فردگرایی
| در بیطرفی این مقاله یا بخش اختلاف نظر وجود دارد. لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید. |
فردگرایی (به انگلیسی: individualism) را میتوان جهانبینیای تصور کرد که فرد در مرکز آن قرار دارد. اهدافِ فردی، ویژگیهای منحصر به فرد، فرمان راندن بر خویشتن، کنترلِ شخصی و بیتفاوتی به مسائلِ پیرامون از خصوصیاتِ این نوع جهانبینی است. جمع گرایی را نیز می توان وجودِ یک سری تعهدهای گروهی و متقابل میان اعضای گروه بدانیم که افراد موظف به اجرای آنها هستند.[۱]
اغلب پنداشته می شود آنچه در یک فرهنگ صادق است برای تک تکِ افرادِ درون آن فرهنگ نیز درست می باشد. به عبارتِ دیگر افراد درونِ یک فرهنگِ فرد گرا همگی فردگرا بوده ( فرد محوری ) و آنهایی که در فرهنگِ جمع گرا زندگی می کنند همگی جمع گرا هستند ( جمع محوری ). باید گفت که این دیدگاه همیشه صحیح نیست. تریاندیس و همکارانش (2001) چندین فرهنگ را مطالعه کردند و به این نتیجه رسیدند که تنها حدود % 60 افرادی که در یک فرهنگِ فرد گرا زندگی می کنند فرد محور هستند. در فرهنگ های جمع گرا نیز حدود %60 از افراد جمع محور بودند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بینِ خصوصیاتِ یک فرهنگ و افراد درون فرهنگِ مزبور رابطه ی کاملا ً مستقیم وجود ندارد.[۱]
هر انسان ادراکی از وجود خویشتن دارد که آن را میتوان هویت شخصی یا خود نام نهاد. مجموعه این تصورات در یک کلیت کم وبیش منسجم وحدت مییابند و خودپنداشت فرد را میسازند. خودپنداشت مجموعه تصورات انسان درباره ویژگیهای درونی و برونی خویش است [۲]. همانگونه که انسان واجد خودپنداشت فردی میشود، بتدریج واجد تصوراتی از جامعه و فرهنگی که درآن زیست میکند؛ میشود که میتوان آن راخودپنداشت جمعی نامید. خودپنداشت فردی ناظر به هویت شخصی و خودپنداشت جمعی ناظر به هویت جمعی و یا ملی است.[۳] .
به عقیده بسیاری، فردگرایی رابطه بسیار نزدیکی با خودپرستی (egoism) دارد. افراد فردگرایی که به خودپرستی گرایش دارند، معمولاً از خودپرستی خود به صورتی ذاتی دفاع نمیکنند ولی با این وجود بسیاری بر این عقیده استوار اند که فردگرایان هم میتوانند مانند دیگر افراد جامعه روش زندگی خود را خود انتخاب کرده و نسبت به اجبارهای اجتماعی برای تطابق با دیگر افراد، هیچ واکنشی نشان ندهند. دیگر افراد نیز مانند «آین راند» با سنتهای قبیلهای جنگیده و معتقدند که فردگرایی برابر با عفت و پاکدامنی است.
محتویات |
[ویرایش] ریشه یابی
واژه فردگرایی برای اولین بار توسط یک جامعه شناس فرانسوی به نام سن سیمونین استفاده شد. او که به دنبال ریشه یابی دلایل شکست انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ میگشت، از این واژه برای توضیح در مورد روحیه رهبران انقلاب استفاده کرد. آن زمان بسیاری مانند ژوزف د میستره که به مدرسه دینی آزادی خواهان فرانسه وابسته بودند از این واژه به صورتی توهین آمیز استفاده میکردند و کلاً بار این کلمه را منفی طلقی میکردند . سن سیموتین برخلاف گفتههای مخالفین که ریشههای شکست انقلاب را در آزادی خواهی میدیدند، ریشه آن را در «فردگرایی» , «خودپرستی» و یا «آنارشی» میدانست چیزی که خود با جمله: ظلم استثمار انسان به وسیله انسان در قرن جدید صنعتی آن را توضیح میداد. در همان حال نیز بسیاری از افرادی که موافق با مکتب مساوات بشر بودند، توسط گروههای ضد-فردگرایی که توسط انقلاب به وجود آمده بودند مورد حمله قرار میگرفتند. فردگرایی هسته متا فیزیکی و هستی شناختی لیبرالیسم است [۴]. با این وجود سن سیموتین به اقتصاد لیبرالیسمی (لیبرالیسم) میتاخت و به خاطر سیاستهای آنها که نه تنها مرز بین فقیر و غنی را نابود نکرده بود بلکه به آن شدت نیز بخشیده بود میتاخت و برای همین نیز دست به ابداع سوسیالیسم زد و میتوان گفت او اولین واضع فلسفه سوسیالیسم است.
