آخوند
| بخشی از مجموعه مقالههای: |
| اسلام |
| اصول |
| عدل |
| فروع |
|
نماز · روزه · زکات · حج · جهاد خاص تشیع: خمس · امر به معروف · نهی از منکر · تولی · تبری |
| منابع اسلامی |
| سنت (حدیث) |
| شخصیتها |
|
محمد · علی · فاطمه · اهل بیت · خلفای راشدین · امامان شیعه · صحابهٔ محمد |
| مذاهب |
| تصوف |
| علوم |
|
حدیث · تفسیر · فقه · کلام · فلسفه · عرفان |
| تاریخ |
|
امویان · عباسیان · فاطمیان · مملوکان · عثمانیان · صفویان · آخرالزمان |
| جغرافیا |
|
مکه · مدینه · بیتالمقدس · کوفه · نجف · کربلا · سامرا · کاظمین · مشهد · بغداد · دمشق · جهان اسلام(کشورهای اسلامی) · |
| فرهنگ و جامعه |
| درگاه اسلام |
آخوند[۱] در اصطلاح به نوعی شخص روحانی بخصوص در ایران و کشورهای اطراف همانند آذربایجان و روسیه[۲]، و افغانستان[۳] و غیره گفته میشده است.
[ویرایش] کاربرد این واژه
این واژه بطور رسمی امروزه کمتر کاربرد دارد، و توسط واژهٔ «روحانیان» در ادبیّات متداول ایران جایگزین گردیده است.[۴] اما در قدیمالایام، واژه آخوند بطور رایج بعنوان استاد مذهبی امثال مکتبخانه[۵] بکار میرفت.[۶] در روسیه و سیبری، استفاده از این لقب در متون اوایل قرن هفدهم به بعد دیده میشود.[۲]
به جز از پیشه، از کلمه آخوند گاهی بعنوان قسمتی از نام یا لقب اشخاص نیز بکار برده میشدهاست، همانند محمد آخوند گرگانی، آخوند خراسانی، محمد آخوند و امثالهم.
واژهای متداول در ایران، به معنی دانشمند، پیشوای دینی و معلم علوم شرعیه، و گویند : از عهد تیموریان در این کشور رایج شده مأخذ و منشأ اشتقاق این کلمه به وضوح روشن نیست :مرحوم دهخدا احتمال داده که مخفف آغا و خوند "به معنی خداوندگار" باشد، مانندمیرخواند و خواندمیر بعضی آن را تحریفی از آرخون یا آرگون یونانی که در آنجاعنوان روحانیان مسیحی است دانستهاند برخی آن را مرکب از آ "مخفف آقا" و خواند "فعل خواندن" پنداشتهاند.
در نظام عالمان شیعه با عناوینی هم چون ثقة الاسلام، حجة الاسلام، آیت الله، آیت الله العظمی مواجه هستیم.
| این یک نوشتار خُرد پیرامون اسلام است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
[ویرایش] جستارهای دیگر
[ویرایش] منبع
- ↑ http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-0557030428744c4e8c47058477f17117-fa.html
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ Muslim religious institutions in Imperial Russia: the Islamic world of Novouzensk District and the Kazakh Inner Horde, 1780-1910. Volume 35 of Islamic history and civilization. Allen J. Frank. BRILL, 2001. ISBN 90-04-11975-2. pp.109
- ↑ «In Herat the term Akhond ("theologian, tutor": Haim, Persian-English Dictionary) was used for mullas actively engaged in teaching in traditional religious...»
Rhetorics and politics in Afghan traditional storytelling. Publications of the American Folklore Society, Bibliographical and Special Series. Issue 12 of Persian studies series. Law in Social Context Series. Margaret Ann Mills. University of Pennsylvania Press, 1991. Original from the University of California. Digitized May 29, 2008. ISBN 0-8122-8199-3 pp.77 - ↑ ریشههای اصطلاحات و ضرب المثلها ملاخورشدن
- ↑ http://www.rismoon.com/moeenworddetail-326-fa.html
- ↑ Poetry and mysticism in Islam: the heritage of Rūmī. Volume 11 of Giorgio Levi Della Vida conferences. Giorgio Levi Della Vida conferences ; 11th conference. Giorgio Levi Della Vida Bienniel Conference proceedings ; 11. Amin Banani, Richard G. Hovannisian, Georges Sabagh. Publisher Cambridge University Press, 1994. ISBN 0-521-45476-X pp.163
| معنای واژهٔ «آخوند» را در ویکیواژه ببینید. |