آنجلا دیویس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سخنرانی آنجلا دیویس در دانشگاه آلبرتا، ۲۸ مارس ۲۰۰۶.

آنجلا ایوون دیویس (به انگلیسی: Angela Yvonne Davis) (زادهٔ ۲۶ ژانویه ۱۹۴۴) فعال سیاسی، پژوهش‌گر، و نویسنده آمریکایی. او یک فعال و پیشروی مطرح جنبش پادفرهنگی در دهه ۶۰ و رهبر حزب کمونیست آمریکا بود و در دوران فعالیتش در جنبش حقوق مدنی ارتباط نزدیکی با حزب حزب پلنگ سیاه داشت، گرچه هرگز از اعضای رسمی آن نبود. حقوق زندانیان از جمله علایق دیویس است. او بنیان‌گذار سازمان مقاومت انقلابی است، سازمانی که برای الغای صنعت-زندان کار می‌کند. دیویس استاد بازنشسته گروه تاریخ آگاهی در دانشگاه سانتاکروز کالیفرنیا و مدیر گروه سابق مطالعات فمنیستی همین دانشگاه است و در اموری مانند مبارزه برای برابری زن و مرد، مخالفت با مجازات اعدام و الغای زندان‌ها فعالیت می‌کند.[۱]

علایق تحقیقاتی او فمینیسم، مطالعات آفریقایی-آمریکایی، نظریه انتقادی، مارکسیسم، موسیقی پاپ، آگاهی اجتماعی، و فلسفه و تاریخ مجازات و زندان‌هاست. عضویت او در حزب کمونیست منجر شد تا رونالد ریگان خواستار منع وی از تدریس در هر دانشگاهی در ایالت کالیفرنیا شود. در دهه هشتاد، دیویس دوبار نامزد معاونت ریاست حزب کمونیست آمریکا شد.

کودکی و نوجوانی[ویرایش]

دیویس در بیرمنگام، ایالت آلاباما متولد شد. خانواده‌ی او در محله‌ی «دینامیت هیل» زندگی می‌کردند، که به درگیری‌ّهای نژادی معروف بود. دیویس گاه‌وبیگاه در مزرعه‌ی عمویش و با دوستانش در شهر نیویورک وقت بگذراند.[۲] دیویس به مدرسه‌ی کرری ای. تاگل که مدرسه‌ی ابتدایی برای سیاه‌پوستان بود رفت. سپس برای دوران متوسطه به یکی از مدارس متوسطه‌ی پارکر در بیرمنگام رفت. در این دوران مادر دیویس یک دبیر ملی و از سازمان‌دهندگان اصلی ساترن نگرو کانگرس (مجلس جنوبی سیاهان) بود، سازمانی که به شدت تحت تاثیر حزب کمونیست بود. به این ترتیب، دیویس به هنگام بزرگ شدن با سازمان‌دهندگان و متفکران کمونیستی احاطه شده بود که در رشد فکری او به شدت تاثیرگذار بودند.[۳] او سپس به دبیرستان الیزابت آروین در نیویورک راه یافت. در این مدرسه دیویس با سوسیالیزم و کمونیزم آشنا شده و به یک گروه کمونیستی جوان، به نام ادوَنس پیوست. او همچنین با فرزندان برخی از رهبران حزب کمونیست آمریکا، از جمله دوست تمام عمرش، یعنی بتینا آپتکر، آشنا شد.[۴]

تحصیلات[ویرایش]

دانشگاه براندیس دیویس توانست بورسی برای رفتن به دانشگاه برندیس بگیرد. او در یک راهپیمایی با فیلسوف مکتب فرانکفورت، هربرت مارکوزه، برخورد کرد و بعدها به کلاس‌های او رفت. دیویس در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی می‌گوید: «هربرت مارکوزه به من یاد داد که می‌توان در عین حال یک فرد دانشگاهی، یک فعال سیاسی، یک پژوهش‌گر، و یک انقلابی بود.»[۵] او در ابتدا به رشته زبان فرانسه پرداخت و به همین دلیل برای مدتی به دانشگاه سوربورن انتقالی گرفت. در فرانسه بود که او از بمب‌گذاری کوکلاکس کلان‌ها در کلیسای بیرمنگام خبردار شد و عمیقاً تحت تاثیر قرار گرفت، چراکه برخی از قربانیان این حادثه را از نزدیک می‌شناخت.[۶]

