آرتور بوخوالد
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
آرتور بوخوالد (Art Buchwald) متولد ۲۰ اکتبر ۱۹۲۵ در یک خانواده یهودی فرزند ژوزف بوخوالد و درگذشته به تاریخ ۱۷ ژانویه ۲۰۰۷، طنزنویس مشهور آمریکایی، ستوننویس روزنامه اینترنشنال هرالد تریبون، واشینگتن پست، نیویورک هرالد تریبون، لس آنجلس تایمز، برنده جایزه پولیتزر (۱۹۸۲) که آثار وی در بیش از ۵۵۰ روزنامه محلی و کشوری در آمریکا به چاپ رسیده است.
آرت بوخوالد در ۱۹۷۴ به ایران سفر کرد. او یکی از شدیدترین لحنهای انتقادی-طنزپردازنه را نسبت به رییس جمهورهای آمریکا از ریچارد نیکسون تا جرج بوش داشته است.
آرت بوخوالد و طنزهایش در ایران توسط زنده یاد پرویز ایرانزاد (پ. الف. بوخی) معرفی شد. ایرانزاد که مترجم و خبرنگار بخش بینالملل روزنامه اطلاعات بود، همان ذوقی را که بوخوالد در مقام طنزنویس به کار میبرد، در مقام مترجم به کار برده است و متنی خواندنی از خاطرات این روزنامه نگار نامی و شهیر آمریکایی به دست داده است.[۱]
هادی خرسندی طنز پرداز شهیر و تبعید شده ایرانی با حضور بیش از پنجاه سال در طنز ایران لقب آرت بوخوالد ایران را به خود اختصاص داده است. آقای خرسندی در سال ۱۹۷۴ در تهران با آرت بوخوالد ملاقات داشته است.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] بعضی نوشتارهای طنزمند وی
- شوهر «مغز» خانه و زن «قلب» خانه است.
- تنها علاج عشق، ازدواج است.
- یک همسفر پیدا کردن خیلی آسانتر است از یکی را از دست دیگری خلاص کردن!
- انسان کیسههاى پلاستیکى، قوطىهاى آلومینیومى و سلفونهاى نایلونى را به وجود آورد تا بتواند با خیال راحت با ماشیناش در خیابانها راه بیفتد و همه غذاهایش را از یک مغازه بخرد، آنهایى را که مىخواهد در فریزر بگذارد و آنچه را که نمىخواهد دور بریزد. اما بزودى جهان ما از کیسههاى پلاستیکى، قوطىهاى آلومینیومى، سلفون و بطرىهاى یکبار مصرف پر خواهد شد و دیگر هیچ جایى براى نشستن یا راه رفتن نمىماند. آنگاه است که انسان سرش را تکان مىدهد و گریه را آغاز مىکند.[۲]
[ویرایش] کتابهای وی
[ویرایش] آثاری که به فارسی ترجمه شدهاند
- آمریکا به روایت آرت بوخوالد مترجم: پرویز ایرانزاد تاریخ انتشار: ۱۳۶۴، ناشر و صاحب امتیاز در آمریکا : خانه گاهشمار کتاب آمریکا
- من لوزههایم را دوست دارم
- لیموزین جدید پرزیدنت بوش
- شوکران شیرین، گزیده طنز گیتی
- (در این کتاب داستانهایی از آثار طنزپردازان جهان از جمله "وودی آلن" و "بوخوالد" و "تربر" ترجمه شده است.)[۳]
- حاصل تجربههای آرت بوخوالد که با ترجمه پرویز ایرانزاد ترجمه شده است.[۴] آشنایی مترجم با نثر و آثار بوخوالد و نیز زیست و زمانه وی سبب شده است ، متن روانتر از ترجمه های این گونه به چشم بنشیند، ضمن آنکه مرحوم ایرانزاد در ترجمه سعی کرده است معادلهای مناسبی را برای برخی از ضرب المثل ها و اصطلاحات بوخوالد پیدا کند و در نهایت متنی را به دست خواننده برساند که حس کند، نویسنده (بوخوالد) در همین ایران خودمان است.

