آیدین نیکخواه بهرامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آیدین نیکخواه بهرامی
مهاجم ۲ و ۳
اطلاعات شخصی
زاده ۵ فوریهٔ ۱۹۸۲(۱۹۸۲-02-0۵)
پرچم ایران تهران, ایران
درگذشته ۲۸ دسامبر ۲۰۰۷ (۲۵ سال)
ملیت ایرانی
قد ثبت‌شده ۶ فوت ۷ اینچ (۲۰۱ سانتیمتر)
وزن ثبت شده ۲۴۰ پوند (۱۰۹ کیلوگرم)
اطلاعات حرفه‌ای
حرفه‌ای شدن ۲۰۰۰–۲۰۰۷
سابقه بازی
ایران نارا (۲۰۰۳–۲۰۰۰)
صبا باتری (۲۰۰۷–۲۰۰۳)

آیدین نیکخواه بهرامی (زادهٔ ۱۶ بهمن ۱۳۶۰ در تهران -درگذشتهٔ ۷ دی ۱۳۸۶) یکی از اعضای تیم ملی بسکتبال ایران (پست‎های ۳ و ۴ با پیراهن شماره ۹) و باشگاه بسکتبال صباباتری (پیراهن شماره ۸) در لیگ برتر بسکتبال ایران بود.
او نقش بزرگی در قهرمانی تیم ملی بسکتبال ایران در رقابت‌های قهرمانی آسیا و به‎دست آوردن سهمیه المپیک پکن ۲۰۰۸ داشت.[۱] برادر او صمد نیکخواه بهرامی نیز عضو و کاپیتان تیم ملی بسکتبال ایران است.

درگذشت[ویرایش]

۷ دی ۱۳۸۶، وی در حالی که به همراه نامزد و یکی از دوستانش عازم منزل پدری‎ خود در نوشهر بود، در یک حادثه رانندگی - در منطقه كمربندي نمك آبرود به نوشهر - در اثر جراحات ناشی از برخورد خودروی شخصی‎اش به گارد ریل کنار جاده درگذشت. در این سانحه نامزد وی نیز درگذشت، ولی فرد دیگری که در خودرو بود تنها دچار مصدومیت شد.[۲]

دریافت پیراهن شماره ۸ یوتا جاز[ویرایش]

۳۱ تیر ۱۳۸۷، بین دو نیمه بازی دوستانه تیم ملی بسکتبال ایران و تیم بسکتبال باشگاه یوتا جاز، رییس این باشگاه (رندی ریگبی‌) با اهدای پیراهن شماره ۸ یوتا جاز - که نام آیدین نیکخواه بهرامی روی آن نوشته شده بود - به صمد نیکخواه بهرامی (برادر آیدین) و مادر وی از بسکتبالیست پیشین تیم ملی ایران تجلیل کرد. پیراهن شماره ۸ یوتا جاز با نام بازیکن افسانه‌ای درون ویلیامز گره خورده است.[۳]

یادگفتارها[ویرایش]

