بغداد پیروزی چندانی حاصل نکرد، بدین صورت دمشق چند سال در اشغال به سر برد.
[ویرایش] وزرای امین و بزرگان حکومت در دوران وی
امین، «فضل بن ربیع» را وزیر دربار خویش قرار داده بود، او در سال ۱۹۶ هجری، هنگامی که پیروزی امین را در فتنهها ضعیف دید، از دید عموم غایب شد. به غیر از او کسی دیگر به عنوان وزیر امین در کتب تاریخ نام برده نشدهاست.
اما از مردان مهمی که در دربار حکومتی امین نقش داشتند، و خلیفه بر آنها اعتماد کرده بود، میتوان «عباس بن فضل بن ربیع» را نام برد، که مسئولیت دربانی خلیفه را برعهده داشت، همچنین «بکر بن معتمر» دیوان خاتم را اداره میکرد.
از دیگر مردان حکومتی در دوران امین، «علی بن عیسی بن ماهان» و «حسین بن علی بن عیسی» بود، که پدرش «علی بن عیسی» در جنگهای ضد طاهر بن حسین کشته شد، هر دوی آنها در وفاداری نسبت به امین ضعیف بودند، تا جایی که حسین بن علی بن عیسی چندین بار علیه خلیفه بر گشته، و هر بار غدر و خیانت جدیدی پیاده میکرد. وی در پایان توسط سربازان امین دستگیر شد و او را به قتل رساندند.
[ویرایش] شکستن عهد پدری در تعیین ولی عهد
همانطورکه قبلا بیان شد، رشید در یک تصمیم رسمی ولیعهد را تعیین کرده، و خلافت را پس از وفات خویش به امین، مأمون و قاسم سپرد، اما امین پس از وفات پدرش از این عهد و توثیق تخلف ورزید، و مأمون و قاسم را خلع کرده، و برای فرزندش موسی به عنوان جانشین بعد از خودش بیعت گرفت. کتابی که بوسیلهٔ پدرش در آن عهد خلافت پس از وی نوشته شده، و در کعبه آویزان شده بود، به دستور او به سرقت برده شد. وزیرش فضل بن ربیع تأثیر مثبتی در غدر و عدم وفای به این عهد داشتهاست.
ابن اثیر در کتاب خویش علت این امر را فضل بن ربیع میداند، و میگوید: «چون فضل بن ربیع از سفر طوس برگشت، امین را وادار کرد، تا مأمون را خلع و فرزند خود موسی را ولیعهد کند، و برای او بیعت بگیرد، محمد امین چنین عزم و ارادهای نداشت، ولی او وادارش کرد، چون فضل بن ربیع میدانست اگر کار بدست مأمون افتد، از او انتقام خواهد گرفت».
امین با این کار خویش باب فتنه و نزاع با برادران خویش را باز کرد، مأمون نیز پس از شنیدن این خبر ارتباط و ارسال برید به امین را قطع کرد، امین در سال ۱۹۴ هجری برادرش قاسم را از ولایتداری جزیره عزل، و خزیمه بن ثابت را جایگزین او کرد.
این امر سبب شد تا باد زوال و نابودی که بر ملک او شروع به وزیدن کرده بود، تبدیل به گردبادی سهمگین شده، و سلنطنتش را از ریشه در آورد.
[ویرایش] سیرت امین، و نقد کتب تاریخ
به خاطر روابط تیرهای که میان امین و مأمون استوار بوده، نمیتوان به تاریخنویسان بعد از امین اعتماد کرد، چه بسا که این تواریخ در دوران مأمون نوشته شده، و او هم به خاطر توجیه قتل برادرش، چهرهٔ امین را زشت و مذموم جلوه داده باشد.
اما در بعضی از روایات دیگر که در مورد امین گفته شدهاست، مورخان در آن بر چنین خصلتهایی از امین اتفاق داشته، یا چنین چیزی از طریق افراد ثقه و مورد اعتماد نقل شدهاست.
مثلا علاقهمند بودن امین به شکار، و پرداختن به خوشگذرانی، و ترک امور حکومتی، از جمله مواردی است که مورخان زیادی بر آن اتفاق دارند.
اما اتهام او به شرب خمر که در بعضی از کتب تاریخ روایت شده، نمیتوان صحت آن را تأیید کرد، و اثبات آن امری سخت است.
[ویرایش] جنبشها و فتوحات در دوران امین
در دوران خلافت امین جنگهایی فراگیر با روم صورت نگرفت. در این دوره روم نیز مانند مسلمین مشغول جنگهای داخلی بوده، و هیچ یک از دو دولت آمادگی و توان نظامی برای جنگیدن را نداشتند.