در انگلیس نیز اولین کاربرد واژه فردگرایی توام با تمسخر و توسط فردی به نام اوونیتن در سال ۱۸۳۰ بود. کاملاً مشخص نیست که این فرد از گفتههای سن سیمینتون اطلاعی داشتهاست یا نه ولی عاقبت او نیز نتوانست با فلسفه داراییهای اشتراکی که توسط جمع گرایان عنوان میشد کنار بیاید و آن را رد کرد. البته در اینجا باید به این نیز اشاره کرد که بیشترین مخالفان فردگرایی را روحانیون تشکیل میدادهاند و آن را مخالف فرامین الهی ارزیابی میکردهاند.
[ویرایش] ویژگیهای شخصیتی فردگرایان
- علایق و نیازها و اهداف فردی ترجیح داده میشوند
- ارزشها و هنجارها، مبنای فردی دارند ( خودانگارشت هستند )
- کسب لذت فردی، در اولویت است.
- باورهای فردی، متمایز کننده فرد از گروهاست
- استقلال و هویت فردی اهمیت دارند
- راهبردهای مستقیم و مواجه رو در رو ترجیح داده میشوند
- ارتباط بین اعضاء متکی به افراد است . رابطه اعضاء با فاصله زیاد صورت میگیرد .
- روابط اجتماعی در بین اعضاء داوطلبانه بوده و اندازه گروهها کوچکتر است
- ورود و خروج به گروه براحتی صورت میگیرد
- دوستیها رنگ کمتری داشته، رفاقتها و وفاداری به گروه و شخص دیگر کمتر است.[۵]
- رفتار افراد بر اساس فرا ارتباط بنیان گذارده میشوند .[۶]
[ویرایش] فردگرایی سیاسی
تاریخ بشر پر است از قهرمانان و شیاطین فردگرا که یکدسته برای غرور خود قهرمان شدهاند و دسته دیگر برای نفع جویی پیوسته خود شیطان. این نهاد دوپهلوی فردگرایی است که اگر به اصول اخلاقی انسان معتقد نباشد، به سرعت راه منفعت شخصی را میپیماید و چه بسا وقایع تلخی را نیز برای دیگران رقم میزند . بخصوص در فلسفه فردگرایی سیاسی، این آثار منفی پر رنگ تر میشوند . یک سیاست مدار فردگرا اگر تنها به منفعت خود بیندیشد برای رسیدن به این منفعت ممکن است ملتی را زیر پای خودش له کند . برای همین سیستمهای دموکراتیک ابزارهای کنترلی بسیار قدرتمندی ( مانند روزنامه، دادگاههای بینالمللی، مجلس و.. ) را برای مقابله با فردگرایی سیاسی بنیان گذاشتهاند .[۷]
روح فردگرایی بالنفسه بد نیست بلکه باید تحت کنترل باشد [۸]. در فلسفه سیاست، تئوری فردگرایی دولتی به این اشاره دارد که دولت باید حافظ آزادی فردگرایان باشد این مصونیت تا زمانی وجود دارد که این افراد نخواهند مانع آزادی دیگران گردیده و یا از دیگران به منظور نفع خود سوء استفاده کنند . این تقابل با تئوری سیاسی جمع گرایان درجایی که زندگی فردگرایان تحت فشار قرار میگیرد و به آنها تحمیل بیرونی صورت میگیرد، رد شده و دو گونه تعریف را برای این منظور به وجود آوردهاست که « قریحه فردگرایی » و « آزادی فردگرایان » از آن جملهاند . فردگرایان به صورت عمده نگرانند که حقوقشان در تحمیلهای محیط و جامعه تحت فشار قرار گیرد و برای همین نیز خواستار حمایت از حقوق فردگرایان هستند.
