قربانعلی زنجانی
| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| زادروز | حدود ۱۲۴۰ (قمری) | |
| زادگاه | زنجان، ایران | |
| تاریخ درگذشت | ۱۶ ربیعالاول ۱۳۲۹ (۹۰ سالگی) | |
| محل درگذشت | کاظمین، عراق | |
| دین | اسلام | |
| مذهب | شیعه دوازده امامی | |
| اطلاعات علمی و مذهبی | ||
| استادان | مرتضی انصاری صاحب جواهر |
|
| کتابها | رساله توضیخالمسائل رساله سؤال و جواب |
|
|
|
||
آخوند ملا قربانعلی زنجان (درگذشته ۱۶ ربیعالاول ۱۳۲۹، کاظمین) از علماء دینی طراز اول ایران و از مخالفین انقلاب مشروطه بود. او در شهر زنجان سکونت داشت، ولی مردم زیادی از خطه آذربایجان از او تقلید مینمودند.[۱] او به دلیل تسلط بر مسائل فقهی و دانش وسیع دینی حجتالاسلام نامیده شد. در عصر او علمای معدودی به این لقب خوانده میشدند.
[ویرایش] زندگینامه
در حدود ۱۲۴۰ (قمری) در روستای آربُن در نزدیکی زنجان متولد شد. پدرش کشاورزی معتقد و شيفته اهل بيت (ع) موسوم به علی عسکر بود و مادرش سارا نام داشت.[۲]
تحصیلات خود را در زنجان آغاز کرد. در حدود ۱۲۶۶ به نجف رفت و از محضر عالمانی چون صاحب جواهر، مرتضی انصاری، شیخ راضی و سید حسین کوهکمری سود جست. او به مدت دوازده سال در محضر مرتضی انصاری تلمذ کرد تا به درجه اجتهاد رسید و پس از درگذشت انصاری در سال ۱۲۸۱ به زنجان بازگشت و به تربیت شاگرد و قضاوت و پاسخ به استفاتائات پرداخت. او دانش شرعی عمیق و محفوظاتی بسیار گسترده داشت و احتمالاً تنها مرجع تقلید زمان خود بود که هیأت استفتائیه نداشت و حتی بدون مراجعه به کُتُب، خود کتباً به تمام سؤالهای شرعی پاسخ میداد.[۲]
ملا قربانعلی درباره مطالعه و تحصیلاتش میگفت: «برای من ایام تعطیل مفهومی نداشت.» و درباره استراحتش میگفت: «بادیه یا دیگ منفذداری را در حالی که پیهسوزی زیرش قرار میدادم و در مقابل خود قرار میدادم، و مدت خواب من اختصاص به دقایق یا ساعتی داشت که آن ظرف گرم گردد و مرا از خواب بیدار سازد که باز مطالعهام آغاز شود. ایام تحصیل نجف روزهای تعطیل را جائی نرفته و در مدرسه میماندم، پیش از رسیدن روز تعطیل در طول هفته ضمن درس و بحثی که داشتم مواظب طلاب بودم و دقت میکردم که آنان چه کتابی و کدام قسمت آن را درس میگیرند؟ آنگاه روزهای تعطیل همان قسمتها را بدقت مرور میکردم تا اگر در روزهای تحصیل اشکال یا سؤالی از من شد در جواب عاجز نمانم.»[۳]
ملا قربانعلی به انقلاب مشروطه اعتقادی نداشت و با مشروطیت مبارزه میکرد. در استبداد صغیر مریدانش به فتوی او عدهای از مشروطهخواهان زنجان را کشتند. پس از فتح تهران و پیروزی مشروطه، دولت قوایی را به سرکردگی یپرم خان و سردار بهادر بختیاری جهت سرکوب و دستگیری ملا قربانعلی به زنجان فرستاد. مشروطهخواهان قصد داشتند ملا را پس از دستگیری به تهران آورده و مانند شیخ فضلالله نوری محاکمه نماید، ولی با وساطت محمدکاظم خراسانی او را به کاظمین تبعید کردند.
ملا قربانعلی در ۱۶ ربیعالاول ۱۳۲۹ (مصادف فروردین ۱۲۹۰) در کاظمین درگذشت و در همان شهر در نزدیکی قبر شیخ مفید به خاک سپرده شد.
ملا قربانعلی به زهد و پرهیزگاری معروف بود و زندگی ساده و عدم علاقه او به مالاندوزی، او را مورد علاقه و احترام تمام مردم کرده بود. او در طول زندگی خود همسری انتخاب کرد و فرزندی برجای نگذاشت. وی نه حاکمی را به حضور میپذیرفت و نه به ملاقات حاکمی میرفت. او رجال ديوانی قاجار را عادل نمیدانست و با هيچ يک از پادشاهان قاجار ملاقات نکرد.[۲] منتقدین او از جمله احمد کسروی با وجود تأکید بر استبداد خواهی او، وی را سلطنتطلب و طرفدار محمدعلیشاه معرفی نکردهاند.
از او تالیفات زیادی باقی نماندهاست و جز سه رساله «توضيحالمسائل» و «سؤال و جواب» و «حاشیه بر مکاسب» تالیف دیگری ندارد.[۴]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پانویس
- کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: نگاه، ۱۳۸۷. ISBN 964-351-138-3.