آبادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

آبادی بمعنای محلهای آباد می‌باشد، کلمه آباد از کلمه پهلوی آپاتان گرفته شده‌است به معنی عامر. عامره . معمور. معموره . مزروع . آبادان . مسکون . مقابل ویران و ویرانه و بائر و خراب و بیاب [۱] که کلمه آباد بصورت پسوند در نامگذاری اغلبی از روستاهای ایران بکار رفته، چراکه مایه اصلی آبادانی آب می‌باشد و نام بردن آن در کنار نامهای محلها قدرشناسی ایرانیان از آب را رسانده، چنانچه که در نامهای بخشی از آبادیهای واقع در جنوب شرقی ایران کلمه چاه بکار رفته که این نشاندهنده این موضوع است که آب در آن مناطق بتوسط چاه بدست می‌آمده مانند:چاه سلطان، چاه مسلم، چاه بهار و حال اگر بخواهیم در توصیف کامل نامگذاری روستاهای ایران توضیح کوچکی داده باشیم در بخش‌های غربی ایران یعنی مناطق کٌرد نشین کلمه «کانی» که در کٌردی بمعنای چشمه‌است بصورت پیشوند برای نامیدن روستاها بکار گرفته شده‌است مانند :کانی سیف، کانی سخت، کانی مانگا(درفارسی نیز به معدن که بمعنای سرچشمه و منبع هرچیزاست«کان»گفته شود، کانی=معدنی) و در بخش‌های شمال غربی این لفظ بصورت «کندی» نامیده شده و همچو آباد در مقام پسوند جای گرفته مانند کلیسا کندی، کٌردکندی، کلمه کندی از همان معنای کندن آمده، "کندهاً اغلب جهت اسکان احشام و در بعضی جاها جهت اسکان یافتن خود افراد بوده، که در مجاورت تپه‌ها و کوه پایه‌ها ایجاد شده، شرایط اقلیمی آن مناطق نشان می‌دهد کلمه کندن در بدست آوری آب نبوده چراکه آب در آن مناطق براحتی یافت می‌شده بلکه از فطرت سرما و امنیت جانی از موجودات درنده بوده.

یکایک همه نام وکین توختیم همه شهر آباد را سوختیم

منابع[ویرایش]

  1. لغت نامه دهخدا