[ویرایش] فردگرایی ایرانی
فرهنگ هر کشور و یا منطقه افراد را به جهتی سوق میدهد که عناصر عمده خود را به آنها منتقل کند . مثلاً فرهنگ اروپایی و غربی بیشتر فردگرا و برعکس فرهنگهای آسیای مانند چین, ژاپن, هند و سابقاً ایران جمع گرا است . فرهنگهای جمع گرا به جهتی سمت و سو دارند که الگوهای عمده جمع گرایی را به افراد جامعه تحمیل کنند و آنها را وادار به اندیشیدن در کالبد گروهی کنند .[۹] هر چند به طور قطع نمیتوان گفت کدام یک از این دو پدیده بر دیگری رجحان دارد . پژوهشهایی که در زمینه فردگرایی انجام شدهاست نشان میدهند افراد فردگرا به شکوفائی فردی توجه داشته و خود را بهتراز جمع گراها نشان میدهند و همین امر نیز باعث انعطاف بیشتر در قبال جامعه از جانب این افراد میشود [۱۰] فردگراها تا زمانی که دچار خودخواهی کامل نشده باشند، شخصیت مفیدی دارند . به دنبال موفقیت میروند، ذهنشان را به کار میگیرند، تحصیلات بالایی دارند، به محیطهای اجتماعی منفی کمترین توجه را دارند و.. .
درحالی که در زندگی اجتماعی حاکم بر اکثر کشورهای مترقی غرب، فردگرایی مشاهده میشود، در زندگی ایرانیان، بالاخص در شهرهای کوچک و روستاها، معاشرتهای اجتماعی جایگاه ویژهای دارد، که نکات مثبت و منفی خود را دارا میباشد. در حالی که فردگرایی میتواند منجر به افزایش استقلال رای، آزادی انتخاب و نوعی از آسایش فردی شود، رفتارهای نزدیک غالب جوامع ایرانی، منجر به افزایش هیجان، تولید حس تعلق و عدم احساس تنهایی و شادی میشود. در حالی که بسیاری از سرگرمیهای جمعی در جوامع غربی بدون مکالمات جدی و سنگین در جمع همراه است و بر نقطه ثقل خارجی همچون تلویزیون، موسیقی و طبیعت بنا میشود، بسیاری از سرگرمیهای ایرانی بر گفتگو و گپ جمعی استوار است. در حالی که بسیار دیده میشود که در کشورهای غربی یک فرد یا یک زوج به تنهایی به غذاخوری، سینما یا پارک میروند، معمولاً ایرانیان سعی میکنند که در غالب یک گروه به انجام چنین فعالیتهایی مبادرت کنند که قطعاً در کنار افزایش لذت منجر به کاهش هویت فردی هم میشود چرا که دیگر بسیاری از تصمیمات را نه تو فرد، بلکه یک جمع میگیرد. ولی امنیت و هیجانی که هویت جمعی ایجاد میکند، باعث میشود که بسیاری از ایرانیان این چنین رفتار کنند و بگونهای لذت همدلی را بچشند. شاخص فردگرایی برای بسیاری از کشورهای انگلیسی زبان بسیار بالاتر از کشورهای مترقی دیگر است. به طور مثال شاخص فردگرایی هفستید [۱۱]. برای کشورهای آمریکا ۹۱، انگلیس ۸۹، استرالیا ۹۰، هلند ۸۰، ایتالیا ۷۶، دانمارک ۷۴، فرانسه۷۱، آلمان ۶۷، اسپانیا ۵۱، ژاپن ۴۶، ترکیه ۳۷، یونان ۳۵، پرتغال ۲۷، چین ۲۰، سنگاپور ۲۰، پاکستان ۱۴ و ایران ۴۱ است [۱۲]. در آمار ذکر شده نکات جالبی وجود دارد که یکی از جالبترین آنها عدم همگرایی کاملاً مستقیم شاخص فردگرایی با مدرن بودن کشور است. در حالی که آمریکا کشوری است که از لحاظ بسیاری از شاخصهای اجتماعی-فرهنگی در مقایسه با اکثر کشورهای اروپایی، سنتی تر است، و طبق نظری از نظر ارزشهای سنتی غیر سکولار از تمام کشورهای اروپایی به جز ایرلند سنتی تر است [۱۳]، حال چنین کشوری بالاترین شاخص فردگرایی در