در زمان به خلافت رسیدن امین، هنوز حرکت «رافع بن لیث» که شورشی علیه حکومت عباسیان شمرده میشد، استوار و پایدار بود، که در نهایت، هرثمه این حرکت را ضعیف کرده، و رافع مجبور شد تا برای نجات خویش از مأمون طلب امان کند، و مأمون نیز به او امان داده و او را اکرام کرد.
اهل حمص بر عامل خویش اسحاق بن سلیمان، که امین او را والی گردانده بود، شورش کرده، و او نیز به شهر سلیمه انتقال پیدا کرد، امین نیز عبدالله بن سعید الحرشی به عافیه بن سلیمان به آنجا فرستاد، و افراد متعددی از شهر حمص را که در این حرکت دست داشتند به زندان افکند.
امارات موجود در عهد امین، همانی بود که در عهد پدرش وجود داشته، و دولت خوارج صفریه و اباضیه کما کان در مکان خود استوار بوده، و أبو منصور یسع بن قاسم و عبدالوهاب بن عبدالرحمن بن رستم که از رئوس خوارج صفریه و اباضیه بودند، بر مناطق تحت اشغال خویش حکمرانی میکردند.
امویان نیز در اندلس امرشان قوت گرفته بود و حاکم وقت آنان در آن زمان هشام بن عبدالرحمن الداخل بود.
از طرف دیگر در قیروان دولت ابراهیم بن اغلب قوت گرفته بودند، که در سال ۱۹۵ هجری عمران بن خالد التمیمی علیه او شورش کرده، اما این شورش به شکست انجامید، و سرانجام در سال ۱۹۶ هجری ابراهیم بن اغلب وفات نموده، و پسرش جانشین او گشت.
به همین صورت امارات مستقل در عهد مأمون در جناح غربی دولت اسلامی پا بر جا بود، ولی اغلب ولایات از شرق تا غرب تحت سیطرهٔ کارگزاران عباسیان بود، هر چند خوارج، و عمالشان در قیروان، دولت عباسی را در بغداد تهدید میکردند؛ ولی دشمن اصلی عباسیان امویان شمرده میشدند که در بلاد اندلس رشد روز افزون یافته بودند.
[ویرایش] پایان کار امین
امین عمر طولانی نداشت، او تنها چهار سال و هشت ماه پس از نشستن بر کرسی خلافت توسط سپاه مأمون که به رهبری عبدالله بن طاهربود، کشته شد.
این واقعه در شهر ربیعالاول سال ۱۹۸ هجری رخ داده، او در آن زمان ۲۸ سال سن داشت.
مورخان بسیاری در تحلیل این فتنه، خود امین را مقصر میدانند، چرا که برادرانش را از ولیعهدی خلع کرده، و پسر خویش، موسی را ولیعهد گرداند، این فتنه به نوبهٔ خود سبب شد از منزلت شهر بغداد که محل کسب علوم و فنون و تجارت بود کاسته شود. و از جهت دیگر به ضعف و عدم انسجام مسلمانان انجامید.
وقتی امین به قتل رسید، عبدالله بن طاهر سر او را نزد مأمون فرستاد، و اوضاع ناآرام آن زمان را برای خلافت مأمون آماده کرده، و به شهرها و مراکز اسلامی نامه نوشته، و آنها را از قتل امین آگاه ساخت.
[ویرایش] منابع
- البدایة و النهایة - لابن کثیر.
- الکامل فی التاریخ- لابن الأثیر.
- سایت ویکیبیدیا، الموسوعة الحرة، و سایت إسلام أون لاین. نت و سایت أسرة آل باوزیر العباسیة الهاشمیة.
- الدرة السنیة فی أخبار الدولة العباسیة، تألیف أبوبکر بن عبدالله بن أیبک الدواداری، بیروت ۱۴۱۳هـ/۱۹۹۲م.
- تاریخ الإسلام السیاسی والدینی والثقافی والاجتماعی، تألیف حسن ابراهیم حسن، دار الجیل ببیروت، الطبعة الرابعة عشرة، ۱۴۱۶هـ/۱۹۹۶م.
- موسوعة الخلافة العباسیة، تألیف أحمد شلبی، مکتبة النهضة المصریة، الطبعة الثامنة،۱۹۸۵م.
- الدولة العباسیة، تألیف محمود شاکر، المکتب الإسلامی، الطبعة الخامسة، ۱۴۱۱هـ/۱۹۹۱م.
|