ابوسعید گورکان
اَبوسَعید بن محمد بن میرانشاه بن تیمور[۱] یا اَبوسَعیدِ گورَکان یا میرزا سلطان ابوسعید معروف به سلطان ابوسعید گورکانی (حک ۸۵۴ - ۸۷۳ه.ق/ ۱۴۵۰ - ۱۴۶۹ م)، پسر میرزا سلطان محمد، نوهمیرزا میرانشاه و نبیره امیر تیمور گورکان بود که بر فرارود یا ماوراءالنهر و خراسان حکم میراند. ابوسعید پس از شاهرخ دومین سلطان مقتدر از بازماندگان تیمور است که بر قسمت وسیعی از متصرفات تیمور از حدود مغولستان تا عراق و از فرارود تا سیستان و قندهار حکومت میکرد و سلطنت را نه به وراثت بلکه به زور شمشیر به دست آورد. او آخرین پادشاه مقتدر خاندان تیموری در ایران محسوب میشود.[۲]
ابوسعید پادشاهی توانا و با کفایت بود و خود را از گمنامی به سلطنت رسانید و توانست بر خراسان و فرارود و کابل و فارس و عراق و مازندران مسلط شود. او کسی بود که همواره از فرصتها بهره مناسب میگرفت. رفتار او با مردم، نسبتاً عادلانه و خوب توصیف شده است. سلطان ابوسعید طرفدار تصوف و اهل عرفان بود و مشایخ صوفیه را گرامی میداشت.
ابوسعید ۱۴۲۴م در هرات دیده برجهان گشود[۱]از جوانی و ابتدای زندگی او اطلاعات کمی وجود دارد. او شاهزادهای گمنام و پسر میرزا محمدبن میرزا میرانشاه بود و در آغاز، در ملازمت الغبیگ به سر میبرد . در سال ۸۵۳ ه.ق. در جنگ میان الغبیگ و پسرش میرزا عبدالطیف به میان طایفه ارغونیان رفت و به کمک آنان سمرقند را محاصره کرد، ولی کاری از پیش نبرد و خود نیز به حبس افتاد. سپس از حبس گریخت و بخارا را به تصرف خود در آورد. پس از بعضی ناکامیها، به شهر یسی رفت و با کمک ابوالخیر خان (پادشاه اولوس جوجی) شهر سمرقند را تصرف کرد.
در زمان سلطنت ابوالقاسم بابر، همچنان پادشاه سمرقند و فرارود بود و پس از مرگ او در سال ۸۶۱ ه.ق هرات و خراسان را تا عراق بهتصرف در آورد و فارس و کرمان را نیز فتح کرد.
در میان کشمکشهای خاندان تیموری برای تصاحب قدرت، سلطان ابوسعید در ۸۶۳ ه.ق پس از غلبه بر لشکریان مشترک علاءالدوله و ابراهیم سلطان و سنجر میرزا (نوهٔ عمرشیخ) توانست مستقلاً بر خراسان حکومت کند و با مرگِ این مدعیانِ حکومت، سلطان ابوسعید از این رقیبان آسوده خاطر شد و تا مدتها از بازماندگان خاندان تیموری، کسی قدرت مقابله با او را نداشت[۳].
با کشته شدن جهانشاه به دست سپاهیان اوزون حسن آق قوینلو، اقتدار سلطان ابوسعید با خطری جدّی مواجه شد. اوزون حسن، یادگارمحمد (نوهٔ بایسنقر میرزا) را اسماً در آذربایجان بر تخت نشانده بود و خود به نام او حکومت میکرد. سلطان ابوسعید در ۸۷۲ ه.ق با لشکریان بسیار و امید دریافت کمک از شروانشاه (فرخ یسار)، به آذربایجان لشکر کشید، سپاهیان وی به سبب سرمای زودرس دچار بی آذوقگی گردیدند و پراکنده شدند و به سبب این خیانت، ابوسعید اسیر اوزون حسن گردید و در ۸۷۳ ه.ق کشته شد[۴][۵][۶]. لشکرکشی به آذربایجان را تنها اشتباه او میدانند.
با مرگ سلطان ابوسعید و پایان حکومت هجده سالهٔ او و نیز با قدرت گرفتن اوزون حسن در غرب ایران و عراق عجم، خاندان تیموری با سرعت بیشتری رو به زوال رفت. از سلطان ابوسعید ده پسر باقیماند اما هیچکدام اقتدار او را نداشتند[۷].
محتویات |
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پیوند به بیرون
[ویرایش] پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Abu Sa'id (Timurid dynasty)»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۴ مارس ۲۰۱۰).
- ↑ دانشنامه جهان اسلام - ابوسعید گورکان
- ↑ دولتشاه سمرقندی، ص ۴۷۵-۴۷۶
- ↑ اسفزاری، بخش ۲، ص ۲۹۱ ۲۹۸
- ↑ عبدالرزاق سمرقندی، ج ۲، جزء ۲، ص ۱۳۳۵، ۱۳۳۹، ۱۳۴۹، ۱۳۵۲-۱۳۵۳
- ↑ کنتارینی، ص ۳۹
- ↑ واله اصفهانی، ص ۶۴۱-۶۴۲
منابع [ویرایش]
- زریاب، عباس. دانشنامه جهان اسلام. ابوسعید گورکان
- رازپوش، شهناز. دانشنامه جهان اسلام. تیموریان
- وبگاه فرهنگسرا - جانشینان تیمور
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Abu Sa'id (Timurid dynasty)»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۴ مارس ۲۰۱۰).
- دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، چاپ ادوارد براون، لندن ۱۳۱۸/۱۹۰۱
- معین الدین محمد اسفزاری، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، چاپ محمدکاظم امام، تهران ۱۳۳۸-۱۳۳۹ ش
- عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، ج ۲، چاپ محمد شفیع، لاهور ۱۳۶۵ ۱۳۶۸
- آمبروجو کنتارینی، سفرنامة آمبروسیو کنتارینی، ترجمة قدرت اللّه روشنی، تهران ۱۳۴۹ ش
- محمدیوسف واله اصفهانی، خلدبرین: تاریخ تیموریان و ترکمانان، چاپ میرهاشم محدث، تهران ۱۳۷۹ ش
- اطلس تاریخ ایران