دیویس در انتهای پایان درسش در رشته‌ی فرانسه متوجه شد که علاقه‌ی اصلی‌اش فلسفه است. او پس از بازگشت به بیرمنگام به کلاس‌های مارکوزه رفت. سپس تصمیم گرفت که برای ادامه تحصیل در رشته‌ی فلسفه به دانشگاه فرانکفورت برود.[۷]

دانشگاه فرانکفورت[ویرایش]

در آلمان، دیویس در اتحادیه‌ی دانشجویان سوسیالیست آلمان فعالیت داشت. اما اتفاقاتی که در آمریکا در حال رخ دادن بود، به ویژه شکل‌گیری حزب پلنگ‌های سیاه و تغییرات کمیته‌ی SNCC او را به بازگشت به آمریکا تشویق کرد.[۸]

فوق‌لیسانس و دکترا[ویرایش]

دراین هنگام مارکوزه به دانشگاه سن‌دیه‌گوی کالیفرنیا رفته بود و دیویس هم بعد از سپری کردن دوسال در فرانکفورت به دنبال او به کالیفرنیا رفت.[۹] او در بین راه به کنفرانسی در لندن درباره‌ی «دیالکتیک رهایی» رفت. و در آنجا از احساسات ملی‌گرایانه‌ی سیاه‌پوستان و نپذیرفتن کمونیسم با عنوان اینکه مال «سفیدپوست‌هاست» ناامید شد. او باور داشت که هر ملیتی مانعی بر سر راه مبارزه با مشکل اساسی جوامع است؛ یعنی همان سلطه‌ی سرمایه‌دارانه بر تمام نژادها.[۱۰] دیویس فوق‌لیسانس خود را از دانشگاه سن‌دیه‌گو و دکترای فلسفه‌اش را از دانشگاه هامبولت برلین اخذ کرد.[۱۱]

استاد دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس، 70-1969[ویرایش]

دیویس از سال 1969 پروفسور همکار گروه فلسفه دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس بود. با وجود اینکه هم دانشگاه پرینستون و هم کالج سوارتمور نسبت به پیوستن وی به گروه‌های فلسفه‌شان ابراز تمایل کرده بودند، اما او در عوض UCLA را برگزید چرا که از موقعیتی شهری برخوردار بود. در آن زمان، دیویس همچنین به عنوان یک فمینیست رادیکال، یک اکتیویست، عضو حزب کمونیست ایالات متحد و همبسته‌ی حزب پلنگ سیاه شناخته می شد.[۱۲] هیات امنای دانشگاه کالیفرنیا به تحریک فرماندار آن زمان کالیفرنیا یعنی رونالد ریگان، در سال 1969 دیویس را به دلیل عضویت در حزب کمونیست از مقامش برکنار ساخت. شورای عالی دانشگاه کالیفرنیا به سبب قصورش در بکارگیری مجدد دیویس پس از اتمام قراردادش، مورد انتقاد رسمی انجمن اساتید دانشگاهی ایالات متحد قرار گرفت.[۱۳] در روز 20 اکتبر، و هنگامی که قاضی جری پاکت به شورای عالی دانشگاه حکم کرد که نمی‌توانند دیویس را به علت وابستگی به حزب کمونیست برکنار کنند، او مقام خود را بازپس گرفت.[۱۴] شورای عالی با نارضایتی از تصمیم دادگاه، به جستجوی راههایی برآمد تا دیویس را از منصبش در UCLA مرخص کند. آنها در نهایت در 20 ژوئن 1970 این کار را انجام دادند و دیویس را به موجب «زبان تحریک آمیزی» که در چهار سخنرانی مختلف بکار بسته بود از کار برکنار کردند.[۱۵] [۱۶][۱۷]

فعالیت سیاسی و سخنرانی‌ها[ویرایش]

دیویس در سال ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ همراه با گاس هال نامزد معاونت ریاست حزب شد. با این حال به علت نبود حمایت از حزب کمونیست، دیویس دیگران را به حمایت از حزب دموکرات تشویق کرد.