ولادیمیر بوسنیاک

سرمربی اسبق تیم ملی بسکتبال ایران: «تمام ویژگی‎های آیدین را به یاد دارم. با این که او در تیم من بازی نکرد و در آخرین اردویی که هدایت تیم ایران را برعهده داشتم به ترکیب پیوست ولی او را می‎شناسم. آیدین بسکتبالیستی بااحساس بود که در میدان مسابقه می‎خواست بهترین باشد. خواست او هیجان بازی را بیش‎تر می کرد. یکی از ویژگی‎های این قهرمان این بود که وقتی اشتباه می‎کرد تا زمان جبران عصبانی بود. دقیقا در همان زمان که کارش را درست انجام می‎داد همانند یک نوجوان می‎خندید و خوشحالی می‎کرد. آیدین بسکتبالیستی باکلاس متفاوت بود. به نظر من بزرگ‎ترین بدشانسی او این بود که در آن زمان ایران بسکتبالیست‎های زیادی داشت. آیدین زیر سایه صمد بود. البته خوشحالم که بالاخره توانست شانس حضور در تیم ملی را به‎دست بیاورد و شایستگی خود را اثبات کند. توانست جای خود را ثبت کند و از همان زمان کسی دیگر نتوانست مهارش کند. نمی‎دانم جامعه بسکتبال چگونه از دست دادن این عضوش را تحمل می کند؟ آیدین توانایی زیادی در شوت داشت. با انگیره بود و تلاش می‎کرد. هیچ وقت ناراحت نمی‎شد. توانایی ویژه او در شوت‎های سه امتیازی و ریباند بود. آیدین در حمله مهارنشدنی بود و به سرعت در کار دفاعی نیز شرکت می‎کرد. او و صمد در سیستم‎های ترومن که در آن زمان در آسیا همتا نداشت هماهنگ بودند. سبک بازی تیم ملی در آن زمان در اوج خود بود و صمد و آیدین در کنار دیگر ستاره‎های تیم ملی می درخشیدند. به نظر من در آن زمان بسکتبال ایران در بالاترین سطح خود در بسکتبال مدرن بود. با این که بیرون از ایران هستم ولی از بسکتبال باخبرم. فکر نمی‎کنم دیگر ایران چنین بازیکنی به چشم ببیند که این چنین منحصر به فرد و موثر باشد. به نظر من، آیدین به خوبی خودش را نشان داد. به همه ثابت کرد که چه بازیکنی بود. او و هم‎نسلانش به یک‎باره وارد تیم شدند و به اوج رسیدند. آنان با تلاش به جایی رسیدند که همه آرزوی آن را داشتند. ولی حالا که آیدین رفته است پس از پنج سال همان هم‌نسل‌ها ناراحت هستند. با این که دیگر این بازیکن در کنار خانواده‎اش نیست ولی می‎دانیم که به جای بهتری رفته است.»[۴]

رایکو ترومن

سرمربی اسبق تیم ملی بسکتبال ایران (در زمان او آیدین نیکخواه بهرامی جایش را بین ستاره‎های ایران باز کرده بود. ایران با هدایت ترومن قهرمان آسیا شد و سهمیه المپیک پکن ۲۰۰۸ را گرفت): خاطرات من در ایران و در تیم ملی بسکتبال همیشه در اعماق قلبم هستند. رقابت‎هایی که همه کنار هم بودیم و آیدین هم بود. او یکی از ستاره‎های تیم من بود که با درخشش او توانستیم قهرمان آسیا شویم. در کنار او توانستیم رویای کسب سهمیه المپیک را به حقیقت برسانیم. ایران توانست راهی بازی‎های المپیک شود. بازی‎هایی که آرزوی هر ورزشکاری است. ولی حیف که آیدین نبود. هم اکنون هم می‎گویم که حیف بود که آیدین در کنار ملی‎پوشان من بازی نمی‎کرد. آیدین آن قدر بزرگ بود که می‎توانست در المپیک بدرخشد. ولی فرصت تجربه آن را نداشت و از دنیا رفت. با مرگ آیدین خانواده او و کل ایران یکی از بزرگ‎ترین اعضای خود را از دست دادند. خانواده نیکخواه بهرامی پسر و برادری را از دست داد، ولی ایران یک مرد و یک ورزشکار بزرگ را از دست داد. من آیدین را دوست داشتم و همیشه احترام خاصی برایش قائل بودم. آیدین به عنوان یک بازیکن و به عنوان یک فرد فوق‎العاده بود و شخصیت بالایی داشت. آیدین در خارج از بسکتبال با قلبی بزرگ زندگی می‎کرد و در میدان مسابقه در پست‎های سه و چهار همتا نداشت. او با توانایی‎هایش به مهره‎ای بزرگ تبدیل شد که در قهرمانی ایران در آسیا و کسب سهمیه المپیک تاثیر ویژه‎ای داشت. او در کنار صمد،‌ مهدی کامرانی،‌ حامد آفاق،‌ حامد حدادی و اوشین ساهاکیان از بهترین‎های ایران بودند که به المپیک رسیدند. آیدین یکی از بهترین شوت‎زن‎های آسیا بود که می‎توانست نتیجه یک بازی را تغییر دهد. او سبک متفاوتی نسبت به برادرش داشت که دلیل موثرتر بودنش بود. او و صمد رقابتی زیبا در بسکتبال داشتند و از مبارزه این دو ملی‎پوش لذت می‎بردم. معتقدم مبارزه این دو باعث پیشرفت‎شان شد. یاد و خاطره آیدین همیشه با من است و یاد او را در قلبم حفظ می‎کنم.»[۵]

