ابرکوه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ‏۵۷″ ۱۶′ ۵۳°شرقی ‏۴۴″ ۷′ ۳۱°شمالی / ۵۳٫۲۸۲۵غرب ۳۱٫۱۲۸۸۹جنوب / -۵۳٫۲۸۲۵;-۳۱٫۱۲۸۸۹

ابرکوه
Cypress of Abarqu - Full view with two school girls in front of it.JPG
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان یزد
شهرستان ابرکوه
بخش بخش مرکزی
نام(های) دیگر ابرقو
مردم
جمعیت ۲۱۸۱۸ نفر
مذهب اسلام، شیعه دوازده امامی
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۵۱۰ متر
اطلاعات شهری
شهردار منوچهر مهرزاده
پیش‌شماره تلفنی ۰۳۵۲

اَبَرکوه (نیز: ابرقو) شهری است در استان یزد ایران. این شهر مرکز شهرستان ابرکوه است و در بخش مرکزی این شهرستان قرار گرفته‌است. این شهرستان در مسیر اتوبان یزد - اقلید - یاسوج قرار دارد.

محتویات

جمعیت [ویرایش]

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهر ابرکوه در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۱۸۱۹ نفر بوده‌است[۱]. گنبد عالی ابرکوه به دست عمیدالدین شمس الدوله دیلمی از طایفه هزاراسبیان اشکور یکی از آثار منحصربه‌فرد ابرکوه می‌باشد.

وجه تسمیه ابرکوه [ویرایش]

هم اکنون این شهر به دو صورت ابرکوه (در منابع رسمی) و ابرقو (در گویش متداول مردم ساکن در آن) نامیده می‌شود که بر سر درستی و نادرستی هر یک و نیز تقدم یکی بر دیگری از ابتدا، استدلالهای فروانی موجود است.

یکی از این استدلال‌ها بیان می‌دارد که نام شهر ابرکوه در شاهنامه (تدوین نهائی ۴۰۰ هجری) که از مهم ترین متون منظوم حماسی است بصورت "برقوه" آمده‌است (داستان بهرام گور):

                بگوید که در شهر برقوه و جزّ           گر از گوهر و زرّ و دیبا و خز
                  برفتند بازارگانان شهر              ز جزّ و ز برقوه مردم دو بهر
                 ز برقوه با نامداران جزّ               ببردند بسیار دیبا و خزّ

و فقط در دو نسخهٔ خطی دیده شده‌است که این نام بسیار به ندرت به "برکو"، یا به "برکوی" تغییر یافته‌است. البته در برخی از کتب جغرافیائی عربی، یا متونی که نام را از عربی نقل کرده‌اند، صورت "برکو"، "برکوه" و "ابرکوه" یا "ابرکو" موجودست. اما نام ابرقو در اقدم کتب جغرافیائی زبان فارسی، یعنی حدود العالم که پیش از شاهنامه در زمان سامانیان در سال ۳۷۲ هجری تألیف شده، به همان صورت "برقوه" دیده می‌شود. در زبان مردم این شهر نیز کسی نام شهر را "برکوه" یا "ابرکوه" با کاف تلفظ نمی‌کند. بنابرین به اقرب احتمالات تبدیل کاف به قاف در نام این شهر از تغییر و تحولات بومی زبان فارسیست و تلاش در نوشتن یا تلفظ آن بصورت "برکوه" یا "ابرکوه" از مقولهٔ حرکت بر خلاف جریان تکاملی زبان فارسی و لهجهٔ محلی شهر است، نه جنبشی برای بازگشت به یک صورت قدیمی، بهتر، یا پالودهٔ زبان. چون دیده شده‌است که بسیاری از هموطنان ما نام این شهر را که خود اهالی بومی هرگز با کاف تلفظ نکرده‌اند، بصورت "ابرکو" و "ابرکوه" می گویند و می‌نویسند، و حتی این صورت اسم در علائمی که در جادهٔ ابرقو نصب کرده‌اند هم دیده می‌شود.