دیویس دیگر عضو حزب کمونیست نیست، وی این حزب را به هدف کمک به تشکیل کمیته هماهنگی دموکراسیّ و سوسیالیسم ترک کرد. این گروه به دلیل حمایت حزب کمونیست از کودتای شوروی در سال ۱۹۹۱ از حزب انشعاب کرد.

دیویس به فعالیت‌های سیاسی‌اجتماعی خود ادامه داد. او چندین کتاب نیز نوشته است. توجه فعلی فعالیت‌های وی وضعیت زندان‌ها در آمریکاست. دیویس خود را خواهان از میان رفتن زندان‌ّ، و نه اصلاح آن می‌داند. دیویس از سیستم زندان‌ّهای آمریکا به عنوان «مجموعه صنایع زندان» نام می‌برد. او خواهان تمرکز نیروهای اجتماعی بر آموزش و تشکیل «جمعیت‌های متعهد» برای حل مشکلات متعددی است که اکنون از طریق مجازات دولتی با آنها برخورد می‌شود.

دیویس یکی از بنیان‌گذاران سازمان مقاومت انتقادی، یک سازمان خودجوش ملی است که در جهت به وجود آوردن جنبشی برای لغو صنعت زندان فعالیت می‌کند. او در فعالیت‌های اخیر خود استدلال می‌کند که سیستم زندان‌ها در آمریکا بیشتر شبیه به نوعی برده‌داری است تا نظام عدالت قضایی. به گفته دیویس، در فاصله قرن ۱۹ و اواسط قرن ۲۰ تعداد زندان‌ها در ایالات متحده به شکل آشکاری افزایش یافت، اما در همان حال نرخ جرایم نیز به رشد خود ادامه دادند. در این مدت، جمعیت آمریکایی‌آفریقایی به نسبتی نابرابر زندانی می‌شدند. دیویس از مردم می‌پرسد «کجای این سیستم «عدالتی» موثر یا عادلانه است؟»

دیویس در دانشگاه ایالتی سن‌فرانسیسکو، دانشگاه استنفورد، کالج برین مائر، دانشگاه براون، و دانشگاه سیراکیوس و دیگر دانشگاه‌ها تدریس کرده است. او می‌گوید که هنگام تدریس بیش از آنکه به دنبال انتقال دانش باشد، سعی در طرح سوالاتی دارد که به رشد تفکر نقادانه منجر شوند. دیویس در سال ۱۹۹۷ در مجله اوت به صورت علنی اعلام کرد که لزبین است.

دیویس از سال ۱۹۶۹ شروع به بیان نظراتش در معرض عموم کرد. او اعتراض و مخالفت خود را با جنگ ویتنام، نژادپرستی، تبعیض جنسیتی و صنعت زندان ابراز کرده و از حقوق همجنس‌گرایان و دیگر جنبش‌های اجتماعی حمایت کرد. در سال ۱۹۶۹ او امپریالیسم را باعث و بانی مشکلات جمعیت‌های تحت ستم دانست؛ «ما با یک دشمن مشترک طرفیم و آن دشمن امپریالیسم یانیکی‌ها (سفیدها) است. دشمنی که ما را اینجا و بیرون (از آمریکا) می‌کشد. من اکنون معتقدم که هر کس که بخواهد این مبارزات را از هم جدا کند، هر کسی که بگوید ما برای تقویت جنبش ضدجنگ باید سایر معضلات را کنار بگذاریم، از قواعد بازی دشمن پیروی می‌کند.» در سال ۲۰۰۱ دیویس در مخالفت با جنگ علیه ترور، صنعت زندان، و نظام ویران مهاجرتی سخن راند و به مردم گفت اگر می‌خواهند مشکلات اجتماعی را برطرف کنند باید «مهارت‌های انتقادی خود را تقویت و رشد داده و به کار بندند.» بعد از طوفان کاترینا، دیویس اعلام کرد که «وضعیت دهشتناک نیو اورلین» حاصل ساختارهای نژادپرستی، سرمایه‌داری، و امپریالیسمی است که رهبران کشورمان را با آن اداره می‌کنند.