دنیا را دارد. در مقابل کشور مدرنی مثل ژاپن، شاخص فردگرایی نزدیک به ایران دارد! این خود به نوعی شاید نشان میدهد که با اینکه قسمتی از فردگرایی موجود در بسیاری از جوامع غربی ریشه در ذات مدرنیته دارد، قسمت بزرگ دیگری از آن ریشههای فرهنگی و تاریخی دارد و بیش از اینکه فردگرایی محصول مدرنیته باشد، محصول لیبرالیسم و نظام اقتصادی آزاد است [۱۴]. بسیار طبیعی است که برای حرکت از جامعه سنتی به سمت یک جامعه مدرن، انسانها استقلال فکری پیدا کنند و چنین استقلالی قطعاً میزانی از فردگرایی را طلب میکند ولی لزوماً میزان بسیار بالای فردگرایی برای هر فرهنگی، امری مثبت نمیباشد چون میتواند باعث کاهش نشاط زندگی، کاهش همدلی بین انسانها و خودپرستی آنان شود.[۱۵].
سابقاً ایرانیان جمع گراتر بودهاند . جمع گرایی یکی از ویژگیهای زندگی قبیلهای و گروهی است . در زندگی قبیلهای اعضا برای زنده ماندن و تامین معاش مجبور میشوند در غالب جمعی حرکت کنند، خواه این جمع را بپسندند و یا نپسندند . در غالب جمعی زندگی کردن، پدید آورنده فرهنگ جمعی و تعصب جمعی است ( مثلهای مانند « خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو » ) و فرهنگ جمعی نیز ویژگیهایی که توسط عرف و سنت به وجود میآیند را سینه به سینه رعایت کرده و به آنها ارج میگذارد . ولی اندک اندک با رواج شهرنشینی و رفع احتیاجات افراد از یکدیگر، فرهنگ جمعگرایی تجزیه شده و فردگرایی رشد میکند . کشورهایی که دارای دوره شهرنشینی طولانی تری هستند ( مانند کشورهای اروپایی ) دارای فرهنگ فردگراتری نسبت به کشورهایی هستند که اخیرا به شهرنشینی روی آوردهاند . فرهنگی که بر اثر این تجزیه و تحلیل به وجود میآید، فرهنگی شخصی است و بنا شده بر پایه خودانگاشتهای فردی است، نه گروه .در ایران امروز فردگرایی از « فردگرایی خودخواهانه » که نوع مریض فردگرایی است رواج بسیار دارد . دلایل به وجود آورنده این انگاشت مریض بی شک ریشه در بدبینی مابین جنگ نسلهای پیشین که جمع گرا بودهاند با نسلهای جدید است که میخواهند خودشان اصول زندگی خود را انتخاب و اجرا کنند ولی در عین حال همین نسل جدید نیز دارای یک ایدئولوژی مستقل از نسل پیش نیستند . یعنی، نسل جدید خواهان مقابله با سنت و عرف است در صورتی که تلقینات نسلهای پیشین در ذهن او هنوز هم به قوت خود باقی است و قانونی مستقل برای مقاومت در برابر سنتها و عرف ندارد . ریشه اصلی فردگرایی خودخواهانه ایرانی، حکومتهای ایران است که با فردگراییهایش این تحفه را به مردم ایران منتقل کردهاست . فردگرایی خودخواهانه، وابستگی بیش از حد به زندگی مادی را به ارمغان میآورد و این خودخواهانه به خود اندیشیدن، باعث میشود هیچ کسی ابایی از چیزهایی که زیرپایش ویران میکند، نداشته باشد .[۱۶]
[ویرایش] انتقادها از مفهوم فردگرایی و جمع گرایی
نوشتار اصلی: انتقادها از مفهوم فردگرایی و جمع گرایی
1- نیاز به مفاهیمی دقیق تر: در انتقاد از مفهوم فردگرایی فیسک (2002) می گوید:[۱]
- در مورد فردگرایی" با این نوع دسته بندی رینهولد مسنر، وان گوگ، مهامتا گاندی، مایکل جردن و آدولف هیتلر همگی به عنوان انسان هایی فردگرا در یک ستون قرار می گیرند" ! [۱]