صفا علی کمالیان

مربی آیدین در تیم ملی بسکتبال ایران (مدیرفنی کنونی تیم بسکتبال فولادماهان): «به نظر من، آیدین با وجود سنی کمی که داشت دارای شخصیتی مستقل بود. در عین جدیت، جوانی مهربان، مودب و بامعرفت بود. من نیز همانند بسیاری از اعضای خانواده بسکتبال بدون هیچ مبالغه‎ای معتقدم آیدین از جمله بسکتبالیست‎های ایرانی بود که قابلیت مطرح‎شدن در میادینی بزرگ‎تر از آسیا را داشت.»[۶]

دکتر محمدعلی نیکخواه‌ بهرامی

پدر آیدین: «از نظر من او نرفته است. آیدین همیشه هست. همیشه فکر می‌کنم به یک مسافرت ورزشی رفته است. به همین دلیل، تفاوتی احساس نمی‌کنم. جایش همیشه خالی است ولی احساسش می‌کنم. آیدین حجب و حیای زیادی داشت. حقش نبود که این قدر دیر انتخاب شود. به نظرم از همان سال‌هایی که صمد وارد تیم ملی شد، او هم باید دعوت می‌شد. همیشه نفر سیزدهم بود و خط می‌خورد. ولی هیچ وقت ناراحت نبود. به یاد دارم یک دفعه به جای فرد دیگری دعوت شد ولی به مسئولان گفت که فلانی را ببرند.»[۷]

دکتر فرزانه ابراهیمی فخار

مادر آیدین: «آیدین اگر می‌دانست آن قدر طرف‎دار و دوست‎دار دارد هیچ‎وقت به آن سفر نمی‌رفت... هروقت آیدین یا صمد بازی داشتند با آنان صحبت می‎کردم. همان شب که آن اتفاق برای آیدین افتاد ساعت ۲۰:۳۰ به او زنگ زدم. داخل اتوبوس بود تا با صباباتری از قزوین به تهران بیاید. بردشان را تبریک گقتم. گفت می‎خواهم بروم شمال. گفتم شب نرو خطرناک است. گفت مواظبم، نگران نباش. گفتم نرو. گفت چشم! از همان چشم‎های همیشگی. منم گفتم به خدا می‎سپارمت... همیشه دستش را می‎گذاشت روی سینه‎اش و می‎گفت فرمایش شما متین و موقر. احترام می‎گذاشت ولی کار خودش را می‎کرد... [فردا] خانه مهمان داشتیم. ساعت یک بعدازظهر بود. خیلی‎ها خبر داشتند. ولی نمی‎دانستند چگونه به من خبر بدهند. تلویزیون روشن بود، دیدم عکس‎های آیدین را پخش می‎کند. همان عکسی که تور سبد سالن بسکتبال ژاپن را در پایان فینال جام ملت‎های آسیا می‎چید. زیرنویس هم داشت. ولی صدای تلویزیون بسته بود. تندتند هم زیرنویس رد می‎شد. ولی چون چشم‎هایم ضعیف است و باید برای دیدن دور و نزدیک عینک بزنم نمی‎توانستم نوشته‎ها را بخوانم. صبح هم مصاحبه‎ای از صمد پخش کرده بودند. فکر کردم حالا هم نوبت پخش مصاحبه آیدین است. همان لحظه تلفن زنگ زد و من ناخوداگاه گفتم آیدین تصادف کرد؟!»[۸]

منابع[ویرایش]

  1. واحد مرکزی خبر
  2. خبرگزاری ایسنا
  3. تجلیل باشگاه یوتا جاز از آیدین نیکخواه بهرامی، ۱ مرداد ۱۳۸۷، همشهری آنلاین (پیوند).
  4. ایسنا.
  5. ایسنا.
  6. ایسنا.
  7. ایسنا.
  8. ایسنا.