و استدلال دیگر که در اغلب متونی که راجع به پیشینه این شهر نگاشته شده‌اند آمده‌است بیان می‌دارد از آنجا که این شهر ابتدا در پای کوه ساخته شده، آنرا «برِکوه» می‌گفتند (کنار کوه) که در گویش مردم به «ابرکوه» تبدیل شد و پس از ورود اسلام این نام نیز مانند بعضی نامهای دیگر در گویش عربی، کاف به قاف تبدیل و «ابرقو» خوانده شده‌است. نهایتاً در سال ۱۳۵۰ این شهربه صورت رسمی «ابرکوه» نامیده شد. نام آن در منابع قدیم و جدید به صورت «ابرقو» «ابرکویه» «ابرقویه» «برقوه» و «درکوه» آمده‌است. «ابر» در فرهنگ دکتر معین چنین تعریف شده:۱- بر-به ۲-زبر-بالاروی-سر ۳-با ۴- برسر

نام ابرکوه نه از روی واقعه ای مهم انتخاب شده و نه از روی شهرت بانی آن، بلکه ماخوذ از طبیعت موجود بخاطر واقع شدن این سرزمین در بر یا پای کوه است. این نوع تسمیه ابتدایی بوده و خود نشانه ای بر قدمت آن است همانند پیشکوه یا پشتکوه. ابرکوه در دوران اسلامی تا سال1350ش ابرقوه خوانده می شد اما از آن تاریخ به بعد ابرکوه استعمال شده است. توضیح اینکه پیشوند ((ابر)) که صورت قدیمی تر حرف اضافه ((بر)) درزبان پهلوی و فارسی باستان است و در شهرهای دیگر چون: ابرغان، ابرشهر، ابرقباد، نیزبکار رفته است، به این جهت بوده که آن نام را به بزرگی واهمیت یاد کنند. ابرکوه درمنابع قدیم به صورت های ابرکویه ، ابرقویه ، برقو ، ورکوه ، درکوه ، برکوه ، ابرقو ، ابرکوه ، برقویه ، برکو آمده است و ((ابرقو)) معرب ((ابرکوه)) است. ایرج افشار سیستانی در کتاب پژوهش در نام شهر های ایران، نام این شهر را از دوره ساسانیان تا ورود اسلام ((ابرکوه)) نام برده که با ورود اسلام تا سده اخیر ((ابرقو)) نامیده می شد.

پیشینه تاریخی [ویرایش]

درباره بوجود آمدن و قدمت ابرکوه افسانه‌ها و داستان‌هایی نقل می‌شود که اغلب سند و مرجع علمی مقبولی ندارند ولی با توجه به آثار و ابنیه باقی‌مانده می‌توان پی به قدمت زیاد ابرکوه پی برد. ولی تاریخ دقیق آنرامی بایست در نوشته‌های پراکنده جستجو کرد. در کتاب «شناخت ابرکوه و قدمت آن» از قول احمدبن حسین بن علی کاتب مولف کتاب تاریخ جدید یزد آمده زمانی که اسکندر کثه(یزد کنونی)به عنوان زندان قرار داد(یعنی زمانی که تازه یزد را بنیان نهاد)نایبی برای خود در «ری» تعیین نمود که از ایالات ابرقو-اصفهان-اصطخر-قم خراج به نزد وی می‌فرستاد. در صورت صحت این گفته قدمت ابرکوه نه تنها از یزد بیشتر است بلکه در آن زمان هم سنگ و هم رده ایالت اصفهان و اصطخر قلمداد می‌شده.

درباره ابرکوه در نگاشته‌های قدیم سخن فراوان رفته از آنجمله:«مسالک الممالک» اصطخری، «حدود العالم من المشرق الی المغرب»، «فارسنامه»ابن بلخی، طمعجم البلدان» یاقوت حموی، «المسالک و الممالک» ابن خرداذبه، «اقلیم پارس»ایرج افشار، «نزهه القلوب»حمدالله مستوفی، «ٍسیاحت نامه جنوب ایران»، «فارس نامه ناصری» حاج میرزا حسن فسایی، «کتاب اثار ایران»آندره گدار، «اقلیم پارس»محمد نقی مصطفوی، «تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده»عبدالرحیم شریف، «لغت نامه دهخدا»، «فرهنگ فارسی معین»

در کتاب آثار ایران درباره موقعیت جغرافیایی ابرکوه آمده:

ابرقو تقریباً در وسط راه استخر به یزد واقع است. بنابر روایت حمدالله مستوفی در ابتدا در پایان کوهی ساخته بوده‌اند و برکوه می‌گفتندش و بعد از آن بر صحرایی که اکنون هست این شهر کرده‌اند. شهری کوچک است. کسی که از راه سورمق یا دهبید بیاید هنوز هم در دامن کوهی سنگی، که در صحرا جا مانده‌است آثار شهر قدیم، و در کنار خرابه‌های عتیق، شهر جدید را که مستوفی اشاره می‌کند می‌بیند.

