آتش دل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

آتش دل یا آتشی در سینه دارم جاودانی، عنوان ترانه یا تصنیفی قدیمی با صدای قمرالملوک وزیری (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تاکستان، درگذشت: ۱۳۳۸ در تهران) است که شعر ترانهٔ آن توسط حسین پژمان بختیاری (زاده ۱۲۷۹، درگذشت ۱۳۵۳ در تهران)، شاعر و ترانه سرای نامی ایران بر روی آهنگی از مرتضی نی داوود (زاده ۱۲۷۹ در تهران، درگذشت: ۱۳۶۹ درلس‌آنجلس)، سروده شده‌است. این ترانه نخستین بار با صدای قمر و در همراهی با نغمه تار آهنگساز آن (مرتضی خان نی داوود)، در سال ۱۳۱۵ خورشیدی و در محل گراند هتل تهران، واقع در خیابان لاله زار، اجرا شد.

از این تصنیف مرتضی نی داوود، که به گفته خود او بهترین آهنگ او محسوب می‌شود، بعدها اجراهای دیگری توسط خوانندگان دیگر نیز اجرا شد، که از آن جمله اجرای آن با صدای صدیق تعریف (زاده ۱۳۳۴ در سنندج) در سال ۱۳۶۹ خورشیدی، و نیز اجرای همایون شجریان (زاده ۱۳۵۴ در تهران) در سال ۱۳۸۱ خورشیدی، که با تنظیمی از محمد درویشی صورت گرفت، قابل ذکر می‌باشند.

نخستین عبارات این تصنیف، بعنوان یکی از شاخصترین کارهای قمرالملوک وزیری بر سنگ قبر او در گورستان ظهیرالدوله درج شده‌است.

تاریخچه شکل گیری ترانه[ویرایش]

در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۴ خورشیدی، مجله تماشا که نشریه‌ای وابسته به سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران و از جمله پرخواننده‌ترین نشریات کشور بود، با تلاش و پی گیری زیاد، با تنی چند از نزدیکترین یاران و همکاران و آشنایان بانو قمرالملوک وزیری، از جمله مرتضی نی داوود، عبدالله طالع همدانی و... مصاحبه‌هایی ترتیب داد، که هدف از آن ترسیم چهره‌ای واقعی از قمر، از شبکهٔ خاطره‌ها و کلاف سردرگم اسناد و یادبودها بود. در یکی از این مصاحبه‌ها، که تحت عنوان «بدری در کام خسوف» و در نشریه تماشا، مورخه روز ۲۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۴ به چاپ رسید، مرتضی نی داوود، ضمن بیان مطالب متعدد و متنوعی پیرامون قمرالملوک وزیری و آثار او، از دو ترانه قدیمی مرغ سحر و آتش دل، به عنوان دو تا از شاخصترین آثار مشترک خویش با قمرالملوک وزیری نام می‌برد و شرح مختصری در باب تاریخچه و نحوهٔ شکل گیری این دو ترانهٔ مشهور ارائه می‌کند. نی داوود می‌گوید:

... بیش از همه ملک الشعرای بهار بود که برای [کارهای مشترک] ما [با قمرالملوک وزیری]، ترانه می‌ساخت. پژمان بختیاری، احمدی، وحید دستگردی و مؤیدثابتی شاعر خراسانی، بعد از او [یعنی بهار] با ما همکاری داشتند....[از جمله در تصنیف مرغ سحر]، از روی آهنگ بنده، مرحوم ملک الشعرای بهار، این شعر را ساختند: «مرغ سحر ناله سر کن، داغ مرا تازه تر کن، بلبل پربسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا...»، و قمر هم آن را خواند. این ترانه و آهنگ آن، بهترین و معروفترین ترانه و آهنگ زمان خودش شد. حتی حالا وقتی خودم آن را می‌شنوم، حظّ می‌کنم. اما همانطور که گفتم، غیر از مرحوم ملک، شادروان پژمان بختیاری هم با قمر و من همکاری داشتند و یک بار، ضمن اینکه بنده آهنگی می‌ساختم، مرحوم پژمان شعر آن را سرودند. آهنگ در مایه دشتی است و شعرش این است: «آتشی در سینه دارم جاودانی، عمر من مرگیست نامش زندگانی، رحمتی کن کز غمت جان می‌سپارم، بیش از این من طاقت هجران ندارم....»

از شرح ارائه شده توسط نی داوود پیداست که شعر تصنیف آتش دل، توسط پژمان بختیاری در حین ساخت آهنگ آن توسط مرتضی نی داوود سروده شده‌است. از قرائن و شواهد چنین برمی آید که ساخت شعر و ترانهٔ این تصنیف در سال ۱۳۱۵ خورشیدی صورت پذیرفته و نخستین اجرای آن، توسط قمرالملوک وزیری در همان سال، با تار مرتضی خان نی داوود و در محل گراند هتل تهران بوده‌است. همچنین مدتی بعد از این اجرا، اجرایی دیگر از این ترانه با صدای قمرالملوک و تار نی داوود توسط کمپانی هیزماسترویس بر روی صفحه گرامافون ضبط گردید که این نسخه خوشبختانه موجود و در دسترس می‌باشد.

مشخصات ترانه[ویرایش]

  • آهنگساز: مرتضی نی‌داوود
  • شاعر: حسین پژمان بختیاری
  • دستگاه: شور (مایه دشتی)
  • نوازنده تار (در نخستین اجرا): مرتضی نی داوود
  • اجرای اول: سال ۱۳۱۵ توسط قمرالملوک وزیری با همراهی تار مرتضی‌خان نی‌داوود در گراند هتل تهران
  • اجرای دوم: سال ۱۳۶۹ توسط صدیق تعریف
  • اجرای سوم: سال ۱۳۸۱ توسط همایون شجریان (متولد ۱۳۵۴ تهران) با تنظیم محمدرضا درویشی

شعر ترانه[ویرایش]

آتشی در سینه دارم جاودانی

عمر من مرگی است نامش زندگانی

رحمتی کن کز غمت جان می‌سپارم

بیش از این من طاقت هجران ندارم

کی نهی بر سرم پای ای پری، از وفاداری؟

شد تمام اشک من بس در غمت، کرده‌ام زاری

نوگلی زیبا بود حُسن و جوانی

عطر آن گل رحمت است و مهربانی

ناپسندیده بود دل شکستن

رشتهٔ الفت و یاری گسستن

کی کنی ای پری، ترک ستمگری

می فکنی نظری آخر به چشم ژاله‌بارم

گرچه ناز دلبران دل تازه دارد

ناز هم بر دل من اندازه دارد

هیچ دگر ترحمی نمی‌کنی بر حال زارم

جز دمی که بگذرد از چاره کارم

دانمت که بر سرم گذر کنی به رحمت اما

آن زمان که برکشد گیاه غم سر از مزارم

از نظرهای تو بی‌مهری عیان است

جان‌گداز است آن نظر کارام جان است

سیل اشکم با زبان بی‌زبانی

با تو گوید راز عشقم گر چه دانی ...

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • شاپوری، بهروز. چهره‌های موسیقی ایران. چاپ دوم. تهران: کتابسرا، ۱۳۷۲. 

پیوند به بیرون[ویرایش]