- در مورد جمع گرایی نیز " این نوع دسته بندی تعهدات اجتماعی را با همه نوع گروه و شبکه های ارتباطی ترکیب می کند. در حالی که اشکالِ گوناگونی از جامعه وجود دارد و دلیلی ندارد که یک جامعه به دلیلِ تاکیدِ فرهنگی بر یک نوعِ رابطه، عضو پذیری و یا وظایف لزوما ً سایر خصوصیاتِ دسته بندیِ اویزرمن را نیز دارا باشد. " [۱]
2- رابطه ی فردگرایی و جمع گرایی: در سال 1993 توسطِ تیمِ تحقیقاتیِ تریاندیس و در سال 1996 توسط گلفاند، تریاندیس و چان، تحقیقاتِ هافس تد ( 1980 و 1983 ) را مورد حمله قرار داد. تریاندیس و هکارانش، به مشاهده ی درجاتِ مختلفِ فرد گرایی و جمع گرایی در فرهنگ های مختلف پرداختند. یافته ی کلیدی آنها این بود که فرد گرایی و جمع گرایی اساسا ً مستقل از یکدیگر بوده و با یکدیگر همبستگی ندارند! این یافته فرضِ هافستد مبنی بر وجودِ یک همبستگی کاملا ً منفی بینِ فرد گرایی و جمع گرایی را رد می کرد.[۱۷]
[ویرایش] پانویسها
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ مبانی شناخت انسان– اثر مایکل آیزنک– ترجمهٔ ب. کوشا- چاپ اینترنتی – ویرایش اول ۱۳۸۷- (فصل اول) ص69-77نسخه ی PDF
- ↑ Lapsley,D. H. (1988). Self,ego and identity:Integrative Verlag Inc
- ↑ مقاله برگزیده فردگرایی - پور حسین، رضا - عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
- ↑ فردگرایی - ریچارد استیورس - ترجمه : خسرو محتشمی روزنامه همشهری
- ↑ Hosted, G. & Bond, H. M. (1984). Hofstede’s culture dimensions: an independent validation using Rokeach’s value survey. Journal of Cross-Cultural
- ↑ http://deborah.blogfa.com/post-22.aspx نگاهی به دو پدیده تعارف و بدبینی در فرهنگ ایرانی - کاظم زاده، رضا
- ↑ مقاله فردگرایی و جمع گرایی محمدی، صالح - مقاله تحقیقاتی
- ↑ مقاله فردگرایی و جمع گرایی محمدی، صالح - مقاله تحقیقاتی
- ↑ مقاله برگزیده فردگرایی - پور حسین، رضا - عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
- ↑ - Huiberts,A. , Oosterwegel,A. , Meeus, W. & Vollebergh, W. (2001). Individuallism and collectivism in relation to parents and pears. Differences between duth and Moroccan adolescence.
- ↑ «گیرت هفتسید-صفحه ویکیپدیای انگلیسی».
- ↑ «Clearly Culture, Making Sense of Cross Cultural Communication, Individualism».
- ↑ «Economist Jan 2nd 2003, “How America and Europe divide over values”».
- ↑ «Individualism and Modern Society».
- ↑ «و آنچه ما داریم- نگاهی تحلیلی به خصایص مثبت فرهنگ ایرانی و نقش آن در تبلور مدرنیته بومی-حنیف بیات».
- ↑ مقاله فردگرایی و جمع گرایی محمدی، صالح - مقاله تحقیقاتی
- ↑ مبانی شناخت انسان– اثر مایکل آیزنک– ترجمهٔ ب. کوشا- چاپ اینترنتی – ویرایش اول ۱۳۸۷- (فصل اول) ص77نسخه ی PDF
[ویرایش] منابع
Individualism. (۲۰۰۸, September ۶). In Wikipedia, The Free Encyclopedia. Retrieved ۲۰:۴۰, September ۹, ۲۰۰۸, from http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Individualism&oldid=236693157