ابرقویی که در دشت واقع است از حیث آبادی شباهتی به ابرقوی عهد مغول ندارد بلکه در حقیقت میان آبادی کنونی او و ویرانه‌های اطرافش تفاوتی نیست، بنابر بعضی اقوال که بسیار متحمل هم است این شهر در حمله افغانها خراب شده‌است(۱۱۳۵ هجری) ولی علت حقیقی ویرانیش سابق بر هجوم افغانهاست. این شهر هم مثل بلاد بسیاری که پیش از این آباد و سرسبز بوده‌اند، درگذشته یا بحال نزع افتاده‌است زیراکه تنها علت عمران این بلاد وقوع در سر راه تجارتی بوده و با انحراف تجارت رشته حیات آنها منقطع شده‌است، راه معروف کاروانی عهد مغول که از خلیج فارس تا دریای سیاه کشیده بود از هرز شروع و پس از عبور کرمان و یزد و سلطانیه و تبریز به سواحل دریای سیاه می‌رسید و ادویه چین و هند و نیل سوده و مشک و صمغ و اجناس ابریشمی و بنه کرمان و یزد و شیراز و سنگهای قیمتی را که شیراز و هرمز و سلطانیه بازار عمده آن به‌شمار می‌آمد به اروپا می‌رسانید.

شاخص‌ترین آثار تاریخی این شهر به شرح زیر است:

  • مجوعه پردیس ابرکوه واقع درمحله تاریخی دروازه میدان (خانه آقازاده -خانه موسوی -خانه سیدعلی آقا) *خندق تاریخی شهر(پیش از اسلام)
  • سرو ۴۵۰۰ ساله (۷۰۰۰ -۴۵۰۰ سال قدمت)
  • گنبد عالی
  • مسجد جامع
  • گنبدخانه سیدون
  • یخچال عظیم خشتی
  • خانه صولت
  • منار
  • آرامگاه عزیزالدین نسفی

سرو ابرکوه [ویرایش]

یکی از درختان سرو کهنسالی که در ایران همچنان استوار است، در شهر ابرکوه‌است که کهنسال‌ترین سرو جهان به شمار می‌رود. مارکوپولو در خاطرات سفرش به ایران می‌نویسد: «یکی از چند سروی که در ایران دیده‌ام سرو خوش بالای ابرکوه‌است که همچون آبشاری سبز از آسمان بر روی زمین تنیده ابرکوه فرو می‌آید و از هر طرف که وارد ابرکوه شوی سرو کهنسال و پرطراوت مانند چراغ دریایی سبزی ما را به بندر دریای کویر و خورشید تابان فرا می‌خواند»... حمدالله مستوفی هم می‌نویسد:” آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد. چنانچه سرو کشمیر و بلخ شهرتی داشته و اکنون این از آنها بلندتر و بزرگتر است. “....[۲]

سرو کهنسال شهرستان ابرکوه با 25 متر ارتفاع 18 متر محیط و 5.11 متر اندازه دور تنه در قلب ایران زنده و سبز است و آرام آرام زندگی می‌کند.

پانویس [ویرایش]

از جمله دیگر اثار تاریخی ابرقو می‌توان به محله خواجه و مسجد بیرون (منزلگاه امام رضا) اشاره کرد.
در ضمن دانشگاه آزاد ابرکوه از تاریخ ۱۳۷۳ افتتاح گردیده که تاثیر بسیاری در رشد شهرنموده.

منابع [ویرایش]

  1. پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران
  2. «نابودی درختان سرو ۲۶۰۰ساله ایلام». انجمن زرتشتیان استکهلم. بازبینی‌شده در ۲۵ دسامبر ۲۰۱۱.