محمد مهدی ربانی املشی
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
![]() |
||
| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| نام کامل | محمدمهدی ربانی رانکوهی | |
| لقب | ربانی املشی | |
| تاریخ تولد | ۱۳۱۳ | |
| زادگاه | قم، ایران | |
| محل تحصیل | قم | |
| محل زندگی | قم, تهران | |
| تاریخ وفات | ۱۷ تیر ۱۳۶۴ | |
| محل وفات | تهران | |
| مدفن | قم, حرم حضرت معصومه | |
| اساتید | آیت الله العظمی بروجردی آیت الله العظمی خمینی آیت الله العظمی منتظری آیت الله العظمی محقق داماد |
|
آیتالله محمدمهدی ربانی املشی (۱۳۱۳ در املش -۱۷ تیر ۱۳۶۴)، دادستان کل کشور ایران و یکی از اعضای شورای نگهبان بود. وی دارای سابقه مبارزه انقلابی در زمان قبل از انقلاب ایران (۱۳۵۷) بود و پس از انقلاب در سمتهای گوناگون مانند نمایندگی مجلس شورای اسلامی و عضویت در مجلس خبرگان اشتغال داشت.[۱]. زهرا، دختر او همسر حجت الاسلام احمد منتظری (پسر آیتالله منتظری) است.[۲]
محتویات |
[ویرایش] تولد و دوران کودکی
آیة اللّه حاج شیخ مهدی ربانی املشی در نیمة شعبان سال ۱۳۱۳ شمسی به دنیا آمد، به همین سبب نام او را «محمدمهدی» نهادند. پدرش ابوالمکارم روحانی بود. شش ساله بود که مادرش را از دست داد، و از آنجا که تنها فرزند خانواده بود، همواره مورد لطف و عنایت و محبّت پدر بود. در آن روزگار منزل آنان در منتهی الیه شهر قم بود و زندگیشان ساده و به دور از کمترین امکانات رفاهی بود. پدر وی از زهّاد زمان بود و در دخل و خرج بسیار مراعات میکرد و از هر چیزی که شائبة رفاهزدگی در آن وجود داشت، اجتناب میروزید. پس از چند سال، پدرش ناگزیر همسری اختیار کرد که از آن همسر، صاحب سه فرزند شد و هر سة آنها به خدمت اسلام و مسلمین در آمدند. وی دوران کودکی را با کمترین امکانات سپری کرد؛ حتی به گفتة خود، در زمستان آرزوی کفشی داشت که آب به داخل آن نرود!
[ویرایش] دوران تحصیل
پدرش، به مدارس جدید از نظر دینی اعتماد نداشت، لذا فرزند خود را از پنج سالگی به مکتب خانه فرستاد. اما او، پس از دو سال درس خواندن در مکتب، به این نتیجه رسید که به تحصیلات جدید هم نیاز دارد؛ از این رو با موافقت پدر به دبستان رفت. پس از آن علوم دینی را آغاز کرد و با ورود به حوزة علمیة قم، از محضر استادان مبرّز و مشهور آن دوره بهره برد. با پایان یافتن دورة سطح، در درسهای خارج بزرگانی همچون آیتالله العظمی بروجردی و خمینی شرکت جست و مراحل علمی را یک به یک پیمود.
بیش از هجده سال نداشت که ازدواج کرد و ثمرة آن یک پسر و چهار دختر بود. پس از ازدواج، زندگی را در همان خانة محقّر پدر ادامه میداد؛ به گونهای که یک اتاق در اختیار او و خانوادهاش و دو اتاق دیگر در اختیار پدر بود. با اصرار مردم املش، پدرش به املش رفت و او نیز منزل پدرش را فروخت تا بتواند در املش برایش خانهای تهیه کند. خود نیز به منزل پدر همسرش رفت و مدتی در آنجا ساکن بود تا وضع مادیاش کمی بهتر شد و توانست در محلة آبشار قم خانهای اجاره کند.
در این سالها، برای تبلیغ مکتب تشیّع و نشر آزموههای دینی به نقاط مختلف کشور سفر میکرد که گاه، این سفرها پیامهای سیاسی نیز همراه داشت تا کم کم مردم را برای مبارزه آماده کند.
از جمله کسانی که وی در نوجوانی بسیار شیفتة او بود، آیتالله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری بود؛ به گونهای که در شانزده یا هفده سالگی که خبر فوت ایشان به گوشش رسید، با آنکه در بیمارسان بستری بود، به خیابان آمد تا در مراسم تشییع او شرکت کند.
[ویرایش] استادان و دوستان
در حوزة علمیة قم و نزد استادان آن دوره، درسهای سطح را به پایان رساند. وی مکاسب شیخ انصاری، منظومة سبزواری و بخشی از کفایه را نزد آیت الله العظمی منتظری خواند. سپس در درس خارج آیتالله العظمی بروجردی شرکت کرد و هم زمان در درس خارج فقه و اصول خمینی نیز حاضر میشد. با تبعید آیت الله خمینی دو یا سه سال در درسهای مرحوم محقق داماد شرکت میکرد و از آن پس، تنها به مباحثههای جمعی با فضلای آن دوره بسنده میکرد.
ایشان امام را نه تنها استاد در فقه و اصول و دیگر علوم دینی، بلکه استاد در پرورش انسان و در اخلاق و کمال او میدانست و از جمله کسانی بود که همواره به آیت الله خمینی سفارش میکرد که درس اخلاق خود را برای پرورش طلاب ادامه دهد و طالبان علم را از صهبای درستی عمل، بی نصیب نسازد.
