آیینهای گیلانی
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
پیرادراستان گیلان صورتهای متفاوتی از نمایش و ورز شهای سنتی وجود داشته و دارد، که بعضی از آن ها از قبیل : نمایشهای عروسکی؛ خیمه شب بازی وآینه تکم، به طوراقتباسی از فرهنگهای همسایه گرفته شده است، در حالی که نمایشهایی ازقبیل آهو چره، پیربابو(عروسی گوله)، لال بازی(در تیرماسیزه) و ورزشهای سنتی نظیر؛ کشتی گیله مردی و ورزا جنگ و بند بازی که کارهای یالانچی پهلوان دقیقاً جنبه نمایشی داشته، ریشه درفرهنگ این مرزوبوم دارد.
محتویات |
[ویرایش] نمایش عروسکی آهو چره
بازی آهو چره تا حدود بیست سال پیش در منطقه شرق گیلان در شمار بازیها و نمایشهای مقدمه نوروز انجام میشد.در گروه آهو چره که شامل سه نفر، بازیگر نقش آهو، شعرخوان وتوبره کش میباشد محوربازی، اهو است که با وسایل مختلف، چیزی شبیه سر آهو یا بز درست می کردند. برایش شاخ و با مهره شیشهای چشم می گذاشتند. زنگوله به آن می آویختند و آن را به سر چوبی قرار میدادند. بازیگر نقش آهو کیسه یا گونی پارچه روی سر می کشید، تا بدنش پیدا نشود و از داخل آن کله آهو را که روی چوبی قرار داشته، بیرون میآورد. چنانکه به هیات حیوانی در آمده و با آن چوب می توانست سرش را حرکت بدهد. نفر دوم شعر می خواند و با چوبی که در دست داشته، نمایش را هدایت می کرد. نفر سوم تو برکش بود که هر سه با هم کوچه به کوچه، به خانههای ده رفته و نمایش را اجرا می کردند و هدایایی از مردم میگرفتند.شعری که معمولاً خوانده میشد از اینقرار بود:
آهو چره، آهو چره، ببین چقدر خوب می چره. آهو از باغ آمده، چریده و چاق آمده. آهو مرغانه خوره، صدتا به کمتر نخوره.
به اینجا که میرسید آهو غش می کرد و تا تخم مرغ یا چیز دیگری ازصاحبخانه نمیگرفت حالش جا نمی آمد.بعد از خواندن هربند، همان قسمت اول{آهوچره، آهوچره، ببین چقدر خوب می چره} به صورت واگرد{ترجیع بند} تکرار میشد. سپس خواننده بند دیگری را تکرار می کرد. با این کارها از صاحبخانه چیزهایی چون: برنج، تخم مرغ و شیرینی میگرفتند. این گروه کارشان را از غروب آغاز می کردند و درچند روستاو آبادی نزدیک را می گشتند.
این نمایش از شرقترین نقاط گیلان تا حدود تنکابن و روستای اطرف آن معمول بوده و امروز نیز کم وبیش معمول است.
[ویرایش] کشتی گیله مردی:
سنت کشتی گرفتن و پهلوانی در همه حوزههای فرهنگی ایران پیشهای کهن دارد که درهرجای جغرفیایی با نام و شیوهای خاص اجرا میشود.از قبیل؛ کشتی چوخه خراسانی، کشتی مازندران و کشتی گیله مردی. در کتاب فتوت نامه سلطانی، از متون قرن نهم هجری آمده است: « اگر پرسند که کشتی چند نوع است؛ بگو دو نوع : اول قبض، دوم اضطرار. اگر پرسند که هر یک چگونه است: بگو: قبض، کشتی گرفتن اهل خراسان و عراق است که آن را شهری وار گویند و اضطرار، کشتی گیلان و شیروان و بعضی از آذربایجان است و آن را دیلم وار خوانند.» .
آنچه در این متن کشتی« اضطرار» یا « دیلم وار» نامیده شده، همان کشتی گیله مردی است و قدیمیترین خبرآن درکتاب « احسن التقاسیم فی معرفته الا قالیم »، تالیف مقدسی، درقرن چهارم هجری است. این ورزش سنتی در گیلان در هفته بازارها و در مراسم عروسیهای سنتی و در کنار روستاها و شهرهای کوچک برگزار میشود. میدان مصف پهلوانان فضای وسیعی است که « سبزه میدان » یا « سیمبر» نیز نامیده می شوند. کشتی گیله مردی همانند سایر کشتیها مراتبی دارد ودارای فنون و قوانین خاص و آداب و رسمهایی است. تازه کاران را « نوچه» و به اصطلاح محلی « تنگوله» می نامند و کشتی گیران میدان دیده و کار آزموده را « پهلوان» خطاب می کنند و درهرمحله و روستا نیز یکی از پهلوانان پیش کسوت، عنوان « سر پهلوان» را دارد. برگزاری کشتی روز وزمان مشخص ندارد. معمولاً کشتی گیران هر محل، با نظر سر پهلوان تصمیم به زور آزمایی میگیرند که در این صورت به شهرها و آبادیهای نزدیک خبر میدهند وکشتی گیران آن نقاط را برای انجام مسابقه دعوت می کنند.
