بحث:اسم اعظم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

شیخ بهایی و ادعای دانستن اسم اعظم[ویرایش]

در کتاب طلسم نوشتهٔ تناولی که در مقاله آمده، در صفحهٔ هفتاد و یک، شعری آمده که منبع آن در یادداشت‌های کتاب این طور ذکر شده:

  • شیخ بهایی، مجموعه علوم غریبه متن کامل کشکول شیخ بهایی، فاقد و تاریخ و محل چاپ، ص. ۶۲۶

متن شعر از این قرار است:

سال هفتاد و یک عمرم چو رسید فکر من پرده از این رمز درید

[...]

عددش با سوُر قرآنی متساوی است اگر می‌دانی
ظا بود حرف آحر و شش حرف در او گوش دل باز کنی گر نیکو
عدد و بینه‌اش هفتاد است این هم از قاعده استاد است
هشت حرف است به ترتیب نظام بسط حرفیش چهل گشته مدام
لفظیش نوزده از روی جمل هست چون مدخل باسط بعمل
دومیش میم و چهرم لام است سیمش شهره در این ایام است
از سه جا مصدر اسمش ذال است در سرایه از انفال است
اولش هفده و آخر سین است متصل در وسط یاسین است

اگر پیدایش کردم، زودی همهٔ ویکی‌پدیا (همهٔ مقالات به همهٔ زبان‌ها) را درست می‌کنم ;) میلاد ۱۷:۰۷, ۱۴ مارس ۲۰۰۷ (UTC)

نام[ویرایش]

اسم اعظم کلمه ایست عربی (به طبع از مسلمانان گرفته شده) اگر دیگران نظریاتی مشابه اسم اعظم دارند، به تر است مقاله‌ای با نامی که آنان می‌خوانند ایجاد شود (و یا لااقل در مقاله یاد شود) • Яohan ب ۲۱ تیر ۱۳۸۶ (۰۰:۰۱)UTC

اسم اعظم بیشتر اعتقادی سامی‌است تا اسلامی. ترکیب هم اسم خاص نیست چنان که مثال آورده شده‌است در متن‌های فارسی به صورت «نام بزرگ» هم آمده‌است. به‌آفرید ۰۰:۰۴، ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۷ (UTC)
متأسفانه در فرهنگ معین مدخلی درباره اسم اعظم نیافتم. و نیز در نسخه نرم افزاری دهخدا. با این حال هیچ جا به صراحت سخن از انحصار اسم نیامده • Яohan ب ۲۱ تیر ۱۳۸۶ (۰۰:۲۸)UTC
به منبعی که نام برده بودم مراجعه کردم و نیافتم. به گمانم در باب الحجة باشد. به نسخه هایی از بحار و دیگر کتب باید رجوع کنم • Яohan ب ۲۱ تیر ۱۳۸۶ (۰۰:۳۷)UTC

بی طرفی[ویرایش]

اسم اعظم در تمامی ادیان موجود است و ذکر ان فقط در مورد اسلام طرفداری متن را نشان می‌دهد. کاملا متن تبلیغاتی است. دست از تبلیغات بردارید. Taeedxy ۰۶:۲۷، ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۷ (UTC)

فکر کنم در آیین یهود در کابالا نیز اسم اعظم دارای محوریت خاصیست. آنهایی که در این باب خبره‌اند باید همت به افزودن قسمتهای جدید به این مقالات کنند.--زرشک ۱۲:۳۶، ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۷ (UTC)

تا جایی که من می‌دانم در آئین کابالا «اسم اعظم» نقشی ندارد • Яohan ب ۲۶ شهریور ۱۳۸۶ (۰۶:۰۵)UTC
بستگی دارد منظور از "کابالا" و عموما "آیین یهود" چه باشد و اینکه آیا کابالا را نماینده و یا زیر مجموعه ای از آیین یهود میدانیم یا خیر. اگر قبول داریم که آیین محمد دنباله رو و نسخه متأخر آیین ابراهیم و مسیح است, پس دلیلی برای اختلاف اسماالله در اسلام اصیل و اسماالله در آیین یهود اصیل وجود ندارد. مگر نه اینکه حضرت سلیمان و آصف ابن برخیا هر دو موحد و "تسلیم" به خدا بوده اند؟ مگر نه اینکه آصف فقط یکی از حروف اسم اعظم را می دانستند که توانستند با همان یک حرف زمین را درهم نوردیده و قبل از یک چشم بر هم زدن تخت بلیقس را از سرزمین سبا نزد سلیمان حاضر سازند؟ مگر نه اینکه به حضرت موسی علیه السلام چهار حرف از اسم اعظم داده شد، به حضرت ابراهیم علیه السلام هشت حرف، به حضرت نوح علیه السلام پانزده حرف و به حضرت آدم علیه السلام بیست و پنج حرف داده شد؟ (تفسیر نمونه، ج 7 ف ص 30) بنابراین البته که در آیین یهود اصیل اسم اعظم هم بوده. سئوال این است که آیا امروزه پس از گذشت قرن ها آن تناظر یک به یک ۱۰۰٪ بین اسم اعظم در اسلام و اسماالله در آیین یهود (و فرم عرفانی-mystical آن "کابالا") از میان رفته است یا هنوز وجود دارد؟ شکی نیست که در فرم اصیل خود اسم اعظم نزد هر دو دین یکی بوده, چرا که هر دو دین یک منشا و گفتاری از یک آیین الهی اند. نه دو تا. با این حال با فرض اینکه اسلام و یا آیین یهود (مثلا کابالا) از فرم اصیل خود خارج شده اند, باز آیین یهود امروزی هم مفاهیم بسیار مشابهی را (راجع به اسماالله) با آنچه که امروزه در کتب اسلامی بیان شده دارد .(حتی اینکه در احادیث شیعی اسم اعظم ۷۲ یا ۷۳ حرف است را میتوان مشابها در کتب یهود دید: [۱]). بطور مثال دایره المعارف یهود می نویسد:

The divine names of God, the Haggadah says, were used to perform miracles by those who knew their combinations. King David, on making excavations for the Temple, and finding that the deep was moving upward, asked for permission to stop its rising, which threatened to destroy the world, by inscribing the name of God on a potsherd and throwing it into the deep.

و مقاله ویکی انگلیسی راجع به کابالا و اسامی مقدس خداوند اذعان می دارد:

The kabbalistic book Sefer Yetzirah explains that the creation of the world was achieved by the manipulation of the sacred letters that form the names of God.

البته من مطمئنم که کمابیش بر سر این موضوع اتفاق نظر داریم. اما گاهی لابلای جملات فرض های اساسی گم می شوند.--زرشک ۰۸:۰۱، ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۷ (UTC)

تغییر مفاهیم جملات[ویرایش]

این ویرایشات با از بین بردن مفهوم جمله، چه دلیلی دارد؟! نوید ۱۷ آبان ۱۳۸۶ ۰۷:۴۱ (UTC)

چه مفهومی را از بین می‌برد. اگر بهائی واقعاً یک دین است با آوردن یا نیاوردن کلمه دین تغییری نمی‌کند. اگر دین نیست با چپاندن کلمه دین در کنارش دین نمی‌شود • Яohan ب ۱۷ آبان ۱۳۸۶، ۰۷:۴۷(UTC)
بهائی (ابهام‌زدایی) کمکتان می‌کند، اینجا دانشنامه‌است نه جای به کرسی نشاندن دین بودن یا نبودن! خوشحالم که خودتان دلیلتان را از این ویرایش بیان کردید که من متهم به اظهار نظر در مورد نیت شما نشوم. نوید ۱۷ آبان ۱۳۸۶ ۰۷:۵۲ (UTC)
خوشحالم که پاسخ مناسبی به خود دادید: اینجا دانشنامه‌است نه جای به کرسی نشاندن دین بودن یا نبودن! اگر مشکلی باشد با تغییر به بهائیت حل می‌شود. هنوز هم توضیح ندادید چه مفهومی تغییر کرد • Яohan ب ۱۷ آبان ۱۳۸۶، ۰۷:۵۷(UTC)
«اسم اعظم نشان برجسته‌ و علامتی از بهائی است. بنا به تعریف شوقی افندی، که بهائیان او را به عنوان ولی امرالله در بهائی معصوم و مصون از خطا می‌دانند» برای شما معنی دارد؟ و یا جریان چیز دیگری است؟ نوید ۱۷ آبان ۱۳۸۶ ۰۸:۰۷ (UTC)
نه موضوع روشن است. با تغییر به بهائیت موافقم. گمان کردم نام این دین جدید بهائی است که موگویید «دین بهائی». نمی‌دانستم که عقیده شما بر این است که نام این دین جدید «دین بهائی» است و باید بگوییم «دین دین بهائی». تغییرات مناسب را اعمال کردم • Яohan ب ۱۷ آبان ۱۳۸۶، ۰۸:۱۷(UTC)

نخیر دوست من! سخت در اشتباهید! شما اگر نتوانید با بهائی برسانید که منظورتان چیست توضیح بیشتری در ابتدای آن اضافه می‌کنید، مثلا کتاب بهائی، شیخ بهائی، انسان بهائی و یا دیانت بهائی. در مورد بهائیت هم اگر افرادی مخالف از آن سو استفاده نکرده بودند و الان بار منفی نداشت اشکالی نداشت. در هر حال این بحث قبلا شده است و من نمی‌فهمم برای چه جملاتی را که مفهوم دارند ابتدا بی‌مفهوم می‌کنید و بعد برای مفهوم دار کردنش بار منفی به آن می‌دهید. یا اصولا چرا دین بهائی باید عوض شود؟ نوید ۱۷ آبان ۱۳۸۶ ۰۸:۳۶ (UTC)