وی در دوران طلبگی خود، با دوستان بسیاری همراه بود. از جملة آنان آیت الله هاشمی رفسنجانی است که تقریباً از آغاز طلبگی با وی به مباحثة درسهای میپرداخت و این مباحثه تا زمانی که هاشمی رفسنجانی برای انجام دادن کارهای سیاسی به تهران آمده بود، ادامه داشت (آیت الله ربانی با آیت الله هاشمی عقد اخوت بسته بودند[۳]). از دیگر دوستان وی میتوان نام برد: محمد مؤمن، حسن طاهری خرمآبادی، حسینی و تهرانی، که سالها با آنان به مباحثههای علمی میپرداختهاست. در ضمن، آیتالله ربانی، به مدت یک سال با آیتالله علی خامنهای، به مباحثه پرداختهاست.
[ویرایش] فعالیتهای علمی و فرهنگی
وی در طول عمر پر افتخار و با عزت خود، فعالیتهای علمی و فرهنگی بسیاری انجام داد. در بسیاری ایام سال به مناطق محروم رفت تا ضمن آشنا کردن مردم مسلمان ایران، با مبانی اسلامی و مکتب اهل بیت، مشکلات آنان را حل نماید؛ حتی در ایامی که رژیم شاه او را تبعید کرده بود، از این وظیفة خطیر باز نماند و همواره به ارشاد مردم مسلمان میپرداخت. بخشی دیگر از فعالیتهای علمی و فرهنگی وی، به تشکیلات جامعة مدرسین حوزة علمیة قم مربوط میشود. وی با درایت کامل، از پیش آهنگان تأسیس این مرکز بود و در سالهای عمر مبارک خود، خدمات بسیاری به حوزة علمیه و طلاب علوم دینی انجام داد.
[ویرایش] فعالیتهای سیاسی
ایشان هم زمان با قیام روح الله خمینی و در رکاب ایشان، مبارزات و فعالیتهای سیاسی خود را آغاز کرد. یکی از فعالیتهای مهم وی در آن سالها، اعلام مرجعیت خمینی بعد از درگذشت آیتالله بروجردی و تلاش برای تثبیت آن بود. مرحوم ربانی، با باور به این مهم که مرجعیت شیعه میتواند قدرتی برای نابودی جبهة کفر و ایجاد وحدت و همدلی میان گروههای مختلف جامعه برای مبارزةجدی بر ضد رژیم شاه باشد، بر مرجعیت خمینی پای میفشرد.
وی، در روزگار جوانی، همواره جریانهای سیاسی را تعقیب میکرد و در همان سالها با مرحوم نواب صفوی و گروه فدائیان اسلام آشنا شد. مرحوم ربانی، در همان سالها برای مردم فلسطین دل میسوزاند و همواره یاد آنان را زنده میداشت. در جریان قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ و پس از دستگیری امام فعالیت چشمگیری انجام داد. او در سال ۱۳۴۳ و در سفر تبلیغی خود به کاشان به تبلیغ علیه رژیم پرداخت که همین امر منجر به دستگیری وی شد.
او پیش از انقلاب، بارها دستگیر شد و هفت بار به زندان افتاد و در هر بار، ماهها در زندان بود. در سال ۱۳۵۲ به همراه ۲۵ تن از استادان حوزة علمیة قم دستگیر شد و به مدت سه سال به شهرهای شوشتر و فردوس تبعید هم از اهداف خود دست بر نداشت و همواره مردم را به مبارزه برای انقلاب اسلامی دعوت میکرد. این امر سبب گردید وی در سال ۱۳۵۶ نیز به شهرهای جیرفت و شهر بابک تبعید شود و در سال ۱۳۵۷، همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، از تبعید رهایی یافت.
با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، او در هرجا و در هر مسئولیت که توانست، به ایفای نقش پرداخت. برخی از مسئولیتهای وی پس از انقلاب، به شرح زیر است:
- نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی از طرف مردم استان گیلان؛
- ریاست شعبه اول دادگاه عالی انقلاب؛
- عضو ستاد انقلاب فرهنگی[۴]
- عضو شورای عالی قضایی
- دادستان کل کشور
- عضو شورای نگهبان
- عضو مجلس خبرگان رهبری از استان خراسان و عضویت در هیئت رئیسه این مجلس
- نیابت رئیس مجلس شورای اسلامی در دورة دوم[۵]
- عضو شورای داوری، شورای مرکزی و شورای فقهای حزب جمهوری اسلامی.
- امام جمعه موقت تهران [۶]
آیتالله ربانی املشی، در اکثر فعالیتهای سیاسی جامعة مدرسین حوزة علمیة قم، پیش از انقلاب و پس از آن، شرکت کردهاست و امضای او در زیر بیانیههای مهم این مرکز به چشم میخورد.
ترور وی در دوم شهریور ۱۳۶۰ توسط سازمان مجاهدین خلق ناکام ماند.
وی دوشنبه، ۱۷ تیر سال ۱۳۶۴، بر اثر بیماری درگذشت. به ادعای وزارت اطلاعات زمینه بیماری وی توسط مهدی هاشمی ایجاد شده بود.
[ویرایش] منابع
- ↑ وبگاه مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی بازدید ۱۶ تیر ۱۳۸۶
- ↑ سه نوه دیگر آیتالله منتظری به همراه همسرانشان بازداشت شدند
- ↑ «مصاحبه هاشمی رفسنجانی». انتظار.
- ↑ «حقایقی دربارهٔ انقلاب فرهنگی». امروز.
- ↑ «بازخوانی هشت دوره انتخابات مجلس در جمهوری اسلامی». بی بی سی.
- ↑ «اقامه اولين نمازجمعه پس از پيروزي انقلاب». مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