دیویس در سال ۱۹۹۵ با راهپیمایی یک میلیونی مردان مخالفت کرد و استدلال کرد که حذف زنان از این اتفاق در جهت تقویت شوونیسم مردانه بوده و سازمان‌دهندگان این برنامه، از جمله لویس فراکن، ترجیح می‌دادند که زنان در جامعه نقش‌های فرودست داشته باشند. دیویس همراه با کیمبرلی کرانشاو و دیگران دستور آفریقایی‌آمریکایی ۲۰۰۰ را تشکیل دادند که از متحدان فمنیستهای سیاه بود.

دیویس به مخالفت با حکم اعدام ادامه داد. در سال ۲۰۰۳ او در سخنرانی خود در کالج اگنس اسکات به اصلاحات زندان، مسائل مربوط به اقلیت‌ها و اشکالات سیستم عدالت قضایی پرداخت.

در سال ۲۰۱۱ دیویس در فیلادلفیا و میدان واشنگتون در گردهمایی‌های جنبش اشغال وال‌استریت سخن گفت.

پیوند به بیرون[ویرایش]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • 2012: The Meaning of Freedom
  • 2005: Abolition Democracy: Beyond Prisons, Torture, and Empire
  • 2003: ?Are Prisons Obsolete
  • 1999: Blues Legacies and Black Feminism: Gertrude "Ma" Rainey, Bessie Smith, and Billie Holiday
  • 1998: The Angela Y. Davis Reader (ed. Joy James), Wiley-Blackwell
  • 1990: Women, Culture & Politics
  • 1983: Women, Race, & Class
  • 1975: Joan Little: The Dialectics of Rape
  • 1974: Angela Davis: An Autobiography
  • 1971: If They Come in the Morning: Voices of Resistance

پانویس[ویرایش]

  1. Interview with Angela Davis". BookTV. October 3, 2004
  2. Aptheker, Bettina (1999). The Morning Breaks: The Trial of Angela Davis (2nd ed.). Ithaca, New York: Cornell University Press
  3. Kum-Kum Bhavnani, Bhavnani; Davis,Angela (Spring 1989). "Complexity, Activism, Optimism: An Interview with Angela Y. Davis". Feminist Review (31): 66–81. JSTOR 1395091
  4. Horowitz, David (November 10, 2006). "The Political Is Personal". Front Page Magazine. Retrieved February 11, 2011
  5. Barbarella Fokos (August 23, 2007). "The Bourgeois Marxist". San Diego Reader. Retrieved October 21, 2010.
  6. Davis, Angela Yvonne (March 1989). "Waters". Angela Davis: An Autobiography. New York City: International Publishers. ISBN 0-7178-0667-7.
  7. Davis, Angela Yvonne (March 1989). "Waters". Angela Davis: An Autobiography. New York City: International Publishers. ISBN 0-7178-0667-7.
  8. Davis, Angela Yvonne (March 1989). "Waters". Angela Davis: An Autobiography. New York City: International Publishers. ISBN 0-7178-0667-7.
  9. Davis, Angela Yvonne (March 1989). "Waters". Angela Davis: An Autobiography. New York City: International Publishers. ISBN 0-7178-0667-7.
  10. Davis, Angela Yvonne (March 1989). "Flames". Angela Davis: An Autobiography. New York City: International Publishers. ISBN 0-7178-0667-7.
  11. Mechthild Nagel (May 2, 2005). "Women Outlaws: Politics of Gender and Resistance in the US Criminal Justice System". SUNY Cortland. Retrieved October 21, 2010.
  12. "Interview with Angela Davis". BookTV. October 3, 2004.
  13. Google Books. Google Books. May 25, 1972. Retrieved October 21, 2010.
  14. Wolfgang Saxon (April 14, 1997). "Jerry Pacht, 75, Retired Judge Who Served on Screening Panel". New York Times. Retrieved December 4, 2013.
  15. Turner, Wallace (April 28, 2011). "California Regents Drop Communist From Faculty". The New York Times.
  16. Davies, Lawrence (April 28, 2011). "U.C.L.A Teacher is Ousted as Red". The New York Times.
  17. "UCLA Barred from Pressing Red's Ouster". The New York Times. April 28, 2011.


منابع[ویرایش]

ویکی‌پدیای انگلیسی، نسخه ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۶.