سفاح

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سفاح
صحنه اعلام خلافت سفاح، از کتاب تاریخ بلعمی
نخستین خلیفه عباسی
سلطنت ۷۵۰–۷۵۴
سلف مروان دوم اموی
خلف منصور
نام کامل
أبو العباس عبد الله السفاح
پدر محمد
مادر ؟
زادهٔ ۷۲۱
درگذشته ۱۰ ژوئن ۷۵۴
مذهب اسلام

عَبْد الله بن محمد بن علي بن عَبْد الله ابن العباس بن عَبْد المُطَّلِب اولین خلیفه عباسی بود که در سال ۱۳۲ هجری قمری در مسجد کوفه به خلافت رسید که تا زمان مرگش در سال ۷۵۴ میلادی خلافت کرد. سَفاح از نوادگان عباس بن عبدالمطلب و از بنی هاشم بود. او در نخستین خطبه‌اش ادعا کرد که امویان با ستم حق آنها را پایمال کردند و با دادن وعده و وعید به مردم از آنها خواست تا سپاسگزار خداوند باشند تا به آنها این فرصت را داده‌است که شاهد دوران خلافت عباسیان باشند.

نام سفاح در عربی قدیم به معنای «گشاده‌دست» و «بخشنده برکت» بود، این واژه اما در عربی معاصر معنای منفی یافته و به معنی «خونریز» و «راهزن» است.

پیشینه[ویرایش]

سفاح خلافت اموی را از میان برداشت و بزرگان خاندان اموی را کُشت. قبر تمام امویان در شام، به فرمان او کنده شد و تنها قبر عمر بن عبدالعزیز شکافته نشد. در برخی از مناطق شامات، باقی مانده‌های خاندان اموی یا فرماندهان قدیمی این خاندان سر به شورش برداشتند، اما سفاح کسانی را برای سرکوب آن‌ها فرستاد. خلافت سفاح، ۴ سال به طول انجامید.

در دوران خلافت سفاح دو اتفاق مهم افتاد که یکی براندازی امویان و دیگری موروثی کردن خلافت در خاندان عباسی بود. پس از مدت کوتاهی از به خلافت رسیدن سفاح، مروان پسر محمد آخرین خلیفه امویان در کنار رودخانه زاب از سپاه عباسیان شکست خورد و به مناطق غربی سرزمین‌های مسلمانان متواری گشت و سرانجام نیز از پای درآمد.

پس از این واقعه تمام سرزمین‌های مسلمانان از کرانه رود سند در شرق تا مراکش در غرب به سلطه عباسیان درآمد. با آنکه سفاح بسیاری از امویان را با بی رحمی کشت اما شخصی به نام عبدالرحمن از نوادگان هشام بن عبدالملک به اندلس در اسپانیا گریخت و در آنجا دولت امویان اندلس را بنیان نهاد که چند قرنی هم دوام آورد.

اقدام دیگری که سفاح انجام داد موروثی کردن خلافت در خاندان عباس، عموی محمد بود. دعوت عباسیان در ابتدای کار با خون خواهی علویان و اهل بیت بود و از مردم با نام «الرضا من آل محمدص» بیعت گرفتند. اما پس از تسلط بر شام و عراق و سقوط امویان به ناگاه تغییر روش دادند و خود را یگانه وارث محمدص نشان دادند و هر گونه اعتراضی را با بی رحمی سرکوب کردند.

در دوره خلافتش گروهی او را مهدی (امام دوازدهم شیعیان) پنداشتند.[۱]

منابع[ویرایش]

  1. خورشید پنهان، علی‌اکبر حسنی، ص ۱۹۲.
  • سبیب رحیم. اخبار الدوله العباسیه و فیه اخبار العباس و اولاده. ترجمهٔ عبدالعزیز دوری. عبدالجبار مطلبی. قاهره: دارالطلیعه، ۱۹۷۱. ۲۶۵. 
  • محمد خضری. الدولة العباسیة. ترجمهٔ عبدالعزیز دوری. محمد ضناری. قاهره: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۹. ۱۴۴. 
  • فاروق عمر. الخلافة العباسیه فی عصر الفوضی العسکریه ۲۴۷/‎۳۳۹ه - ۸۶۱/‎۹۴۶م: دراسة تاریخیة لبوادر التسلط العسکری علی الخلافة العباسیة. سعید شورایی. قاهره: دارالإحسان، ۱۴۲۱. ۸۸. 
  • رسول جعفریان. تاریخ اسلام از پیدایش تا ایران اسلامی. مرتضی رحیمی. قم: انتشارات حوزه علمیه، ۱۳۷۸. ۸۸. 
  • سید احمدرضا٬خضری.تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه.تهران.انتشارات سمت ۱۳۷۸.
  • دانشنامه اعتقادی. تهران: معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۸.