مراسم آغاز و نحوه اجرا:
این مراسم دارای آغازی بسیار زیبا و دیدنی است با صدای ساز و نقاره همه اهالی محل را با خبر می کنند و جمعیت بسیاری دور میدان کشتی گرد میآیند و کشتی گیران هر محل در قسمتی از میدان در کنار هم قرار میگیرند که به طورمنظم و مرتب پهلوانان میزبان و مهمان دور میدان حرکت می کنند و درجلوی هردسته از مهمانان بنا به رسم، روی زانوی چپ خم شده و سر انگشتان دست را به خاک می سایند و می بوسند و بر پیشانی می نهند. آغاز مصف کشتی گیران گیلان با رجزخوانی که در اصطلاح محلی«خزومما» یا« فوز ما» نامیده میشود همراه است تعیین هماورد به طور آزاد با قبول دعوت به نبرد میباشد. پایان کشتی وقتی است که یکی ازدوطرف جز کف پا، نقطه دیگری از تنش با زمین تماس پیدا کند، که در این صورت شکست خورده و پهلوان پیروز با جست و خیز میدان را طی میکند و گاهی درمیان جمعیت دوران میزند وپول جمع میکند و معمولاً دوباره به میدان میآید و حریف می طلبد. جامه مخصوص کشتی، شلواری پارچه ای و تنگ و چسبان است که «لاسپاره» نامیده میشود. جایزه کشتی گیران « برم » است و شامل : پارچه، آینه، کیف پول، دستکش، جوراب، هن، سیب و نارنج و. . .می باشد.
[ویرایش] ازدواج
۱- گیشه بری:بردن عروس به خانه داماد را به اصطلاح گیشه بری میگویند، که با هیجانترین قسمت از مراسم عروسی و نقطه اوج این مراسم است. در این هنگام صدای سازو نقاره، ترانه خوانی و مبارکباد فضا را آکنده میکند. اما گویی درضمیرفرهنگ جامعه نیز، همانند عروس که دارای دلی نگران و غم اندوه خداحفظی از دوران کودکی و نوجوانی)دختری(خود در خانه پدر است، دل نگرانی و تشویش وجود دارد و بنا به رسم، به صورتهای مختلف برای عروس بخت و اقبال خوب آرزو میکنند.
۲- نحوه اجرای گیشه بری در مناطق مختلف:در گیلان در مناطق مختلف مراسم گیشه بری با شیوههای خاصی انجام میگیرد. در شرق گیلان، نهالی را که از خانه پدر عروس کندهاند، همراهش میکنند و این نهال را عروس و داماد، با هم در خانه داماد میکارند. در بعضی از روستاهای غرب و شرق گبلان، مادر عروس پای خروسی را که از مادر داماد گرفته، با رشتههای رنگین ابریشمین به پای مرغ میبندد و آن مرغوخروس را با عروس همراه میکنند، تا در خانه داماد بند از پای آن بر گیرند و در لانهای که آماده کردهاند، جایشان دهند. در خیلی از نقاط گیلان نان وآرد را در سفرهای، به کمر عروس میبندند تا با خود خیر و برکت به همراه داشته باشدو به این ترتیب عروس عازم خانه بخت میشود، اما قبل از آنکه پا رااز خانه بیرون بگذارد، در هر منطقه بنا به رسم، برادر یا دایی عروس جلوی در را میگیرد تا چیزی از عروس بگیرد، و به آنچه دریفت کرده؛ درسری(در ماسال) ودائیانه(در نومندان و شرق گیلان) میگویند. اگر راه خانه داماد نزدیک باشد. عروس را پیاده میبرند و اگر راه دور باشد، مرکبش اسبی مزین و آراسته خواهد بود که البته باید نر و اخته نکرده باشد. در مناطق شرق گیلان(روستاهای کوهستانی دیلمان)، عروس از هر جوی آب روان که بگذرد، بخشی از مهریه خود را به فاطمه میبخشد و جمع این بخششها را ازمهریه او کم میکنند. در نیمه راه، داماد با دو تن ساقدوس و سلدوش به پیشواز عروس میآید و یک نارنج، پرتقال و سیب یا یک تکه قند به طرف عروس پرتاب میکند که مفهوم برکت خواهی و طلب نیک بختی درآن نهفتهاست. مراسم داماد قاپان